تحلیل جرم شناختی محتوای خشونت بصری رسانه وآثار آن بر مخاطبین

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

چکیده

امروزه رسانه های در تمامی جنبه های زندگی رسوخ کرده است و جز  جدایی ناپذیر حیات بشری شده اند. رواج بیش از پیش کد گذاری ها،استفاده از رسانه های بصری و طیف گسترده  مخاطبین این ضرورت را ایجاد می کند که به مطالعه محتوا و آثار خشونت بصری و تولیدات رسانه ای بپردازیم. نوآوری این پژوهش شناخت انواع محتوای خشونت بصری و شرح آثار سوء این پرخاشگری پنهان بر مخاطبین است. پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاط روش گردآوری داده ها کیفی و کتابخانه ای و همچنین توصیفی می باشد. هدف از نگارش این مقاله شناسایی محتوای خشونت بار تصاویر رسانه،  تحلیل جرم شناختی انتشار این تصاویر خشن است. در پاسخ به این سوال که  تصاویر خشن از منظر جرم شناختی چه آثاری بر مخاطبان می گذارند با استفاده از نظریات جرم شناسی این نتیجه حاصل شد که  رسانه ها می توانند آگاهی مخاطب را افزایش دهند اما در صورت گرایش مداوم به کدگذاری خشن تاثیرات عمیقی را بر مخاطب می گذارند که عمدتاً هم منفی هستند. در پاسخ به این سوال که تصاویر دارای چه نوع محتوایی خشونت آمیز تلقی می شوند، پنج دسته محتوایی شناخته و مورد بررسی قرار گرفت. نهایتاً به این نتیجه دست یافتیم که اگرچه  تاثیرات مثبت و منفی رسانه توأمان اند لیکن در صورت استمرار، تنوع و افزایش شدت محتوای پرخاشگرانه نه تنها تاثیر مثبت خنثی می شود بلکه آثار منفی نیز پدید می آید.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Criminological analysis of the content of visual media violence and its effects on the audience

چکیده [English]

Today, the media has permeated all aspects of life and has become an integral part of human life. The increasing prevalence of coding, the use of visual media and a wide range of audiences makes it necessary to study the content and effects of visual violence and media productions. The novelty of this study is to identify the types of content of visual violence and describe the negative effects of this hidden aggression on the audience. The present research is applied in terms of purpose and qualitative and library in terms of data collection method as well as descriptive. The purpose of writing this article is to identify the violent content of media images, criminological analysis of the publication of these violent images. In response to the question of what effects crude images have on the audience from a criminological point of view, using criminological theories, it was concluded that the media can increase the audience's awareness, but if there is a continuous tendency to violent coding, it has profound effects on They say that the audience is mostly negative. In response to the question of what kind of violent content images are considered, five categories of content were identified and examined. We finally came to the conclusion that although the positive and negative effects of the media are both, if they continue, the variety and intensity of the aggressive content will not only be neutralized, but also negative effects.

کلیدواژه‌ها [English]

  • media
  • visual violence
  • Violence
  • Coding

چکیده

امروزه رسانه های در تمامی جنبه های زندگی رسوخ کرده است و جز  جدایی ناپذیر حیات بشری شده اند. رواج بیش از پیش کد گذاری ها،استفاده از رسانه های بصری و طیف گسترده  مخاطبین این ضرورت را ایجاد می کند که به مطالعه محتوا و آثار خشونت بصری و تولیدات رسانه ای بپردازیم. نوآوری این پژوهش شناخت انواع محتوای خشونت بصری و شرح آثار سوء این پرخاشگری پنهان بر مخاطبین است. پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاط روش گردآوری داده ها کیفی و کتابخانه ای و همچنین توصیفی می باشد. هدف از نگارش این مقاله شناسایی محتوای خشونت بار تصاویر رسانه،  تحلیل جرم شناختی انتشار این تصاویر خشن است. در پاسخ به این سوال که  تصاویر خشن از منظر جرم شناختی چه آثاری بر مخاطبان می گذارند با استفاده از نظریات جرم شناسی این نتیجه حاصل شد که  رسانه ها می توانند آگاهی مخاطب را افزایش دهند اما در صورت گرایش مداوم به کدگذاری خشن تاثیرات عمیقی را بر مخاطب می گذارند که عمدتاً هم منفی هستند. در پاسخ به این سوال که تصاویر دارای چه نوع محتوایی خشونت آمیز تلقی می شوند، پنج دسته محتوایی شناخته و مورد بررسی قرار گرفت. نهایتاً به این نتیجه دست یافتیم که اگرچه  تاثیرات مثبت و منفی رسانه توأمان اند لیکن در صورت استمرار، تنوع و افزایش شدت محتوای پرخاشگرانه نه تنها تاثیر مثبت خنثی می شود بلکه آثار منفی نیز پدید می آید.

لغات کلیدی: رسانه، خشونت بصری، خشونت، کدگذاری


 

- مفاهیم

در ابتدا برای یکسان سازی تعاریف و برداشت واحد از موضوعات به شرح دو مفهوم اساسی این پژوهش یعنی رسانه و سپس خشونت می پردازیم.

1-1- رسانه

ابتدا باید مفهوم و مصاویق رسانه را شناخت  و سپس نقاط مثبت و منفی کارکردی آن را بیان نمود. «واژه Mediaدر زبان لاتین جمع  Mediumاست و معنای لغوی آن،وسیله، واسطه و واسطة انتقال است که در زبان فارسی واژة رسانه را به عنوان معادل اصطلاحی آن به کار می بریم. این واژه در جوامع پیشرفته به رسانه های گروهی جامعه اشاره دارد که کار آنها رمزگزاری و انتقال پیام ها به یک جمعیت وسیع است. با این تعریف، رادیو، تلویزیون و روزنامه ها از مصادیق رسانه‌اند »(شاه علی،1388 ،ص2). در واقع هر آنچه که کد گذاری شده باشد و مخاطب آن نا مشخص و عام تلقی بشود را می تواند در دسته ی رسانه های جمعی جای داد.  «مجموعه موسسات مطبوعاتی ،هنری ،خبرگزاری ،آژانس های عکس و عکاسی و هر گونه موسسه یا سازمانی که به کار انتشار یا انعکاس اخبار و اطلاعات اشغال داشته و مقر اصلی آنها داخل یا خارج از کشور باشد» (رزمان،1396،ص1). نتیجتاً هر آنچه از صوت و تصویر و متن  که واسطه انتقال پیام  به جمعی وسیع از طریق کد گزاری است  را رسانه می گویند. رسانه های سنتی مانند عکس، فیلم و سینما، نشریات اعم از روزنامه وفصل نامه ؛ برنامه های تلویزیونی، رادیو، تبلیغات بیل بورد  و تلکس و همچنین رسانه های مدرن که چند دهه است شدیداً رواج یافته اند مانند شبکه های اجتماعی، وبلاگ، وبسایت و درکل هر چیزی که در فضای مجازی و اینترنتی برای مخاطبان زیادی کد گزاری گردیده و مخابره می گردد.اگرچه دایره رسانه و واسطه های انتقال پیام بسیار فراوان است لیکن آنچه در این نوشتار مورد توجه و مطالعه است تنها رسانه های تصویری است. انواع رسانه امروزه گسترشی باور نکردنی داشته است  و چنان با جوامع انسانی عجین شده که غیر قابل جداسازی هستند. مخاطب آن ها تقریباً تمامی گروه ها سنی، فرهنگی، زبانی و اقشار  با  هر نوع دید و سلیقه ای  بوده و  همگی متأثّر از محتوا رسانه اند. روزانه میلیون ها عکس و فیلم در جهان اطلاعات مخابره می شود که هر کدام حاوی کدهای خبری گوناگونی هستند. وجود  محتوا و کد های متعدد از جمله  کد های پرخاشگرانه  در رسانه، در این نوشتار کاملا  بدیهی و پذیرفته شده است. پر واضح است که انتقال پیام هم به شکل دیداری و هم شنیداری به مخاطبان صورت می گیرد اما بعد دیداری از این حیث قابل اهمیت است که تنوع فراوانی دارد و در هر زاویه و مکانی و شکلی قابل تولید است. ضمن آن که همه نوع مخاطبی بدون در نظر گرفتن درجه سنی یا حتی فرهنگی مورد خطاب آن واقع می گردد.

1-2- خشونت

خشونت چنان مفهوم گسترده و در عین حال ساده ای هست که یافتن تعریفی منطبق بر تمامی مصادیق و انواع آن میسر نیست. سازمان جهانی نفی خشونت، خشونت را  چنین تعریف می نماید « رسانیدن هر نوع ضرر به دیگران را خشونت گویند. نتیجتاً خشونت نه تنها اظهار خشم وغضب بوده، بلکه مساحت وسیعى را در بر می گیرد. اساس خشونت را ضرر رسانیدن به دیگران تشکیل مى دهد، خواه ضرر مادى باشد یا معنوى، جسمى باشد یا روانى. خشونت عبارت از برخورد زشت و ناسالم با طرف مقابل است که باعث ایجاد غصه، قهر و یا هرگونه ناراحتى می گردد. در حقیقت خشونت عبارت  از آن نوع عمل فردی یا گروهی است که باعث صدمه فزیکی یا روانی گردیده و به ارزش هاى دیگران صدمه مى زند»( سایت سازمان جهانی نفی خشونت، 2018). به عبارتی خشونت ارتکاب هرگونه رفتارکلامی و غیرکلامی است کـه به صورت مستقیم یا غیر مستقیم به قصد آزارجسمی و روانی دیگران یا بدون قصد آزاد ولی با وقوع نتیجه ی آزار انجام می شود. این مفهوم پدیده ی جدیدی نیست و تاریخ نیز همواره صحنه بروز خشونت بوده است. خشونت دارای انواع متعددی است و می­توان آن را از جنبه­های مختلف مادی و معنوی از قبیل نوع رفتار، تعداد مرتکبان، مجوز ارتکاب، نتیجة خشونت، قربانی خشونت و مانند آن تقسیم­بندی کرد. تحقیق و تحلیل مسائل مربوط به خشونت وهمچنین دستیابی به نتایج یک تحقیق واقعی و مفید از خشونت مستلزم شناخت کامل این پدیده و انواع آن و روشن شدن جلوه­های مثبت و منفی آن است. «هر رفتاری که در راستای آسیب رساندن به سایرین صورت گیرد و قابل مشاهده بوده و به صورت آشکارا دیده شود. خشونت فیزیکی مستقیما نشات گرفته از نیروی جسمانی و قدرت بدنی است که اغلب با اعمال زور توام است. ضرب و جرح، قتل و تجاوز از جمله مصادیق خشونت فیزیکی است. در برابر این نوع از خشونت ملموس، خشونت غیر مستقیم قرار دارد که"آن فعلى است که به چشم دیده نمى شود، أما أثر آن را مى توان احساس نمود»( سایت سازمان جهانی نفی خشونت، 2018). مانند استفاده از ابزار های جنگ روانی، ترور شخصیت اجتماعى، تولیدات  صوتی  و سو استفاده از فضای مجازی است. این نوع خشونت اساساً روان و احساس افراد را مورد هجمه قرار می دهد بدون آنکه بر نیروی جسمانی یا عوامل فیزیکی و قابل رویت تکیه نماید و همین امر باعث می شود که بعضاً افراد از این که بزهدیده خشونت فرافیزیکی می شوند آگاهی نیابند. امروزه آستانه تحمل جامعه به میزان چشمگیری نسبت به گذشته کاهش یافته است به گونه‌ای که میزان پرخاشگری و جرائم خشن روند روبه رشدی از خود نشان می‌دهد، نباید فراموش کرد که خشونت یکی از مهمترین علل ارتکاب جرم است. یک لحظه عدم کنترل خشم و غضب یک عمر ندامت و پشیمانی برای فرد در پی دارد. از این روست که در روایات دینی ما خشم را کلید همه بدی‌ها دانسته‌اند؛ چراکه انسانی که نتواند خشم خود را کنترل و مدیریت کند احتمال دارد مرتکب هر جرم و جنایتی بشود. از خفیف ‌ترین‌ جرائم‌ که‌ مانند آلودگی صوتی صورت‌  تا شدیدترین‌ جنایاتی‌ که‌ علیه‌ حیات‌ انسان‌ رخ می دهد همه‌ از مصادیق‌ خشونت‌ هستند. قانون کیفری اساساً برای بیان بایدها و نباید ها ایجاد شده است و رفتار یک جامعه را کنترل می نماید همچنین ضامن امنیت نیز هست. ارتکاب رفتاری که قانون را زیر پا بگذارد با پاسخ صریح قانون روبرو است. اغلب زیر پا گذاشتن بسیاری از قوانین توأم با خشونت است. نتیجتاً اگر شخصی با بروز خشونت از قانون تخطی نماید مرتکب جرم شده است و پاسخ قانونی خواهد گرفت. این سیر کوتاه باعث پیوند خشونت، قانون، جرم و مجازات است. باید بدانیم که خشونت رسانه ای مفهوم کاملاً جدید و نو است و کاملاً به صورت غیر مستقیم و در سکوت رخ می دهد. عمده ی مخاطبین از نوع و چگونگی بروز آن اطلاعی ندارد و همین امر باعث می شود که از بزهدیدگی خود آگاهی نیابند.

2- مبانی نظری 

نکته اصلی آن است که تکرار انتشار و تداوم خشونت بصری رسانه ها چه آثار سوء جرم شناختی بر مخاطبان دارد؟  در این قسمت به بیان و شرح نظریات متعدد تدوریسین ها در باب آثار سوء خشونت بصری بر مخاطبین پرداخته شده است. «انتشار تصاویر خشن، بعضاً دارای جنبه های مثبت نیز می باشد که از آن جمله می توان به نظریه پالایش و هشدار رسانه کرد.»(امیری، 1396 ،ص4). تاثیر مثبت و آموزنده ی بسیاری از کدهای خبری را نمی توان انکار نمود و باید توجه داشت که یکی از مهم ترین ابزار های آگاهی بخش نیز همین رسانه ها اند. «همچنین قانون شناسی و کیفر شناسی از سوی مخاطب، پیشگیری از جرم و حتی کنترل اجتماعی  اشاره نمود» (رزمان، 1396 ،ص1). امّا در طرف دیگر موازنه آثار سو و منفی خشونت بصری رسانه وجود دارد و نظریات متعددی به بررسی و علت شناسی و توجیه  این آثار پرداخته اند  که مختصراً به آن ها اشاره می شود.

1-2- نظریه حساسیت زدایی

« بر اساس نظریه ی حساسیت زدایی، تماشای مداوم خشونت بصری منجر به کم شدن پاسخ عاطفی به خشونت پیش رو و پذیرش سطوح بالاتری از خشونت در زندگی واقعی می شود، بنابر این چنانچه مخاطبان برنامه های حاوی صحنه های خشونت آمیز را به میزان زیاد و در بازه زمانی نسبتاً طولانی مشاهده کنند، به وجود خشونت واقعی در زندگی عادت کرده و در نتیجه ارتکاب رفتار خشونت آمیز افزایش خواهد یافت» (حسینی انجدانی، 1387 ،ص 5).  به طور کلی تمامی رسانه های جمعی و گروهی دارای محتوا هستند و مخاطب را تحت تاثیر پیام  خود قرار می دهند و مخاطب کاملاً ناخواسته و اتوماتیک به این پیام ها واکنش نشان می دهد. سطح و نوع این واکنش در افراد متعدد متفاوت است. لیکن شایان ذکر است که اصل حساسیت زدایی بدین امر اشاره دارد که تماشای مستمر خشونت بصری منجر به کم شدن پاسخ عاطفی به خشونت پیش رو و پذیرش سطوح بالاتری از خشونت در جریان زندگی است.   کدگزاری تصاویر و بازگشایی کدها توسط مخاطب، نوعی کنش و واکنش میان رسانه و مخاطب است، مخاطب بر اساس تمامی پیام ها و کنش های منتقل شده، واکنش و پاسخ متناسب را می دهد. پر واضح است که افراد در مواجهه با خشونت و تصاویر پرخاشگرانه واکنش های متفاوتی از خود بروز می دهند از جمله می توان به حس همزاد پنداری، بروز حس پرخاش درونی، مشغولیت و دغدغه ذهنی، طرد و دوری کردن از محتوا به عنوان یک واکنش دفاعی، اضطراب شخصی ، حتی دوری از اجتماع و ترس از جرم اشاره کرد. در صورت تداوم خشونت بصری تدریجاً تاب آوری  یا آستانه تحمل بالا می رود، حالت خنثی و مقاوم بودن برای فرد مورد هجمه ی مداوم رخ می دهد و نتیجتاً برای کسب بازخورد از مخاطب باید سطح شدیدتری از محتوا و کدهای خشونت به وی مخابره گردد. چنانچه مخاطبان برنامه های حاوی صحنه های خشونت آمیز را به میزان زیاد  و در بازه زمانی نسبتاً طولانی مشاهده کنند  به وجود خشونت عادت کرده و در نتیجه رفتار خشونت آمیز افزایش خواهد یافت. افراد در برابر کد های خشونت آمیز اولیه به عنوان محتوایی کاملاً جدید سطح خاصی از واکنش را نشان مید دهند که در اثر تداوم، روند عادی سازی برای مخاطب رخ می دهد و واکنش اولیه را نسبت به کدگذاری های رسانه بروز نمی دهد همین امر باعث می شود رسانه برای دریافت بازخورد متناسب و فعال مخاطبین و جلب واکنش آنان از درجه خشونت بیشتری در تولید محتوا استفاده کند که در صورت تداوم باعث نابودی حساسیت اولیه و کاهش شدت این حساسیت در جامعه و میان مخاطبین می شود. باید اذعان داشت جبهه گیری در برابر تولیدات رسانه ای و محتوای بصری  و حساسیت در برابر هرگونه انتشار تصاویر خشونت بار کاملاً کورکورانه است اما مرز خطر در جایی است که کدگذاری از حالت تعادل خارج  شده و  دچار استمرار، تنوع و افزایش شدت خشونت شود. پس می توان چنین نتیجه گرفت که وجود این سه عامل یعنی استمرار، تنوع و شدت پرخاشگری محتوای بصری باعث حساست زدایی و پذیرش خشونت از سمت مخاطبین می شود. حساسیت زدایی بدین معناست که افراد دیگر واکنش اولیه و  طبیعی خود را در برابر بروز خشونت نشان نمی دهند و برای برانگیختگی حسی و واکنش عصبی نیازمند میزان کد های پرخاشگرانه بیشتر با شدت بالاتر و زمان طولانی تری هستند.

2-2- نظریه بازداری زدایی

« نظریه بازداری زدایی مطرح می کند که اگرچه افراد از اِعمال خشونت نهی می گردند اما افرادی که به صورت مداوم تحت سیطره آماج خشونت بصری هستند بازداری خود را نسبت به اَعمال خشونت امیز از دست می دهند و در تعامل با دیگران به راحتی و با توجه به پیش زمینه قبلی و آمادگی ذهنی به خشونت متوسل میگردند » (حسینی انجدانی،1387 ،ص 6). از منظر جرم شناختی باز داری افراد و کنترل خویشتن کم کم زائل می گردد و تبدیل به طنابی پوسیده و سدی سست می گردد. تکرار مدام این تصاویر نحوه ارتکاب و انگیزه مرتکبین است و انواع توجیهات را آموزش می دهد و مقاومت افراد در مقابل فرو خوردن خشم کاهش می یابد نتیجتاً  قبح جرائم خشونت آمیز کاسته و نرخ ارتکابشان فزونی می یابد. مخاطبین الگو های پرخاشگری را با تنوع بالا و به صورت مستمر مشاهده می کنند و در این میان توجیهات خرابکارانه را نیز می آموزند.

2-3- نظریه تضعیف اعتماد اجتماعی

«اعتماد افراد یک جامعه به یکدیگر زیر بنای پدید آمدن اجتماع و زندگی مسالمت آمیز است، حال وجود عنصری که به صورت مداوم  بر این اعتماد بدیهی و جمعی خدشه وارد می کند، تسامح  و تساهل در زندگی جمعی را نیز تحت الشعاش قرار می دهد. انتشار مداوم تصاویر بزهکاران، بزهدیدگان، اطفال قربانی، بلای طبیعی و صحنه های تجاوزات جنگی و اعدام در ملا عام باعث ایجاد نوعی حس عدم امنیت و اعتماد نسبت به اطرافیان و فضای پیرامون می گردد و تعادل محیط را بر هم می زند»(رزمان ،1396 ،ص1). انتشار اخبار از از حریم خصوصی سلبریتی ها  و فضای شخصی زندگی سیاستمداران اگرچه باعث ارضا حس کنجکاوی، اقناع و افزایش آگاهی عموم می گردد امّا ضربه نهایی و غیر مستقیم که به صورت ناخودآگاه برای افراد ایجاد می شود بسیار پایدار تر و شدید تر است و آن این است که حریم خصوصی هیچ فردی در امان نیست و همه بالقوه آماج حمله رسانه اند. آگاه سازی افراد توأم با تضعیف امنیت و اعتماد اجتماعی آیا سودمند است؟ با کمی اغماض  می توان گفت این دو اهرم رابطه ای کاملاً معکوس با یکدیگر دارند. به همان میزان که نظریه آگاه سازی قائل به تاثیر رسانه بر افزایش آگاهی  جامعه است  و این امر را مثبت تلقی می کند به همان میزان نظریه تضعیف اعتماد اجتماعی این آگاه سازی را منفی و عامل شکستن امنیت اجتماعی میداند. یعنی تأثیرات منفی آگاه کردن عموم، تاثیرات مثبت آن را اغلب خنثی می کند.  تضعیف اعتماد اجتماعی و ترس از عدم امنیت کاکرد مغزی و تصمیم گیری صحیح را مختل می نماید و  باعث بروز شک می شود. با توجه به آنکه فرد به صورت مداوم تحت تاثیر خشونت و آموزش پرخاش است برای ایجاد امنیت و حفظ حریم خود و به علت شک به اجتماع، نسبت به کنش های سایرین واکنش های پرخاشگرانه نشان می دهد و در افزایش آمار جرائم خشن تأثیر دارد.

2-4- نظریه واکنش های ردوکس

در واقع این واکنش ها از دو نیم واکنش اکسایش و کاهش تشکیل می گردد که جمعاً یک واکنش را ایجاد می کنند. کاهش  به گرفتن الکترون  توسط یک ماده گفته می شود که باعث کاهیده شدن ماده می گردد زیرا ماده تمایل به جذب الکترون دارد. در مقابل نیم واکنش اکسایش وجود دارد که ماده الکترون از دست می دهد و اکسیده می گردد. برای بهتر فهمیدن و توجیه تاثیر خشونت بصری بر مخاطبان می توان از این واکنش ردوکسی استفاده نمود و آن را به جوامع انسانی تسری داد. در واقع  هر شخص به صورت ذاتی دارای میزان متعادلی و نرمالی از حس خشونت می باشد که با توجه به شرایط و تحریکات محیطی این میزان در نوسان است.  چنانچه افراد به صورت مداوم  آماج خشونت بصری رسانه باشند به مرور فرایندی مشابه واکنش کاهش در آنان رخ می دهد، به این صورت که با تکرار و عادی شدن صحنه های پرخاشگرانه، قبح عمل شکسته شده و در صورت وجود شرایط مساعد، تمایل به اعمال پرخاشگرانه شدت می یابد و نهایتاً خشونت رخ می دهد. دقیقاً مشابه عمای که در نیم واکنش کاهش رخ می دهد و میزان بار منفی فزونی می یابد. در نقطه مقابل، بازهم اشخاص دارای میزان متعادل و کنترل شدهای از خشونت اند و چنانچه در محیطی قرار بگیرند که راه بر هرنوع هجمه و خشونت بصری رسانه، خبری ، آموزشی بسته باشد و اِعمال خشونت امری  قبیح تلقی گردد و در بازه زمانی کوتاه به صورت مداوم مشاهده نگردد یا تصاویر متأثر کننده از بزه دیدگان، حوادث کشتار جمعی، حریم خصوصی مکرر منتشر نگردد، عملاً فرد کدهای پرخاشگرانه را دریافت نکرده است و همین امر باعث کنترل هیجانات وی گشته و میزان خشونت طلبی وی را تا حدودی کاهش می دهد زیرا عمدتاً فضایی برای بروز پرخاشگری باقی نمی ماند. این مورد دقیقاً مشابه فرایند اکسایش است که با توجه به شرایط محیطی، ماده میل به از دست دادن الکترون و نتیجتاً کاهش بار منفی دارد و با کاهش بار منفی میزان مثبت بودن بالا می رود.

5-2- نظریه خنثی سازیِ پیشگیر از جرم

 «اطلاع رسانی  درباره ی مشکلات پیش روی مجرمان می تواند مجرمان بالقوه را از ارتکاب جرم باز دارد زیرا رسانه  در دراز مدت  یک اندیشه را پایه ریزی می نماید و می تواند بر افکار زود بازده تاثیر بگذارد. همچنین از این طریق به افزایش آگاهی های عمومی می پردازد»(بیابانی،1393، ص4). اگرچه هدف اصلی از این تولیدات رسانه و انتشار محتوا پیشگیری از جرم می باشد ّامّا در واقعیت با نشان دادن شیوه ی ارتکاب جرم، انگیزه  مرتکبین ، توجیهات متعدد بزهکاران، بازسازی  جزئیات و نشان دادن زوایای پنهانی وقوع جرم به همان میزان که می توانند زمینه پیشگیری از جرم را فراهم آورند به همان میزان نیز برای مجرمان بالقوه آموزنده ی طرق ارتکاب جرم است. ضمن  آنکه تکرار و توصیف مکرر صحنه های پرخاشگرانه نوعی بزرگ کردن کار مجرمان و اهمیت دادن به آنان تلقی می شود. از جمله انتشار تصاویر تروریستی که به صورت ناخودآگاه باعث بزرگ پنداشتن کار آنان  بوده و به شکلی غیر مستقیم نیت گروه های تروریستی را در بزرگنمایی خود، ایجاد رعب و نا امنی، بر هم زدن آرامش عمومی، مورد توجه ابعاد خبری قرار گرفتن و مطرح شدن را تحقق می بخشد. باید دانست که به همان میزان که امکان وقوع پیشگیری از جرم وجود دارد به همان میزان نیز امکان آموزش فنون مجرمانه نیز میسر است. «رسانه ها با تولید انبوه فیلم ها ی جنایی و انتشار گسترده اخبار جرم و جنایت باعث انتقال شگرد های مجرمانه به کل مردم جامعه می گردند» (بیابانی ،1393،ص5).

6-2- نظریه تغییر روند کیفری

 انتشار اخبار و جزئیات یک پرونده جدید در دادگستری بر روند رسیدگی تأثیر دارد. رسانه ها با انتشار اخبار و اطلاعات مکرر و متنوع، گمانه زنی، فرضیه سازی، تجزیه و تحلیل نتیجه آراء دادگاه، اغراق در طرح ماجرا، جانب داری، جذاب کردن اخبار و جذب مخاطب بیشتر بر مخاطبان گسترده خود تأثیر می گذارند. مخاطبان نیز که مورد هجمه این حجم وسیع ازاطلاعات قرار می گیرند با رسانه ها همگام می شوند. رسانه و جامعه بر کارکرد دادگستری مانند یک اهرم فشار تاثیر می گذارد و یک پرونده ساده تبدیل به پرونده ی حساس و مهم  می شود که نه فقط قانون بلکه رسانه ها و جامعه نیز آن را بسیار تحت الشعاع قرار  می دهند.از جمله فعالیت های اخیر رسانه در این مورد پخش  مکرر تصاویر اطفال قربانی، والدین کودکان بزهدیده، گزارش لحظه به لحظه فرآیند دادرسی، انتشار تصاویر محل وقوع حادثه و بسیاری موارد دیگر است. پرونده بنیتا، تجاوز به کودکان شوشتر، پرونده دختران ایرانشهر، پرونده اهورا، پرونده ستایش، و نهایتاً نگار دختر معلول کرجی نمونه  هایی از پرونده هایی است که رسانه ای شدن در روند رسیدگی کیفری آنان تاثیر داشته  و حساسیت موضوع را دوچندان کرده است. حتی اگر از لحاظ ماهوی و صدور حکم بی تأثیر باشد از لحاظ سرعت و دقت فرآیند رسیدگی و جهت گیری، بار فشار روانی تحمیلی به دادگاه موثر است. شایان ذکر است که مواجهه با یک پرونده  با حساسیت جامعه نسبت به آن مورد خاص  رابطه مستقیم دارد. نشان دادن تصویر کودکی معصوم و والدینی رنجور بر نگرش  جامعه و ایجاد حساسیت نسبت به پرونده موثر است.

3- محتوای تصاویر خشن

 در این بخش برای شناسایی محتوای تصاویر خشن، کد های  پرخاشگرانه رسانه های بصری را  با توجه به نوع محتوای دیداری  به پنج دسته  تقسیم نموده و بررسی می نماییم.

1-3- انتشار تصاویر اطفال قربانی

«تا دهه هفتاد ادعا می شد هر جرمی که توأم با خشونت باشد در میان اخبار جنایی انعکاس پیدا می کند، اما در حال حاضر باید گفت جرم هایی که کودکان به عنوان بزه دیده یا بزهکار در آن سهیم اند از شانس بیشتری برای پوشش خبری برخوردارند. همچنین اطفالی که مرتکب جرم می شوند و به ویژه جرم هایی که اطفال و نوجوانان علیه یکدیگر انجام می دهند نیز مورد توجه رسانه ها قرار می گیرند و رفتار آنان به عنوان ابزاری برای سنجش میزان سلامت جامعه به کار می رود»(فرجیها،1385 ،ص12). منظور از اطفال قربانی تمامی کودکانی است که مورد بزه واقع شده اند و همچنین کودکانی که اگرچه بزه مستیقاً روی آن ها واقع نشده لیکن نتایج ثانویه و با واسطه ی جرم گریبان گیرشان شده است مانند فرزندان زندانیان. معمولاً تصاویر این اطفال در فضای مجازی به وفور یافت می شود و اغلب هدف از انتشار آن ها جلب کمک و مساعدت برای بهبود اوضاع و شرایط کودک است. «طرفداران انتشار تصاویر این اطفال بر این باورند که انتشار این تصاویر حتی اگر موجب کمک و استمداد به کودک نگردد (که قطعا اوضاعش بهبود می یابد)، ضرری هم به وی نمی رساند. فعالان اجتماعی اغلب مدعی هستند اطفال شخصاً از آن ها تقاضا می کنند که خبر و تصویرشان را منتشر کنند تا در بهبود اوضاعش، یا آزادی پدر و مادرش حرکت و حمایتی صورت گیرد. بدون انتشار تصویر و صحبت از آن، حقیقتاً نمی توان به کودک کمک کرد و از همکاری های اجتماعی بهره برد. این تصاویر در دنیای بزرگسالان منتشر می گردد و لطمه ای به رابطه کودک با سایر اطفال که نمی زند زیرا مخاطب این محتوا و انتشار کودکان نیستند»( سایت رسانه غیر انتفاعی الفبا،2018). اگرچه توجیهات بالا به نظر برای رسانه قانع کننده به نظر می رسد اما این تنها ظاهر ماجراست. هرگز به این امر توجه نمی شود  که آن‌چه در انتشار تصاویر رخ می‌دهد، اغلب جلب ترحم است و کمک واقعی نسیت. آنچه که در نتیجه ترحم و تنها دلسوزی و احساسات ناگهانی حاصل شود به زودی رنگ می بازد و قطع می شود. «نمونه‌های زیادی از نوجوانان دهه هفتاد و هشتاد هستند که اکنون از انتشار تصاویرشان ناراضی می باشند. برای کمک به کودک قربانی، راه‌های سالم و سودمندی وجود دارد که انتشار تصاویر شامل هیچ‌کدام از این موارد نیست. به راستی آیا طرح مسئله به صورت شفاف، بیان اوضاع و احوال کودک قربانی، مشکلات و موانع پیش روی او به تنهایی کفایت نمی کند و برای جلب حمایت موسسات، جامعه و افکار عمومی انتشار تصویر الزامی است؟»( سایت رسانه غیر انتفاعی الفبا، 2018). اینکه تصاویر به تنهایی می توانند موجبات کمک به قربانی را فراهم آورند و  دیگر نیاز به شرح واقعه نیست جای تامل دارد. به نظر می رسد حتی اگر انتشار تصاویر این افراد موجب بهبود شرایط آنان گردد لیکن موجب خدشه به احساسات جمعی می شود زیرا حتی چنانچه مروّج خشونت نباشد از نتیجه ثانویه  بروز خشونت و اعمال آن  حکایت می کند و این خشونت بصری است. بینندگان  به صورت خودکار و ناآگاهانه دچار خشونت بصری می شوند و نتیجه آن ایجاد حس ترحم و اندوه برای بیننده و ایجاد حس ترحم نسبت به کودک است. کمک به کودک ناشی از حس ترحم از آنجا که با دقت نظر در شرایط و احوال کودک نیست و به صورت احساسی و آنی صورت می گیرد و واکنشی هیجانی  است چندان سودمند  و پایدار نیست. بلکه اگر این مساعدت و استمداد به صورت عقلانی و طی روندی منطقی با استفاده از اطلاعات و داده های دقیق از شرایط و اوضاع کودک  باشد، ولو بدون انتشار تصاویر بسیار سودمند تر و با کیفت تر است زیرا ملاک حمایت و استمداد داده های دقیق و استفاده از ظرفیت های موجود است و فقط به پشتوانه حس ترحم و آلام شخصی صورت نگرفته است. جا دارد در این جا به قانون مطبوعات اشاره گردد. ماده 30 و 31 این قانون محدودیت های ویژه ای را برای مطبوعات در انتشار اخبار، تصاویر،اسرار در نظر گرفته است و صریحاً به افشای اسرار شخصی اشاره نموده است. «همچنین ماده19 لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان نیز محدوده  عدم فعالیت رسانه را مشخص مین ماید. براساس ماده ۱۹ قانون مطبوعات هر کس هویت یا اطلاعات و اسرار طفل و نوجوان بزه​دیده یا در وضعیت مخاطره​آمیز را افشا و یا جزئیات جرم ارتکابی توسط طفل و نوجوان یا علیه وی را از طریق رسانه​های گروهی و یا با توزیع- تکثیر- انتشار و نمایش فیلم یا عکس و مانند آن تشریح نماید به​گونه​ای که موجب تجری دیگران- اشاعه جرم- آموزش شیوه ارتکاب آن یا بروز هر گونه ضرر یا آسیب به طفل و نوجوان یا خانواده وی شود به مجازات حبس درجه شش محکوم  می​شود. طبق تبصره این ماده هرگاه توزیع، انتشار و نمایش فیلم یا عکس و مانند آن به​صورت محدود و به​منظور استفاده علمی یا در جهت مصالح کودک یا کمک به او باشد و همچنین سایر موارد با تشخیص قاضی از شمول این ماده مستثنی است»(سایت خبرگزاری دانشجویان ایران ،2018).

3-2- انتشار تصاویر کشته شدگان

انتشار تصاویر کشته شدگان در اثر جنگ، بلایای طبیعی، حوادث تروریسمی  و بسیاری موارد مشابه در هر صورت مصداق خشونت بصری است و بیننده را دچار رنج می نماید. بیننده اگرچه از خشونت بصری آگاهی ندارد اما مورد تهاجم و خشونت دیداری واقع شده  و دچار تشویش، اضطراب، آلام درونی، اندوه و استیصال می گردد. همچنین خانواده و بازماندگان ِ فوت شدگان با هر بار تماشای این محتوا  دچار لطمات روحی می شوند. « نکته ای  باید در انتشار محتوا خشن در نظر گرفته شود، حفظ حرمت خانوادۀ فوت​شدگان است؛ چراکه با هر بار دیدن عکس​های عزیزانشان، آزرده​خاطر می​شوند. شاید در رسانه​های گوناگون دنیا در انتشار تصاویر مختلف، اختلاف نظرهایی وجود داشته باشد اما در انتشار تصاویر خشونت​آمیز هیچ اختلافی وجود ندارد و بیشتر رسانه​ها از نشان دادن این تصاویر خودداری می​کنند. به طور مثال رسانه​های معتبر دنیا لحظه مرگ افراد را نشان نمی​دهند. این در واقع احترام به قربانی و بازماندگان وی است. تاکنون در فرانسه چندین حمله تروریستی توسط داعش انجام شده اما تا به حال تصاویر قربانی​ها، مهاجمان و اجسادشان نمایش داده نشده؛ چرا که نمایش این تصاویر ممنوع است. مهم​ترین دلیل نمایش ندادن این تصاویر اثر منفی آن ها روی مخاطب است. درباره قربانیان هم به دلیل احترام به فردی که از دنیا رفته، انتشار تصاویر ممنوع اعلام شده، چون رسانه​های فرانسوی معتقدند بدون اجازه نمی​توان عکس کسی را که از این دنیا رفته منتشر کرد. طبق این قانون، احترام به بدن انسان با مرگ او به پایان نمی​رسد » (بنی یعقوب ، 1396 ، ص2). انتشار عکس و و فیلم های مختلف از مراکز درمانی، اتاق عمل و اجساد حتی تالار تشریح  امروزه زیاد به چشم می خورد. به عنوان نمونه عکس گرفتن دانشجویان در تالار تشریح با اجساد و انتشار آن واکنش های زیادی را دربر داشته و باعث مطرح شدن احترام به حریم بیماران و اموات شده است. اما به راستی مستند  این حفظ حریم شخصی  کدام ماده قانونی است.  «گاهی در رسانه​های ما انتشار این تصاویر نه عمدی که از روی بی​دقتی و پایبند نبودن به معیارهای حرفه​ای است. مثل انتشار تصویر اعدام در ملأ عام که از مصادیق ترویج خشونت است. چرا که انتشار این تصاویر مخاطب را به نوعی قضاوت برای محکوم کردن جانی می​رساند که در نهایت عادی​سازی ماجرا را به دنبال دارد. در انعکاس اخبار تروریست​ها هم همین مسأله وجود دارد. ممکن است برخی از این تصاویر برای خبرنگارها، عکاس‌ها یا پلیس‌ها عادی باشد؛ اما پخش آن‌ها برای مردم عادی و کودکان، مسئله‌ای عادی نیست. انتشار و تکرار بیش از حد تصاویر خشن نه تنها خشونت بصری تلقی می گردد بلکه به مرور ظرفیت خشونت جامعه را نیز بالا میبرد»(بنی یعقوب ، 1396 ،ص 2). در باب ایراد جنایت بر میت ، جرم انگاری توسط قانون صورت گرفته است لیکن در باب سایر موارد متاسفانه هیچ مستند قانونی جز اینکه قطعاً هتک حرمت صورت گرفته و کسانی که اجساد را در اختیار دارند باید از این امری جلوگیری نمایند. « نشریات خارجی مثل فرانسه و انگلستان ابداً حق  انتشار تصاویر اجساد  را ندارند و  نمونه آن  واقعه  تروریستی  در فرانسه که کامیونی  عابرین را زیر گرفت. اگرچه به صورت رسمی فیلمی منتشر نشد  لیکن پلیس نیز از کسانی که فیلم تهیه کرده بودند خواستار عدم انتقال و انتشار شد. چون رسانه‌های فرانسوی معتقدند بدون اجازه نمی‌توان عکس کسی را که از این دنیا رفته منتشر کرد. طبق این قانون، احترام به بدن انسان با مرگ او به پایان نمی‌رسد» (بنی یعقوب،1396 ، ص2). این در صورتی است که در حادثه تروریستی اخیر در خووزستان، طوفانی از عکس و کد های حاوی اطلاعات در فضای مجازی و رسانه ها سنتی و مدرن  صورت گرفت و حتی تا مدت ها بعد از وقوع حادثه همچنان ادامه داشت. با توجه به این موارد رویکرد متفاوت فرانسه و ایران را در رابطه با خشونت بصری در رسانه متوجه می شویم. قانون مطبوعات تنها موارد محدودی را در این رابطه جرم انگاری نموده است   و ورثه قانونی حق اقامه دعوی دارند که در ماده  30 و تبصره اش به شرح زیر آمده است.

« ماده 30 ـ انتشار هر نوع مطلب مشتمل بر تهمت یا افترا یا فحش و الفاظ رکیک یا نسبتهای توهین آمیز و نظایر آن نسبت به اشخاص ممنوع است و مدیر مسئول جهت مجازات به محاکم قضایی معرفی می گردد و تعقیب جرایم مزبور موکول به شکایت شاکی خصوصی است و درصورت استرداد شکایت تعقیب درهر مرحله ای که باشد متوقف خواهد شد.

تبصره 1 ـ درمواردفوق، شاکی(اعم ازحقیقی یا حقوقی) می تواند برای مطالبه خسارتی که از نشر مطالب مزبور بر او وارد آمده، به دادگاه صالحه شکایت نموده و دادگاه نیز مکلف است نسبت به آن رسیدگی و حکم متناسب صادر نماید.

تبصره 2 ـ هرگاه انتشار مطالب مذکور درماده فوق راجع به شخص متوفی بوده ولی عرفا هتاکی به بازماندگان وی به حساب آید، هریک ازورثه قانونی می تواند از نظر جزایی یا حقوقی طبق ماده و تبصره فوق اقامه دعوی نماید» ( قانون مطبوعات، مصوب 1364 ).

3-3- انتشار تصاویر وقوع حوادث

انتشار تصاویر انواع خشونت  با منشأ غیر طبیعی  مانند حملات تروریستی، صحنه های جنگی و حملات نظامی، حملات حیوانات به انسان، تلفات انسانی، آتش سوزی، ریزش ساختمان، تصادفات مرگبار، حیوان آزاری، کودک آزاری و هرآنچه از این دست که وجدان جمعی را مورد هجمه قرار می دهد، مصداق خشونت بصری است. عدم انتشار این گونه اخبار و تصاویر در کشور ما  نه تنها جرم انگاری نشده است بلکه حتی مورد توجه نیز واقع نگردیده است. «در ماجرای شارلی ابدو فرانسه یکی از برادران کاواشی و از مهاجمان به دفتر نشریه  کشته شدند تصاویری محو از این واقعه در فرانسه منتشر شد در حالی که این تصاویر به صورت واضح در ایران پخش شد. رسانه های اروپایی قواعد سختگیرانه تری نسبت به انتشار محتوا دارند از جمله رسانه لوموند و  ب اف ام  تصمیم گرفته اند  از انتشار  محتوا تصویری عملیات تروریستی  پرهیز نمایند زیرا هم از انتشار خشم نهفته در تصاویر جلوگیری به عمل آمده است و هم اینکه به یک حرکت تروریستی بها داده نشده است»(بنی یعقوب ، 1396 ، ص3). متاسفانه در کشور ما  قانون خاصی برای جلوگیری از انتشار تصاویر خشن وجود ندارد و این موضوع صرفاً به سیاست‌های رسانه‌ها بستگی دارد. رسانه‌ها باید شرایط مخاطبشان را در نظر بگیرند و حداقل قبل از مشاهدۀ هر محتوایی به مخاطبشان هشداری مبنی بر خشن‌بودن محتوا بدهند. ‏خبرگزاری‌های بین‌المللی معمولاً برای جلوگیری از آسیب‌دیدنِ احساسات عمومی، اجازۀ انتشار عکس‌های خیلی سیاه و خشن را به ادمین‌های خود نمی‌دهند. اگر هم قرار به انتشار این نوع عکس‌ها در رسانه‌ای باشد،‏ مخاطب قبل از بازکردن تصویر از خشن‌بودن آن مطلع می‌شود. ازآنجاکه در رسانه‌های ایرانی این هشدارهای قبلی وجود ندارد، باید عکس‌های ملایم‌تری روی سایت‌ها، خبرگزاری‌ها قرار بگیرد؛ اما متأسفانه توجهی به این موضوع نمی‌شود.‏ همان‌طور‌که در مدیریت رسانه، به سنین مختلف توجه می‌کنیم، باید به تفاوت فرهنگ‌ها نیز در انتشار تصاویر دقت کنیم.

3-4- انتشار تصاویر شخصی و حریم خصوصی

اگرچه عکس های شخصی و فیلم های خصوصی ذاتاً دارای جنبه های خشن نیستند و محتوای خشونت بار را ترویج یا اموزش و حتی انتقال نمی دهند امّا انتشار این  محتوا ها بدون اذن صاحب آن ها در واقع بروز و وقوع خشونت از سوی رسانه نسبت به صاحب تصویر است. در پی تحلیل حریم خصوصی، تجاوز به حریم خصوصی به چهار صورت است :

«1- ورود به منافع و مصالح شخصی، شامل نام  یا تصویر وی، یا اطلاعات شخصی فرد.

2- ورود فضولی در محل خلوت یا انزوای فرد، با تجاوز به خانه  و حریم خلوت افراد، شنود  مکالمات و تلفن های ناخواسته، نمایش فرد در حالات نامناسب، تجسس.

3-افشای عمومی حقایق خصوصی، شامل فعالیت هایی برای تبلیغ انتقادی این حقایق  و ارائه اطلاعات شخصی با فرض اینکه حقایق کاملا درست و صحیح است.

4-ایجاد بد بینی در افکار عمومی شامل تبلیغاتی که فرد را در مقابل افکار عمومی خجل می‌سازد مانند سب.توهین.افترا »(شاه علی ،1388 ،ص 12 ). این امر اگرچه به صورت محدود و منحصر به بعضی مصادیق است، خوشبختانه در قانون ایران جرم انگاری شده است .« در ماده 17 قانون جرائم رایانه ای آمده است : هرکس به وسیله سیستم های رایانه ای یا مخابراتی، فیلم یا صوت یا تصویر یا فیلم خصوصی یا خانوادگی یا اسرار دیگری را بدون رضایت او منتشر کند یا در دسترس دیگران قرار دهد، به نحوی که منجر به ضرر  و عرفاً موجب هتک حیثیت او شود، به حبس از 91 روز تا 2 سال، یا جزا نقدی از 5 تا 40 میلیون ریال یا هردو مجازات محکوم خواهد شد.)) بنابر این فردی که دچار چنین مشکلی شد باید به دادسرا مراجعه و از فرد مورد نظر شکایت کند »(سایت باشگاه خبرنگاران جوان ،2018).

ماده 28  قانون مطبوعات مقرر می دارد که : «انتشار عکس ها و تصاویر  و مطالب خلاف عفت عمومی ممنوع و موجب تعزیر شرعی است و اصرار بر آن موجب تشدید تعزیر و لغو پروانه خواهد بود»(قانون مطبوعات ،1364). اگرچه خوشبختانه این  ماده قانونی نیز مطبوعات را محدود می نماید لیکن به نظر می رسد در اینجا آنچه اهمیت دارد محتوای  و جنبه خلاف عفت عمومی است نه صرف انتشار تصویر و محتوا. « نتیجتاً اگر بخواهیم تعریفی نه چندان دقیق اما قانع کننده از  خشونت رسانه ای داشته باشیم باید بگوییم : اگر خشونت را هرگونه هجمه به هنجارهای اجتماعی اعم از قانونی تعریف کنیم، کلیه فیلم ها، نمایش ها، برنامه هایی که اعمال جنایی، قتل، دزدی و به طور کلی نقض قوانین را به نمایش می گذارند و همچنین فیلم ها و برنامه هایی که با هدف به ابتذال کشیدن زندگی جوانان و القا ی این مطلب که ارزش گذاری برای لحظات زندگی امری بیهوده است یا به ارائه تصاویر و موضوعات سکس و هرزگی می پردازند و حتی رفتار های ناهنجاری نظیر اعتیاد به سیگار  و سایر مواد مخدر تبلیغ می کنند ، همگی در حوزه خشونت رسانه ای قرار می گیرند »( رزمان ،1396 ،ص 12 ).

3-5- انتشار اسکرین شات

 « از ممنوعیت انتشار اسکرین شات در دنیا می توان به نمونه های زیر اشاره نمود، قوانین اینستاگرام باز نشر محتوای صفحه شخصی دیگری را در صفحه خود مجاز نمی داند  یا سایت ask mate filter  بیان می دارد که اگر از پاسخ سوالتان که از نرم افزار می پرسید اسکرین شات بگیرید عملاً حقوق نرم افزار –کپی رایت را خدشه دار کرده  و مجرم شناختن شما محتمل است. همچنین سایت life hacker   نوشته است که ارسال اسکرین شات شخصی هم می تواند جرم محسوب گردد»( سایت نیماشفیع زاده ،1397).

اسکرین شات از پیامک ها، چت های خصوصی، پست های صفحات شخصی، مقالات و کتاب های الکترونیکی، عکس های خصوصی، اطلاعات مالی یا بانکی از مصادیق ممنوعیت یافته بصری تلقی می گردند.

«طبق ماده ی شانزدهم قانون جراِئم رایانه ای انتشار اسکرین شات، افشای اسرار خصوصی دیگران جرم می باشد و البته اشاره نشده که اسرار خصوصی چیست اما رویه قضایی این دایره را وسعت داده و اسناد مالی و احکام دادگاه ها را نیز جز اسرار خصوصی می داند نتیجتاً اسکرین شات از هر نوع اسرار خصوصی در صورت انتشار آن جرم تلقی می گردد و مجازات آن شلاق و حبس است»(سایت نیما شفیع زاده،1397).

نتیجه گیری

با توجه به وجود قطعی خشونت بصری در محتوای رسانه های دیداری و تاثیر انکار ناپدیر کدگذاری های رسانه ای در زندگی اجتماعی بدین نتیجه دست یافتیم که اولاً طبق نظریات مهمی چون بازداری زدایی و حساسیت زدایی انتشار بیش از حد تصاویر خشونت بار آثر سوء بر مخاطبین دارد. اگرچه نمی توان از کارکرد مثبت تولیدات بصری رسانه غافل شد لیکن سه عنصر تنوع، استمرار و شدت خشونت می تواند تاثیرات منفی و صدمات روانی جبران ناپذیری بر مخاطبین بگذارد که این نتیجه بر فرض اولیه ما که همانا تاثیر منفی رواج خشونت در رسانه های بصری بر مخاطبین است، مهر تایید می زند.. در بخش دوم به شناسایی محتوای تصاویر خشن فارغ از نرم افزار و نوع وسیله ی فرستنده پرداخته شد. در این بخش این نتیجه حاصل شد که محتوای اولیه تصاویر خشن مانند انتشار تصاویر قربانیان و گشته شدگان و حتی تصاویر بلایای طبیعی می تواند ذاتاً دارای ماهیت پرخاشگرانه باشند و می توانند فاقد ماهیت خشونت بار باشند امّا عملاً مروج نوعی خشونت و نا امنی در جامعه باشند مانند انتشار اسکرین شات یا انتشار تصاویر شخصی و از حریم خصوصی، که در بدو امر پرخاشگرانه نیست اما با زیر پا گذاشتن حقوق و تاثیرات ثانویه ای که ایجاد می کند پرخاشگرانه به حساب آمده و جرم انگاری نیز شده اند. پر واضح است که خلأ های قانونی بسیاری وجود دارد که باید کنترل و اصلاح گردد. نتیجتاً برای پوشش این کاستی ها در قدم اول پیشنهاد می شود که فضای رقابتی و ناسالم میان رسانه های ارتباط جمعی و خبرگزاری ها مدیریت شود. فرهنگ سازی و آگاه سازی کسانی که مخاطب رسانه اند تا بدانند که از چه خروجی و محتوایی می توان استفاده نمود و کاملا استاندارد است که این امر در واقع نوعی سواد رسانه ای هم محسوب می شود. ارزیابی و کنترل بازخورد مخاطبان موسسات خبری نیز می تواند در کنترل کیفیت کدهای خبری دیداری موثر باشد.

 

 

منابع

منابع فارسی

-امیری،مجتبی، پژوهشی در باب تلویزیون و خشونت از منظر کارکردگرایی ساختاری،نشریه مطالعات فرهنگ -ارتباطات،شماره سی و نهم، 1396

- بنی یعقوب، ترانه، بررسی تاثیر انتشار تصاویر خشن در رسانه ها، روزنامه ایران، 1396

- بیابانی، غلامحسین، نقش رسانه در تحریک جرم، فصل نامه کارآگاه،  دوره دوم ،شماره بیست و ششم، 1393

- حسینی انجدانی، مریم، بررسی تاثیر تماشای کارتون های خشونت آمیز بر میزان پرخاشگری نوجوانان،فصل نامه پژوهش و سنجش ،شماره پانزدهم، 1387

- رزمان،علی(1396) ، بررسی نقش رسانه ها در ارتکاب جرم ، فصل نامه علمی حقوقی قانون یار ، شماره یکم، 1396

-  شاه علی ، احمد رضا، اخلاق رسانه و حریم خصوصی –رویکردی اسلامی ، نشریه رسانه ،شماره هشتادم، 1388

- فرجیها، محمد، بازتاب رسانه ای جرم ، فصل نامه علمی پژوهشی رفاه اجتماعی ، سال ششم ، شماره بیست و دوم، 1385

-  قانون مطبوعات، مصوب 1364

سایت های اینترنتی

- سایت باشگاه خبرنگاران جوان، کد خبری 6064601، 30/8/2018، ( www.yjc.ir)