مقاله مسجد و معماری آن از دیدگاه فقه و حقوق

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

دانشجوی دکتری

چکیده

چکیده
هنر طراحی و معماری مساجد در سرزمین ایران سابقه ای بیش از 1200 سال دارد که نمونه‌های فاخر این مساجد در ایران زبانزد خاص و عام می‌باشد و بی‌شک معماری اسلامی در مقطع خاصی مدیون معماری ایرانی اسلامی است. در عصر مدرنیته نه تنها نباید از کارکردهای مسجد کاسته شود بلکه بر اساس آن باید بر مؤثرتر شدن کارکردها تأکیدی همه‌جانبه داشت. در این عصر برخورداری از دانش و آگاهی‌ها بیشتر می‌شود که ثمره آن ایمانی قوی‌تر است. بررسی تاریخ اسلام نشان می‌دهد که مسجد به عنوان مرکزی برای انجام فعالیت‌های مختلف اعم از عبادی، اجتماعی، فرهنگی، نظامی، سیاسی و غیره دارای نقش کاملاً مؤثری در پیشبرد اهداف دین مبین اسلام بوده است.
دسته‌ای از مساجد کشورمان مساجدی هستند که به صورت مستقیم از الگوها و فرم‌های سنتی تاثیر گرفته‌اند اما چنین مساجدی تنها با الگوگیری، اقتباس پذیری و حتی تقلید، صرفاً از این آثار قدیمی ساخته شدند و با آن که این مساجد دارای بار معنایی، که هویت‌گرا به شمار می‌رود هستند اما هویت، اصول عملکردی و کالبدی دوران معاصر خود را منتقل نمی‌کنند. مقاله حاضر براساس مطالعات کتابخانه‌ای، بررسی اسناد و مدارک، مصاحبه با اساتید، صاحبنظران و مسئولان بصورت کتبی و شفاهی انجام شده است. این مقاله از نوع کاربردی-نظری می باشد که به طور کلی از دو بخش عمده مطالعات و طراحی تشکیل شده است.
 
 
 
 
 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Article on the mosque and its architecture from the perspective of jurisprudence and law

نویسنده [English]

  • Hamed Mutawassal
PhD student
چکیده [English]

Abstract
The art of design and architecture of mosques in Iran has a history of more than 1200 years that the glorious examples of these mosques in Iran are well-known in particular and general, and Islamic architecture owes a certain period owes to Iranian Islamic architecture. In the age of modernity, not only should the functions of the mosque not be reduced, but according to it, there should be a comprehensive emphasis on making the functions more effective. In this age, the possession of knowledge and awareness increases, the fruit of which is stronger faith. A study of the history of Islam shows that the mosque, as a center for various activities, including worship, social, cultural, military, political, etc., has played a very effective role in advancing the goals of the religion of Islam.
Some of the mosques in our country are mosques that have been directly influenced by traditional patterns and forms, but such mosques were built only by modeling, adapting and even imitating only these ancient works, and although these mosques have a semantic burden, which They are counted, but they do not convey the identity, functional and physical principles of their contemporary era. The present article is based on library studies, review of documents, interviews with professors, experts and officials in written and oral form. This article is of applied-theoretical type which generally consists of two main parts of studies and design.
 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Keywords: mosque
  • design
  • Function
  • Architecture
  • jurisprudence and law

معماری از دیدگاه فقه و حقوق با تاکید بر معماری مسجد

محمد حامد متوسل

دانشجوی دکتری معماری

 

 

چکیده

هنر طراحی و معماری مساجد در سرزمین ایران سابقه ای بیش از 1200 سال دارد که نمونه‌های فاخر این مساجد در ایران زبانزد خاص و عام می‌باشد و بی‌شک معماری اسلامی در مقطع خاصی مدیون معماری ایرانی اسلامی است. در عصر مدرنیته نه تنها نباید از کارکردهای مسجد کاسته شود بلکه بر اساس آن باید بر مؤثرتر شدن کارکردها تأکیدی همه‌جانبه داشت. در این عصر برخورداری از دانش و آگاهی‌ها بیشتر می‌شود که ثمره آن ایمانی قوی‌تر است. بررسی تاریخ اسلام نشان می‌دهد که مسجد به عنوان مرکزی برای انجام فعالیت‌های مختلف اعم از عبادی، اجتماعی، فرهنگی، نظامی، سیاسی و غیره دارای نقش کاملاً مؤثری در پیشبرد اهداف دین مبین اسلام بوده است.

دسته‌ای از مساجد کشورمان مساجدی هستند که به صورت مستقیم از الگوها و فرم‌های سنتی تاثیر گرفته‌اند اما چنین مساجدی تنها با الگوگیری، اقتباس پذیری و حتی تقلید، صرفاً از این آثار قدیمی ساخته شدند و با آن که این مساجد دارای بار معنایی، که هویت‌گرا به شمار می‌رود هستند اما هویت، اصول عملکردی و کالبدی دوران معاصر خود را منتقل نمی‌کنند. مقاله حاضر براساس مطالعات کتابخانه‌ای، بررسی اسناد و مدارک، مصاحبه با اساتید، صاحبنظران و مسئولان بصورت کتبی و شفاهی انجام شده است. این مقاله از نوع کاربردی-نظری می باشد که به طور کلی از دو بخش عمده مطالعات و طراحی تشکیل شده است.

 

واژگان کلیدی: مسجد، طراحی، عملکرد، معماری، فقه و حقوق

 

 

مقدمه

مسجد موضوعی است که مسلمانان از منظرهای گوناگون، در گذر زمان به آن توجه کرده‌اند. معماران بزرگ سعی کرده‌اند بناهای ماندگاری در تاریخ اسلام از خود به جا بگذارند. از حیث تحولات اجتماعی می‌توان گفت هیچ حرکت و تحولی را در سرزمین‌های اسلامی نمی‌توان یافت که مسجد در آن نقش نداشته باشد. وجه تسمیه مسجد این است که سر به سجده نهادن مظهر اوج فروتنی و کرنش آدمی در برابر خداوند است.

آیات متعدد قرآن و روایات به انضمام فقه و حقوق به روشنی اهمیت و ارزش ویژه مسجد در جامعه را نشان می دهند، به گونه‌ای که هیچ کانون و مرکزی نمی‌تواند همتا یا جایگزین آن باشد. آثار و کارکردهای گوناگون مسجد از نگاه قرآن روشن و اثبات پذیر است. اگرچه مسجد در نقش اول خود مکانی برای پرستش معبود یگانه و برپایی نماز جماعت به عنوان اولی‌ترین نوع عبادت در نظر گرفته می‌شود ولی این نقش در واقع چون تنه‌ای است که با رویش خود منجر به جوانه زدن شاخه‌های متعددی شده که از هر کدام میوه‌های مختلفی برای جامعه اسلامی به ارمغان آورده می‌شود. در جامعه مدرن باید برای مسجد کارکردهای جدیدی تعریف کرد. در حالی که نه تنها کارکردهای مسجد در جامعه مدرن، عوض نمی شود بلکه بالعکس کارکردها دارای عمل و گستره بیشتری می‌شوند.

کارکردهای مختلف آموزشی، فرهنگی، ارتباطی، سیاسی و اجتماعی که مسجد محله را علاوه بر ویژگی‌های کمی، کیفی و اصول معماری و شهرسازی به عنصری قدرتمند و بسیار گویا در تعریف و تجسم خاص فضایی محله و فرهنگ رفتاری ساکنین آن و حفاظت از آنان به عنوان مرکز اداری ساختار عبادی، فکری، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی محله را نشان می دهد.

 

تعاریف

مسجد

واژه مسجد به معنی سجده‌گاه، مکان سجده و به تعبیر عام، عبادتگاه می‌باشد. «مسجد اسم عرفی است و درآن معنی لغوی به کار رفته است.»

در اسلام و قرآن ، عبادتگاه ملل سابق نیز به مسجد نامبرده شده است.

محله

تعریف لغوی: محله، قسمتی از شهر، محل فرودآمدن، کوی و برزن ودر اصطلاح، محله، به خردترین واحد شهر که دارای ویژگی، پیوستگی و همبستگی خاصی باشد خطاب می شود. 

•           تعریف اول از محله

محله به محدودهای از شهر اطلاق می‌گردد که دارای ساختار کالبدی و انسانی خاصی (به معنای اعمّ آن) میباشد و افراد آن از نظر اخلاق و ارزش‌های عمومی انسانی، حرفه و کارآیی، مسؤولیت پذیری شغلی، و مدیریتی در مکان بایسته و شایسته خود قرار گرفته و بر اساس قوانینی (خاصِ جامعه انسانی خود) رفتار فردی و اجتماعی خویش و وابستگان خویش را منظّم و اندازه میکنند. (بررسی نقش مسجد محله در توسعه و کنترل نظام پایدار محله و شهر از دیدگاه اسلام، 1383)

مروری  بر  معماری  مساجد

از دیدگاه ادیان الهی، عبادت و اظهار بندگی و خضوع در برابر آفریدگار هستی اهمیت ویژه ای دارد و بر این اساس، مکان عبادت از جایگاه والایی برخوردار است. با استفاده از متون اسلامی می توان استتنتاج کرد که چنانچه مساجد با استمداد از دیدگاه های اسلام طراحی و ساخته و استفاده شود دستیابی به سلامت جسمی و روانی مورد نظر مکتب اسلام نیز تسهیل می شود. در واقع بهره‌گیری از دستورهای جامع نگر و انسان ساز اسلام زمینه ساز اعتلای نقش مساجد در تامین سلامت جسم و روح انسان هاست. (معماری مساجد اسلامی از مفهوم تا کالبد، 1392)

بی شک معماری اسلامی در مقطع خاصی مدیون معماری ایرانی اسلامی یا معماری شیعه است. تاثیر پذیری بسیاری از بناهای عظیم جهان اسلام مانند مسجد الحرام از هنر معماری شیعی در ساخت مسجد نشان دهنده عمق بالای تاثیر گذاری این حوزه در هنر جهان اسلام است. اما امروزه دسته ای از مساجد کشورمان مساجدی هستند که به صورت مستقیم از الگوها و فرم های سنتی تاثیر گرفته اند و شاید در نظر یک بیننده عادی ابتدا این مساجد کاملاً سنتی نیز به نظر برسند اما نکته اصلی این که چنین مساجدی تنها با الگوگیری اقتباس پذیری و حتی تقلید صرفاً از این آثار قدیمی ساخته شدند و با آن که این مساجد دارای بار معنایی که هویت گرا به شمار می رود هستند اما هویت دوران معاصر خود را منتقل نمی کنند. (معماری مساجد اسلامی از مفهوم تا کالبد، 1392) در گذشته، مساجد با محله و مردم و خانه های اطراف ارتباط نزدیک و زیبایی داشت. اما امروزه این کارکرد در مساجد دیده نمی شود؛ یعنی هر جا واقفی پیدا شود مسجد ساخته می شود. دور از مردم و محیط اجتماعی یا داخل جامعه! با اشاره به شیوه معماری مساجد امروزی متاسفانه آن معماری منسجم و آرام بخش اسلامی در این مساجد دیده نمی شود و همان طور که آدم ها دچار تغییر شدند این دگرگونی به مساجد هموار شده و به سبک من درآوردی رسیده است. (معماری مساجد اسلامی از مفهوم تا کالبد, 1392) ما دارای بهترین مساجد تاریخی دنیای اسلامی هستیم که این مساجد با مرکز شهرهای تاریخی و خودشان در ارتباطند و بسیاری از خدمات شهری را از این مساجد می گرفتند و هنوز هم این کاربرد ادامه دارد. اما دولت ها روی این سرمایه ویژه سرمایه گزاری نکردند و به جای ساماندهی اطراف این مساجد تاریخی، موقعیت این اماکن را هم تضعیف کردند.  (معماری مساجد اسلامی از مفهوم تا کالبد, 1392) مساجد در گذشته کارکردهای بسیاری داشتند که امروز از یاد رفته اند. مسجد یعنی مرکز فعال شهر اسلامی.در شهرهای اسلامی اول مسجد ساخته می شد و سپس شهر به وجود می آمد. در این شرایط مساجد هزاران کارکرد داشتند. اما امروز عده ای مساجد را حاشیه ای می دانند و اعلام کرده اند مسجد به چه دردی می خورد؟ هر کس می خواهد مسجد بسازد خودش دست به کار شود. (معماری مساجد اسلامی از مفهوم تا کالبد, 1392) بنای عمل پیامبر(ص) بر رعایت سادگی و بی پیرایگی در مسجد با توجه به مصالح و محاسنی است که در این کار نهفته است و آراستن مساجد با تزیینات که در کاخ های پادشاهان و اهل دنیا متداول است منافی ارزش های اسلامی است. از دیگر آثار مثبت «ساده سازی مساجد» آن است که چنان چه این امر به عنوان یک سنت اسلامی همان گونه که در میان مسلمانان صدر اسلام موفق بوده، رایج شود همگان حتی مردم محروم روستاهای دورافتاده نیز قادر خواهند بود با امکانات کمی که در اختیار دارند مسجدی را بنا کنند و بار مسئولیت ترویج و تبیین این سنت اسلامی بر دوش روحانیون و علماست.  (معماری مساجد اسلامی از مفهوم تا کالبد, 1392) در معماری مساجد باید تنوع شرایط اقلیمی و جغرافیایی و انطباق بنا با آن مد نظر باشد تا در معرض تخریب و عوارض ناشی از ناسازگاری با وضعیت اقلیمی و جغرافیایی کمتر واقع شوند و به طور شایسته تری استفاده شوند. (معماری مساجد اسلامی از مفهوم تا کالبد, 1392)

در کتاب های فقهی بلند ساختن دیوارهای مسجد و کنگره ای ساختن آن مکروه شمرده است. در مورد چند طبقه ساختن مساجد نیز این نکته باید مورد توجه قرار گیرد که چنان چه هدف از ساختن طبقات فوقانی، اقامه نماز جماعت در آن ها باشد بایستی فاصله آن طبقات تا امام جماعت بیش از حد متعارف نباشد. در غیر این صورت نماز جماعت کسانی که در طبقه فوقانی به امام جماعت اقتدا کنند بر اساس نظر برخی از فقها دچار اشکال خواهد شد. (معماری مساجد اسلامی از مفهوم تا کالبد, 1392)

معماری اسلامی

آداب و رسوم و ضوابط معماری چگونه تعیین می‌شود؟ شارع مقدس اگر قالب معماری می‌داد، جلوی تکامل را می‌گرفت. محتوای آثار معماری کشور های اسلامی با معماری اسلامی یا آنچه که قبلاً در مورد معماری قدیم آمده است، فرق دارد. اگر معماری اثری را ارائه دهد که در آن ایده های غیر اسلامی خود یا دیگران را به کار گرفته باشد؛ دیگر آن اثر معماری، معماری اسلامی نیست؛ بلکه معماری‌ای است با ایده های متفاوت یا حتی معماری من درآوردی. پس چگونه می‌توان اثری را با معماری اسلامی به وجود آورد یا چگونه می‌توان آن را که کمتر اسلامی است، بیشتر اسلامی نمود؟ فراموش نشود وقتی که صحبت از کلمه اسلامی به میان می‌آید، در مقابل آن، کلمه غیر اسلامی هم وجود دارد. لذا این سؤال مطرح می‌شود: معماری اسلامی چیست؟ چه چیزی باعث اسلامی شدن یک اثر معماری می‌شود؟

معماری اسلامی تا معماری مکروه

از احادیث نبوی (ص) چنین بر می‌آید که او نزدیکان خود را به زندگی در ساختمان‌ها تشویق نمی‌نمود و حتی این ممنوعیت ها در قرآن نیز پیداست. آثار معماری را می‌توان به لحاظ اسلامی بودن در سه گروه دسته‌بندی نمود: معماری اسلامی، معماری مکروه (یا قابل سرزنش) و معماری غیر اسلامی. معماری غیر اسلامی ‌آن است که با آنچه در شریعت بدان اشاره شده مغایرت داشته باشد که نمونه های بسیاری را می‌توان در ساختمان‌های موجود مشاهده نمود؛ به عنوان مثال، ساختمان‌هایی که مشرف بر منازل مسلمین است. معماری سزاوار سرزنش، همان‌طوری‌که توسط پیغمبر اکرم (ص) سفارش شده، من جمله پرهیز از زینت مساجد و زیاده‌روی در اتلاف ثروت مسلمین است،  (مجموعه مقالات مشترک در حکمت و هنر معماری اسلامی, 1392)

معماری اسلامی، اثری است که ارتباط قلبی انسان را در پرستش خدای قادر تبارک و تعالی برقرار می‌سازد. حقیقت آن است که اسلام در آغاز طلوع خود، جز اصول اخلاقی، چیز دیگری همراه نداشته و در مراحل اولیه‌اش به لحاظ ایجاد و یا الهام یک هنر جدید، از مسیحیت هم ضعیف‌تر بوده است. از طرفی می‌دانیم هنر هرگز از هیچ برنمی‌خیزد و اصالت آن، داشتن ریشه در آثار گذشته است؛ به قول معروف تا ریشه در آب است، امید ثمری هست. (مجموعه مقالات مشترک در حکمت و هنر معماری اسلامی, 1392) آندره گدار معمار فرانسوی و مؤلف سه جلد کتاب آثار ایران می‌نویسد: تفاوت در ساختمان‌های قبل از اسلام با ساختمان‌های بعد از اسلام، نه در ساختمان و نه در شکل آن و نه حتی در طرح نقشه آن‌ها است؛ بلکه در منظر و لباسی است که اسلام بر اندام ساختمان‌های دوره ساسانی پوشانده و خواسته است مفهومی به آن‌ها بدهد که معماری ایرانی با معماری مردمی که تحت رژیم اسلامی زندگی می‌کنند به وضوح متمایز باشد. (مجموعه مقالات مشترک در حکمت و هنر معماری اسلامی, 1392)

این‌که می‌گوییم معماری رنگ و بوی اسلامی پیدا کند، یعنی چه؟ چون اسلام جهان شمول است و برای همه ملل ظهور نموده، چنین به نظر می‌رسد که در مرحله نخست، معماران باید ساختمانی بسازند که در آن سه نکته اساسی در نظر باشد؛ اول، توجه به عملکرد صحیح بنا؛ چرا که ساخت و ساز بنا برای تفنن نیست.آنچه لازم است باید ساخته شود و این ملازمت توجه دقیق به عملکرد درست بنا است؛ دوم، باید بدانند در کجا و در چه مکانی می‌سازند. توجه به پارامتر زمانی و مکانی، لازمه انجام کار درست است؛ سوم، اینکه در اجرای این اثر، یک پیام فرهنگی هم داشته باشد؛ چرا که هدف اسلام ایجاد محیطی برای تکامل انسان است که بتواند به سوی کمال صعود کند. (مجموعه مقالات مشترک در حکمت و هنر معماری اسلامی, 1392)

یک معمار مسلمان می‌داند خداوند متعال صاحب جلال و اکرام بوده و در عین حال جمیل است و جمال را دوست دارد. همچنین اعتقاد دارد هدف از زندگی دنیوی، رجعت به سوی خداوند و رسیدن به کمال است. پس اثر معماری خود را بر سه پایه جمال، جلال و کمال بنا و استوار می‌کند. (مجموعه مقالات مشترک در حکمت و هنر معماری اسلامی, 1392) آنچه در نقوش و تزئین بنای اسلامی جلوه‌گر است، جمال خوانده می‌شود و به آنچه به ابعاد و کشش سطوح و به کمپوزیسیون احجام توجه دارد، جلال اطلاق می‌شود. همچنین اگر این شیوه از معماری در جهت محتوای معنوی و تلفیق با مبانی اسلامی و در قالب کبریایی باشد، به آن کمال گویند. بدیهی است با وجود جمال و جلال، کمال هم به وجود می‌آید. به قول غزالی، ساختمان زیبا جمال باطن سازنده آن را هویدا می‌سازد و نماینده معنوی و معرفت حق است. ابن مرزوق نیز معتقد است که ابنیه و مساجد ایرانی، جلالت اسلام را آشکار می‌کند، چنانچه در مرمت و تعمیر آن‌ها قصوری روی دهد، در روز قیامت عندالله مسئول خواهند بود. (مجموعه مقالات مشترک در حکمت و هنر معماری اسلامی, 1392) سیدحسین نصر می‌نویسد: معماری مسجد از روی قرآن سرچشمه می‌گیرد. هر چند در برخی متون دیده می‌شود معماری را مسلمین از منابع ساسانی و نظیر آن اقتباس کرده‌اند، ولی شکل بیرونی مسجد به صورت رمزی تجلی اسماء و صفات خداوند است؛ به این نحو که گنبد جلوه‌گر جمال الهی است و مناره‌ها نشانه جلال و در مجموع، کبریایی او، یعنی کمال را نشان می‌دهند.» (مجموعه مقالات مشترک در حکمت و هنر معماری اسلامی, 1392)

«اریک اشرودر» مستشرق انگلیسی که سال‌ها در معماری اسلامی کار نموده و در این زمینه کتاب هم دارد، می‌نویسد: یکی از رموز پایداری اصول دین اسلام در ایران، ساخت مساجد آن‌ها است که با گذشت قرن‌ها این مساجد با ساخت عناصری نظیر گلدسته‌ها و گنبد و سردرها و صحن آب‌نما و هشتی و شبستان که با رعایت جوهره اصلی‌شان به صورت‌های مختلف ولی تکرار اندر تکرار در ساخت و سازها حفظ کرده‌اند، می‌باشد.» (مجموعه مقالات مشترک در حکمت و هنر معماری اسلامی, 1392)

اصول معماری اسلامی

با توجه به جمیع جهات و توجه به آنچه تاکنون بر معماری اسلامی گذشته و آنچه که شارع بدان نظر دارد، می‌توان این نوع معماری را با اعمال هفت اصل تبیین شده ذیل به وجود آورد. این اصول در همه جا به صورت کم و زیاد اعمال شده، به طوری‌که اعمال این اصول ضمن نگرش به هنر مردمان سرزمین‌های اسلامی، مکتب‌های رایج پنج گانه متداول دنیای اسلام را به وجود آورده و به صورت محدودتری شیوه‌های معماری را در هر ناحیه‌ای معمول داشته‌اند. این اصول عبارتند از: توحید، اخلاص، علم، حیا و حجاب، عبادت و احترام، اقتصاد و ذکر. (درآمدی بر هویت اسلامی در معماری و شهرسازی, 1378)

                توحید: یکی گفتن به زبان، یکی دانستن، یکی دیدن، یکی شدن وجود خدا؛ یعنی کمال هنر. اعتقاد به خدای واحد و مورد پرستش همه ملل، این یگانگی را به وجود آورده که در مجموعه شهرهای اسلامی دنیا و در همه جا این وحدت دیده می‌شود؛ در شهرهای اسلامی به لحاظ داشتن نشانه‌های اسلامی نظیر مساجد، اماکن مقدسه و مذهبی، بازارها، میادین و در بین مردم، به کارگیری زبان عربی به مثابه زبان اول و یا زبان دوم و کتابت آن در همه نقاط. این وحدت ناشی از یک فرهنگ و نشأت گرفته از یک کتاب آسمانی است و این فرهنگ، خصوصاً در معماری مؤثر بوده است؛ مثل رعایت جهت قبله یعنی در یک شهر اسلامی، وحدت سمت و سو را به وجود می‌آورد. (درآمدی بر هویت اسلامی در معماری و شهرسازی, 1378)

. این یگانگی را دور از عادات مختلف مردمانی اعم از سیاه و سفید، زرد و سرخ و حتی وجود شرایط علمی و افکار متفاوت، جدا از مکاتب مختلف معماری و شیوه‌های آن‌ها که در جهت و وحدت قدم برداشته‌اند، می‌بینیم. مساجد همه ملل، دارای صحن، غُرفات، حجره‌ها و شبستان رو به مرکز، یک میانسرا که در مرکز این میانسرا آب پاک و مطهر وجود دارد و قد برافراشته، گلدسته ها و مناره و گنبدها را در همه جا می‌بینیم که همه و همه در جهت وحدت هستند. این وحدت را حتی در هنرهای مستظرفه، نظیر کارهای گره و رسمی بندی‌ها و مقرنس نیز احساس می‌کنیم که همه به یک جهت و یک مرکز ختم می‌شوند. (درآمدی بر هویت اسلامی در معماری و شهرسازی, 1378)

همچنان که همه در هر کجای دنیا که باشند به سوی یک قبله تعظیم و احکام الهی را اجرا می‌کنند و مساجد قبرستان‌ها و شهرهای خود را در این جهت می‌سازند و با این همه کثرت، در آن وحدت دارند. این وحدت و یگانگی در هنر هم دیده می‌شود؛ یکی بودن در مبانی معماری در هنر اسلامی، وجود خدای یگانه و کتاب آسمانی‌اش که در جای جای این کتاب حکمت،‌ وحدت را بیان نموده است. (درآمدی بر هویت اسلامی در معماری و شهرسازی, 1378)

حکمت یعنی بیان اسرار هارمونی؛‌ یعنی برای نواختن آهنگ یگانگی، باید همه این هارمونی‌ها را شناخت و به کار برد. اصل مسلمانی یعنی تسلیم به هارمونی، تسلیم به تناسبات که زیبایی را به وجود می‌آورد و زیبایی، ما را مسلمان می‌کند. خلاقیت یعنی کشف هارمونی‌ها، کشف تناسبات در یک اثر هنری. بنابراین نبود تناسبات و هارمونی یعنی عدم خلاقیت. نظام عالم از واحد به کثیر و از کثیر به واحد است. عوامل وحدت‌بخشی از کثرت، شناخت تقارن، توازن، تعادل، تناسب و ... هستند. این عوامل و این هارمونی‌ها رد پای وحدت‌اند که می‌توان تحت عناوین ذیل این عوامل را دسته‌بندی نمود:

1. تقارن: وحدت در محوریت با مرکزیت؛

2. تناسب:‌ وحدت در ابعاد و اندازه‌ها؛

3. توازن: وحدت در هارمونی‌ها؛

4. تعادل: ایجاد وحدت در حجم ها و وزن ها؛

5. توافق: وحدت در عمل و فکر و در انتخاب عملکرد معماری؛

6. تطابق:‌ ایجاد وحدت با طبیعت و ساختمان؛

7. تشابه: همان وحدت در شکل است؛

8. تجانس: وحدت در جنس و صفت است؛

9. تناظر: وحدت در دید است؛

10. تساوی: در همه چیز.

شناخت و به کار بستن این هارمونی‌ها، یک اثر هنری را به هنر اسلامی، به ویژه در معماری نزدیک می‌کند. هنر معماری، خود عرصه مناسبی برای نشان دادن عوامل فوق است، زیرا معماری، خود بر اصول هندسی استوار است. به همین دلیل ایدئولوژی هنر اسلامی هندسه است که تغیر نمی‌کند، ولی در هر زمان و مکانی هنری بر این مبنا عرضه می‌شود. (درآمدی بر هویت اسلامی در معماری و شهرسازی, 1378)

                اخلاص: ساختمان‌های مسکونی همه بدون پیرایه‌اند. خلوص فقط باید برای خدا باشد. باید از هر چه زشتی و پلیدی‌ است، دور باشد. همه چیز باید زیبا باشد: ان الله جمیل و یحب الجمال. در روند احداث ساختمان‌های عمومی، آنچه هنرمندان دارند در طبق اخلاص تقدیم می‌کنند. اکثر اماکن وقفی‌اند؛ ساده و بی‌پیرایه و دور از اسراف. در اماکن باید همه چیز پاک، بی‌پیرایه و خالص باشد. آب را که نشانه پاکی است، در جای جای بنا به کار می‌برند. نور را در همه ساختمان گردش می‌دهند. نور نشانه خلوص و پاکی است. (درآمدی بر هویت اسلامی در معماری و شهرسازی, 1378)

هر چه که می‌سازند به سوی آسمان نشانه دارد و همه چیز متعلق به اوست و در نهایت اخلاص قرار دارد. همه اماکن اشاره به آسمان دارند؛ گنبدها، دور قوس‌ها، تیزی بالای درب‌ها و پنجره‌ها همه نوک تیزاند و همه به آسمان اشاره دارند؛ حتی به هم دروغ نمی‌گویند. آنچه هست واقعیت دارد و از ساخت دکور درها و پنجره‌های کاذب خودداری می‌شود. (درآمدی بر هویت اسلامی در معماری و شهرسازی, 1378)

از ساختن هر چیزی که در آن نشانه‌ای از ریا یا نشانه‌ای از اخلاص در پیشگاه خداوندی نداشته باشد، پرهیز می‌کند. دروغ در معماری اسلامی جایی ندارد؛ حتی در بنا کردن احجام معماری، مصالحی که در آن به کار رفته، رابطه دارند. این نکته به ویژه در نیارش بنا دیده می‌شود. مصالح انتخاب شده و فرم‌های انتخابی باید خود ایستا باشند، نه اینکه با توسل به ترفندهایی این نیارش را تأمین کنند. (درآمدی بر هویت اسلامی در معماری و شهرسازی, 1378) در جریان ساخت کلیسای عظیم «سن بیرو» در رم، وقتی «میکل آنژ» گنبد عظیم کلیسا را که با عرض 42 متر و ارتفاع 140 متر برافراشت، بیشتر بر زیبایی و عظمت آن توجه نمود و هنوز چند سالی از افتتاح آن نگذشته که گنبد در حال فروریختن بود. به ناچار پاپ مجبور شد با فراخوانی از صنعتگران کشور چاره‌اندیشی کند و با اجرای کمربندی فلزی به دور گنبد، از انهدام آن جلوگیری نماید؛ یعنی اینکه گنبد خود ایستا نبود، بلکه با بستن کمربند اضافی، ایستایی آن را تأمین کردند؛ امری که به هیچ وجه در تاریخ معماری ایرانی اسلامی تاکنون اتفاق نیفتاده است. (درآمدی بر هویت اسلامی در معماری و شهرسازی, 1378)

آنچه در اجرای عملی اخلاص باشد، بالطبع زیبایی نیز به وجود خواهد آمد. زیبایی به معنای قشنگی و جمال نیست؛ بلکه معنی آن زیبندگی، پذیرفتنی، دل خواستن، به سامان بودن و به تناسب بودن است. منبع زیبایی خدا است. زیبایی مقیاس ندارد؛ همچون آسمان که با داشتن زیبایی باشکوه خود، بدون مقیاس است و ابعاد طلایی هم ندارد. (درآمدی بر هویت اسلامی در معماری و شهرسازی, 1378)

گفته‌اند زیبایی عصای زیبندگی و داشتن تناسبات و مناسبت ها در یک اثر اسلامی است و بایستی به سوی سادگی و بی‌پیرایه‌ای رفت و در انتخاب فرم‌ها و تزئینات متناسب و زیبنده دقت نمود. در بعضی از اماکن متبرکه امروز می‌بینیم که چنان پرکار و شلوغ کارنموده‌اند که انسان به جای آن‌که در این مکان‌ها به سکینه و آرامشی که لازمه حضور قلب در عبادت است برسد، آن را از دست می‌دهد؛ حتی به جای استفاده از رنگ‌های نجیب و ساده و خودداری از تنوع رنگ‌ها، آنچنان شلوغ و پرکار عمل کرده‌اند که انسان را مضطرب می‌نماید. (درآمدی بر هویت اسلامی در معماری و شهرسازی, 1378)

                علم: علم در سایه دوران حکومت‌های اسلامی، به ویژه قرون چهارم و پنجم هجری پیشرفتی بسزا و درخشانی داشته است و مسلمانان در همه زمینه های علمی صاحب نظر بوده‌اند؛ چه در علم و فنون فیزیک و شیمی و ریاضیات و چه در زمینه علوم و معرفت اسلامی. لذا آن‌ها از دانسته‌های علمی و از معرفت اسلامی، یعنی از هر دو علم، استفاده کرده‌اند؛ به ویژه از هندسه که ایدئولوژی معماری است و بر مبنای آن در هر زمان و هر مکانی اثری نو ارائه می‌شود، نهایت استفاده را نموده‌اند. (درآمدی بر هویت اسلامی در معماری و شهرسازی, 1378)

استفاده از ریاضیات در معماری اسلامی جزء اساسی‌ترین کار آنان است؛ چه در سطوح و احجام بنا و چه در ریزترین نقوش تزئینی نظیر گره‌ها، اسلیمی‌ها و...؛ همه و همه در عین حال از معرفت دینی هم بهره برده و تمام این دانسته‌ها را بر در و دیوار کتابت کرده‌اند. کتیبه‌هایی را در مساجد، اماکن عمومی و حتی در خانه‌ها اجرا کرده اند که سازنده فرهنگ‌اند؛ به طوری‌که بیشترین تزئین اصلی این بناها با استفاده از این کتیبه‌هاست. (درآمدی بر هویت اسلامی در معماری و شهرسازی, 1378)

در محاسبه نیارش بناها و در تزئین آن‌ها، در خوشنویسی و کتابت و حتی در زمینه نگارگری و موسیقی نیز مسئله هندسه مطرح است. در احداث بنا، ابتدا پیش از هر چیز به پیمون بنا که در غرب به آن مدول گویند، توجه داشته‌اند. کلمه پیمون معادل مدول است که در زبان‌های خارجی مصطلح است و آن بدین معناست که با داشتن ضوابطی، حتی یک بنّای معمولی روستایی در روستای دور افتاده‌ای در کرمان می‌توانست یک گنبد با دهانه 10 متر را به گونه‌ای بسازد که بزرگ‌ترین معمار در پایتخت می‌ساخته است. (درآمدی بر هویت اسلامی در معماری و شهرسازی, 1378)

برای طرح ساختمان، نخست اندام‌های آن را اندازه می‌کردند. پیمون را در آن گنجانیده و با کم کردن و افزودن پیمون‌ها، اندازه دلخواه هر یک از اندام‌های ساختمان را به دست می‌آوردند و با اعمال سایر اصول معماری اسلامی، اثر زیبایی خلق می‌کردند؛ مثلاً برای پدید آوردن قرینه، از جفت و برای بر هم زدن آن از متضاد این لغت، یعنی پد جفت استفاده می‌کردند. پد جفت برای از بین بردن یکنواختی بنا نظیر ساختمان‌های قبل از اسلام و جفت را برای پدید آوردن آرامش دلخواه بعد از اسلام به کار می‌گرفته‌اند. (درآمدی بر هویت اسلامی در معماری و شهرسازی, 1378)

                حیا یا حجاب

اسلام برای حفظ و رعایت حجاب توصیه اکید نموده است. لذا لزوماً ساختمان‌های اسلامی هم بایستی دارای حجاب باشند. آن‌ها برای ایجاد حجاب، به ویژه ساختمان‌هایی که مصرف شخصی داشته‌اند را درون گرا می‌ساختند، ولی ساختمان‌های اماکن عمومی نظیر کوشک‌ها را برون گرا بنا می‌کردند. (مجموعه مقالات مشترک در حکمت و هنر معماری اسلامی, 1392)

برای درون‌گرایی ساختمان، اتاق‌ها را در اطراف میانسرا می‌ساختند و اگر ساختمان بزرگ‌تری می‌خواستند به دو بخش اندورنی و بیرونی طراحی و اجرا می‌نمودند؛ زیرا یکی از باورهای مردم ایران ارزش نهادن به زندگی شخصی و حرمت آن و نیز عزت نفس آنان بود که این امر به گونه ای معماری را دورن‌گرا کرده است. (مجموعه مقالات مشترک در حکمت و هنر معماری اسلامی, 1392)

زیرا محل زندگی، همچون قفس بازی نیست که در معرض دید و نمایش مردم قرار گیرد. سعی می‌شد بناها اِشرافی به یکدیگر نداشته باشند و حتی از بیرون طوری باشد که به یکدیگر فخر نفروشند. مسلمان ایرانی هم مثل عرفا به درون بیشتر از برون توجه داشته‌اند و این مهم، خود مسئله‌ای است که جنبه مذهبی دارد. انسان باید در خانه یا محل کارش آرامش داشته باشد. بعضی‌ها تصور می‌کنند پس از آمدن اسلام به ایران، مسئله حجاب پیش می‌آید؛ در حالی‌که چنین نیست. زیرا حجاب پیش از اسلام هم در ایران بوده و حجاب زرتشتی‌ها خیلی مفصل‌تر است؛ مثلاً در مورد زن‌های هخامنشی، کلمه پردگی وجود داشته که بیانگر همه چیز است. (مجموعه مقالات مشترک در حکمت و هنر معماری اسلامی, 1392)

اصولاً انسان میل دارد پوشیده باشد و بیشتر این اصل از حالت شرقی بودن مردمان این مرز و بوم نشأت گرفته است. انسان در اثر رعایت حجاب، وقتی به مجموعه شهرها و ابنیه کسانی که در آنجا زندگی می‌کنند و به حجاب اعتقاد دارند نگاه می‌کند، این اعتقاد را در خود کالبد شهر هم ملاحظه می‌نماید؛ مثلاً اگر کوچه های یزد و کاشان را ببینید، هر کدام از این خانه ها به مثابه یک انسان خودش را در حجابی پوشانده‌اند. مثل مردان که خود را در عبا و لباده و زن‌ها خودشان را در چادر می‌پوشانند. وقتی وارد بنا می‌شویم، آنگاه آن زیبایی‌ها جلوه‌گر می‌شود. (مجموعه مقالات مشترک در حکمت و هنر معماری اسلامی, 1392)

                اقتصاد

در قرآن کریم آمده است خداوند مسرفین را دوست ندارد. رعایت اقتصاد، یک اصل اسلامی است. معماری اسلامی به گونه‌ای است که در ساخت ساختمان‌ها نهایت صرفه‌جویی می‌شود. پرهیز از اسراف یعنی هر چیزی را به جای خود به کارگیرند؛ هر مصالحی را در جای مناسب خود و به حد نیاز مصرف کنند و این عین عدالت است. اینکه می‌گوییم هر چیز به جای خود، فقط در مورد مصالح مصرفی بنا نیست، بلکه این پرهیز از اسراف چه برای مصرف نوع مصالح، چه احداث فضاهای بیهوده و بعضاً از روی تفنن و چه مصرف مصالح نابجا و چه احداث ساختمان بدون توجه به عملکرد و کاربری بهینه آن و یا عدم توجه به مکان و زمان احداث بنا. (مجموعه مقالات مشترک در حکمت و هنر معماری اسلامی, 1392)

الف) معماری مردم پسند

معماری باید مقیاس انسانی داشته باشد. یک معمار هیچ وقت نمی‌آید یک سالن سینما بسازد و اسم آن را اتاق خواب بگذارد. مقیاس اتاق خواب همچنین وقتی وارد راهروی می‌شویم که فقط یک در دارد، ابتدای ورودش بسته است. جایی که دیوارش ضخیم نباشد در آن طاقچه می‌سازند. اندازه‌ها مشخص و بر اساس منطق است، نه هوس و کسی نمی‌تواند آن را تغییر دهد. مثال‌های بسیاری برای مردم‌وار کردن بنا و در نهایت اسلامی کردن آن‌ها می‌توان زد که از آن جمله، کاربرد اعداد قدسی در بناهاست؛ چرا که این اعداد ارتباط مستقیم با اعتقادات مردم داشته و مورد علاقه مردم هستند. (کندوکاوی پیرامون معماری مساجد ایران, 1392)

رعایت آن نیز اثر معماری را مردم پسند می‌کند. اصل مردم واری یعنی رعایت خواسته‌های مردم، چه عاطفی، چه مذهبی و چه اقتصادی؛ اینها جزء نیازهای اولیه مردم است، چه در باغ سازی، چه در ساختن مساجد و مدارس و چه در خانه و یا در هر بنایی دیگر. (کندوکاوی پیرامون معماری مساجد ایران, 1392)

ب) خودکفایی

معماران گذشته به موضوع خودکفایی بسیار اهمیت می‌دادند و اصطلاح خود بسندگی را انتخاب می‌کردند؛ مثلاً یک معمار اهل کاشان یا یزد هیچ‌گاه راضی نمی‌شد که سیمان از یک شهر دیگر بیاید و او شروع به کار کند. البته اگر چیزی لازم بود از آن سر دنیا هم می‌آورد، ولی اگر می‌توانست از اطراف خودش تهیه کند، اولی تر بود و در این مورد آن‌قدر وسواس داشت که حتی سنگ آهک را از نزدیک‌ترین کوهی که دم دستش بود، تهیه می‌کرد. (کندوکاوی پیرامون معماری مساجد ایران, 1392)

البته تا زمان کریم‌خان چنین می‌کردند. به عنوان نمونه می‌بینیم در مسجد فهرج یزد که به سال 45 یا 46 هـ. ق ساخته شده و از قدیمی‌ترین مساجد دنیاست که تا کنون بر جای مانده، همه چیزش را از همان محل تهیه کرده‌اند. اگر کاه نبود که کاه‌گل برای نماسازی بسازند و یا برای اندود کردن از خارشتری استفاده می‌کردند. (کندوکاوی پیرامون معماری مساجد ایران, 1392)

برای اشاعه خودبسندگی یا خود کفایی اصطلاح «بوم آورد» دارند؛ بوم آورد یعنی چیزی که از خود آن سرزمین حاصل شود که این خود یک درسی است. یک اصطلاح دیگر (ایدری) هم دارند؛ یعنی متعلق به همین جا، اینجایی. حتی کسی که می‌خواست خانه بسازد تا آنجایی که گل رس داشت، خاکش را بر می‌داشت با همان خاک خشت می‌زد. اگر گل و گچ و آهک می‌خواستند از نزدیک‌ترین محل ممکن تهیه می‌کردند. نمای ساختمان ازکاه گل «ارزه» بود؛‌ یعنی ریگ روان. (کندوکاوی پیرامون معماری مساجد ایران, 1392)

ج) معماری پرهیز از اسراف

خداوند مسرفین را دوست ندارد. پس در معماری اسلامی بایستی از انجام هرگونه کار بیهوده و یا اسراف در ساختمان احتراز نمود. بنابر این لازم بود ابعاد را مطابق نیاز انتخاب کنند. اینکه تزئینات در هنر اسلامی برای چیست، باید گفت که هر عامل تزئینی در معماری اسلامی صرفاً یک عامل تزئینی نیست، بلکه یک علت مهم فنی داشته است؛ مثلاً کاشی، عایق رطوبت و حرارت است و یا اینکه در روی این کاشی نقش انداخته اند هم برای این بوده که بتوان آن را تعمیر کرد. (کندوکاوی پیرامون معماری مساجد ایران, 1392)

بنابراین گنبد را با کمال راحتی از پشت می‌ساخته و بالا می‌رفته و از زیر به طرز قشنگی کار می‌کردند. از حسن دیگر دو پوش این‌ است جلوی حرارت تابستان و سرمای زمستان را می‌گرفته است. طرح‌های پوشش زیر را به صورت‌های مختلف در می‌آوردند که خودش زیباترین اثرهاست. درکاربندی‌ها ممکن است فکر شود کاربندی را برای اینکه ساختمان زیبا باشد ساخته‌اند، ولی علت واقعی این بوده که برای معمار یزدی و یا کاشانی امکان نداشته سقف را قاب‌بندی کند. البته اگر امکان داشت، می‌کرد که شاید قشنگ‌تر هم بود. در هر حال برای رعایت این اصل می‌بایستی از هر گونه تزئینات اضافی و یا کاربرد مصالح گران و اضافی و یا ساختن فضاهای بیهوده و بدون نیاز پرهیز نمود. بدین ترتیب است که یک اثر معماری به اسلامی بودن خود نزدیک می‌شود. (کندوکاوی پیرامون معماری مساجد ایران, 1392)

                عبادت، احترام

در شریعت اسلام هر کسی بدون واسطه انسانی می‌تواند عبادت کند. لذا در معماری اسلامی چنین به نظر می‌رسد همه ساختمان‌هایی که به واسطه نیازهای مختلف بشری ساخته می‌شود، باید فضای ساده و بی‌پیرایه و پاک همچون مسجد باشند؛ یک شهر یعنی یک مسجد که خصوصیات عمومی یک مسجد را یک شهر با همه اماکن آن باید داشته باشند تا یک شهر اسلامی به وجود آید. در همه شهر می‌باید نمادهایی از یک شهر اسلامی به صورت شفاف و برجسته نمود پیدا کند تا هر شهروندی خود را در یک شهر اسلامی احساس کند؛ به ویژه اینکه در همه جا چه در مسجد و بازار و منزل می‌توان عبادت کرد. هر چند مسجد فضای بیشتری برای عبادت دارد، ولی منزل و مسجد عین هم هستند: در مسجد بدون کفش را می‌روند، در منزل هم، در مسجد معامله نمی‌کنند، در منزل هم، در مسجد به چشم نامحرم به هم نگاه نمی‌کنند، در منزل هم. (کندوکاوی پیرامون معماری مساجد ایران, 1392)

مکان بست به علت مکان مکث که یک طرف به فضایی روحانی و یک طرف به شهر اتصال دارد، حالت محیط برزخ را دارد و این بدان معناست که هر چه آلودگی زندگی است در این نقطه (بس + است). بست‌ها در قدیم مکانی برای اعتراض بوده است. اگر ظلمی به مظلومی می‌رسید و این مظلوم راه به جایی نداشت، در این محل اصطلاحاً بست می‌نشست تا به وضعش رسیدگی کنند و دادخواهی شود و تا زمانی که این دادخواهی به عمل نمی‌آمد، کسی متعرض آن ستمدیده نمی‌شد. (کندوکاوی پیرامون معماری مساجد ایران, 1392)

یکی دیگر از مواردی که در معماری اسلامی در راستای عبادت و احترام است، اینکه مجموعه اماکنی که بنا می‌گردند برای ماندگاری و حفظ از تعرض، آن را وقف می‌کردند. نفس وقف، خود برقراری یک نوع مدیریت بهره‌برداری و نگهداری از بناهاست؛ به طوری که برای بسیاری از این اماکن به علت استمرار ارائه خدمات، یک حالت قدسی و احترام را به وجود آورده است. (کندوکاوی پیرامون معماری مساجد ایران, 1392)

سازندگان این بناها سعی نموده‌اند اگر مجموعه‌ای می‌سازند از هر لحاظ کامل بوده و نیازهای مختلف را برآورده کند؛ مثلاً مصلای هرات نه تنها محل نماز بوده، بلکه در آن اماکنی نظیر مدرسه، مسجد، خانقاه، دارالحفاظ و دارالشفاء ساخته شده و حتی ابنیه اقتصادی دیگری نیز بنا نموده‌اند و برای حفظ این بناها و تأمین هزینه‌های بهره‌برداری و تعمیرات آن، مستحدثات را وقف این اماکن نموده‌اند. (کندوکاوی پیرامون معماری مساجد ایران, 1392)

این نکته آنچنان حائز اهمیت است که اگر به مجموعه بنای میدان نقش جهان اصفهان و ابنیه اطراف آن، مثل مسجد امام و شیخ لطف‌الله و عالی قاپور توجه شود، دیده می‌شود که چگونه این تغییر محورهای میدان، کاخ و مسجد، در طراحی پلان بناها تاثیر جدی و مستقیمی در طراحی بنا داشته است؛ به گونه‌ای که اگر این الزام نبود، قطعاً این مجموعه به شکل دیگری طراحی می‌گردید. (کندوکاوی پیرامون معماری مساجد ایران, 1392)

ذکر

در بناهای اسلامی سعی شده به طور مداوم ذکر خدا باشد یا اینکه به نحوی ذکر خدا را به مردم یادآوری نماید. لذا از کتابت اسما و صفات الهی سود جسته‌اند. این ذکرها بیشتر با انتخاب آگاهانه و از روی متون قرآنی و همچنین ادعیه و اوراد منقول صورت گرفته که بیشتر در بیان توحید و نبوت و در بناهای منتسب به شیعیان، بیشتر در مورد ولایت است. (معماری مساجد اسلامی از مفهوم تا کالبد, 1392)

ذکر متون قرآنی و سماءالهی در وسط یا در بلندترین و بهترین نقطه منظر بنا شده و نوعاً در چکاد ایوان‌ها و طاق‌ها کلمه الله بالای گنبدها کتابت شده و آنچنان در این موارد پیش رفته اند که رسم الخط کوفی بنایی را که حروف آن بدون دور بوده و با ابعاد آجر نیز همخوانی دارد برای این منظور ابداع کرده‌اند و با ترکیب و کتابت به اشکال مختلف، نقوش هندسی زیبایی را در سطوح بنا و حتی در مرکز مقرنس و شمسه‌ها کار نموده‌اند. (معماری مساجد اسلامی از مفهوم تا کالبد, 1392)

اصولاً اکثر معماران مسلمان، خود فقیه بوده و حتی به آنان مولانا خطاب می‌نمودند. نمونه بارز آن شیخ بهایی و مولانا قوام الدین شیرازی است و این دانش فقاهت به آنان اجازه می‌داد که مناسب‌ترین آیات قرآنی و یا فرازهایی از این ادعیه را انتخاب کنند. قبل از اسلام، متولیان دین زردشت با آتش روشن کردن در مناره‌ها (مناره محل نار بوده) همچنین مسیحیان با نواختن زنگ، مؤمنین را به عبادت دعوت می‌کردند؛ ولی مسلمانان با ساختن گلدسته و مأذنه و اقامه اذان در آن‌ها همان کار را نموده‌اند؛ یعنی با کلمات، مسلمانان را دعوت به نماز کردند، نه با آتش و زنگ. گلدسته برای بیان ذکر خدا در بلندترین نقطه بنا شد و در عین حال استفاده‌هایی چون نیارش نیز از آن‌ها کرده‌اند. (معماری مساجد اسلامی از مفهوم تا کالبد, 1392)

معماران مسلمان موضوع ذکر را به صورت باطنی نه تنها در مساجد بلکه در همه جای یک شهر اسلامی رعایت کرده‌اند و حتی در شهرسازی سعی کرده‌اند، شوارع در جهت قبله و یا عمود برآن باشد.سی وسه پل در اصفهان که در واقع یک پل‌بند است، معمار بنا تعداد دهانه های پل را سی‌وسه چشمه اجرا کرده است، به طوری‌که با دریاچه‌ای که در جلوی پل‌بند تشکیل می‌شود، این سی و سه دهانه در آب منعکس شده و تبدیل به 66 چشمه می‌گردد که به حساب ابجد، معادل کلمه الله می‌شود که این اسم جل جلاله به بانی ساختمان پل، یعنی الله وردی خان نیز اشاره دارد. بنابراین در این موارد آنچنان دقت داشته‌اند که سعی می‌کردند حتی‌المقدور دیوارهای اتاق‌های مسکونی در جهت قبله باشد. چرا که در همه حال و در همه جا تمام نمودها باید نشانی از یک شهر اسلامی و ذکر نام الهی باشد. (معماری مساجد اسلامی از مفهوم تا کالبد, 1392)

تاثیر هنر و زیباسازی در طراحی مساجد

 مسجد ، محل تجلی مجموعه ای از هنرهای است که مصداق مسلم هنر شهودی است . در مساجد نه تنها دین با هنر ملاقات می کند بلکه مهمترین نمود هنر اسلامی ، معماری مساجد و ویژگی های بارز آن است . بنابراین مسجد در بردارنده رسالت دینی و اجتماعی است و در واقع همچون آینه ای است که شرایط اجتماعی عصر خود را منعکس می کند . معماری مسجد به گونه ای مسیر تحولات و تغییرات ایجاد شده در شیوه زندگی جوامع مسلمان را نشان می دهد ، و نمایانگر عمق برداشت های فرهیختگان و سازندگان هر زمان از جوهره ذهنیت و ایمان جامعه مسلمان معاصر آن است . از این حیث بنای مسجد می تواند جایگاه و درجه تمدن و همچنین میزان و ماهیت جهان بینی مسلمانان هر عصر را پیش چشم قرار دهد . معماری مسجد افزون بر اینها بر ارکان معرفتی دیانت اسلام تکیه دارد و به پشتوانه همین معرفت است که معماری بنای مسجد به ابعاد و درجات ذهنی جامعه زمان خود درک و بر آن احاطه پیدا می کند و درمی یابد که آنچه در بدو امر معماری مسجد را توصیه می کند ، اصالت موضوع و منطق وجودی آن است و نه صرفاً زیبایی آن . بنابراین مسجد به عنوان محوری ترین ، کانونی ترین و ارزنده ترین عنصر کالبدی متبلور کننده مدنیت جامعه اسلامی می باشد ، که حیات سرزندگی و معنی دار در کالبد یک جامعه اسلامی تقویت و تحکیم می کند . هنر و معماری ایران از دیرباز دارای چند اصل بوده است. این اصول چنین هستند : مردم داری ، پرهیز از بیهودگی ، نیارش ، خودبسندگی و درون گرایی که مهندس سازه برای ساخت و طراحی مساجد باید این اصول را محور توجه خود قرار دهند . تلاقی و هنر اسلامی در مسجد هنر اسلامی همان هنر قدسی است که پیام الهی را به بشر منتقل می کند ، زنده نگه داشتن آرمان های والا ، هدف حیات و ارتباط بشر با خدا در روزگار مرگ ارزش ها ، هدفمند ساختن زندگی در مقابل پوچ انگاری ، الحاد و دور شدن از خدا ، از جمله پیام ها و کارکردهای معنوی هنر اسلامی است  زیبایی معناداری که در معماری اجزاء و عناصر مسجد ، نظر کتیبه ها و یا مقرنس ها موج می زنند نه تنها انسان را از یاد خداوند غافل نمی سازد بلکه او را متوجه وزن اشکال و صور روحانی آن می کند . چرا که معمار به واسطه هنر و با استفاده از مصالح و ملزومات کار هنری ، همزمان با خلق یک بنای زیبا به مفهوم سازی نیز می پردازند .  (مسجد و کارکردهای آن, 1393)

عوامل مؤثر در زیبا سازی مسجد رنگ، نور و آب سه عنصر زیبایی شناسی معماری اسلامی

 • نور : جلوه حضورش در معماری اسلامی به ویژه در مسجد تجلی نور خدا است در کاستن از صعوبت و سختی و سردی سنگ و بنا . تجلی متافیزیکی نور بر فیزیک بنا ، آن را اصلی ترین محور زیبا شناسی معماری اسلامی در عرفان و معنا قرار داده است .  (مسجد و کارکردهای آن, 1393)

• رنگ : تأثیر رنگ در معماری اسلامی ، انکار ناشدنی است و از اهمیت و گستردگی معنایی زیادی برخوردار است و یکی از عوامل و مولفه های مهم در فضاسازی معنوی و روحانی مسجد می باشد . استفاده از رنگ های سبز ، فیروزه ای و آبی در معماری اسلامی بسیار معمول و فرا گیر می باشد . کاربرد رنگ آبی لاجوردی و آبی فیروزه ای از عمده ترین رنگ های زمینه ای دیوارها ، کاشی ها ، محراب و گنبد و صحن و شبستان و ... مساجد است . هر رنگ دارای تمثیلی است خاص خودش و نیز هر رنگ ، دارای رابطه ای با یکی از احوالات درونی انسان و روح است . رنگ که از تکثیر نور حاصل می شود ، نمایانگر کثرتی است که ارتباطی ذاتی با وحدت دارد . به تعبیر هنر اسلامی رنگ سفید نماد وجود مطلق و رنگ سیاه که پوشش خانه کعبه است ، نماد اصلی متعالی و فراوجودی است که خانه کعبه با آن ارتباط دارد . رنگ آبی لاجوردی و آبی فیروزه ای نیز رنگ اختصاصی ساعات بامدادی است ، طیفی از رنگ های آبی و سبز نزدیک به هم ،‌ رنگ تداعی گر آسمان ، بیکران و بی نهایت ، قدرت و وسعت است و سبز که رنگ رویش و صلح و آرامش و برکت است .(مسجد و کارکردهای آن, 1393)

 • آب : آب در فلسفه اسلامی بن هستی محسوب می شود .در عین حال عامل تطهیر هست و این صفت ذاتی که بر اشیای پلید مهر پاکی و تطهیر می زند چندان با حقیقت بنا در معماری اسلامی ارتباط دارد که حضورش در متن معماری اسلامی بنا را نیز مطهر کرده و صفت تطهیر می دهد . حضور جدی آب در معماری اسلامی به ویژه در مسجد ، نه تنها آن را عاملی فیزیکی برای تطهیر عابدی قرار می دهد که برای عبادات خود به این تطهیر نیاز دارد ، بلکه به بنا نیز صفت تطهیر عطا می کند . آب که نمادی است از پاکی و پالایش روحی در محیط مسجد و در ترکیب نور ، نمادی است از حاصل خیزی و رشد . امتزاج آب و نور ، زیبایی و برکت را هم زمان به محیط مسجد می آورد . معماری اسلامی با آب برخوردی کاشفانه دارد.  (مسجد و کارکردهای آن, 1393)

بهره گیری از عناصر و فرم های نمادین در زیبا سازی مساجد

• گنبد و منار : دو نماد اصلی در معماری خارجی مسجد مهمترین نماد کالبدی مسجد از دور دو عنصر است ، پوسته ای که آسمان را خمیه زده و به درون برده است و سر در درون دارد ، و در نقطة مقابل آن دستی از زمینی که بر آسمان برآمده و به گل نشسته است . (گلدسته ) . گنبد رو به فضای درون و منار سر بر آسمان بیرون تمثیلی از دو سیر انسان ، سیر در آفاق و سیر در انفس ، و تمثیلی از فضایی مناسب برای خودسازی و خودآگاهی « شبستان » و فضایی مناسب پیام رسانی و جامعه سازی (منار ) تعهد در مقابل از قوه به فعل در آوردن استعدادهای فطری فرد و مسئولیت در مقابل امت .  (معماری مساجد اسلامی از مفهوم تا کالبد, 1392)

 • صحن (حیاط) : یکی از ویژگی های بارز معماری مساجد حیاط است ، حیاط نخستین فضایی است که نمازگزار در هنگام ورود به مسجد به منظور وضو گرفتن و ورود به شبستان در آن قرار می گیرد . صحن مسجد به عنوان فضایی با معنا و هویت دهنده بر مسجد ، از ویژگی های معنوی و ابعاد عملکردی مهمی برخوردار است که در تفسیر فضای مسجد و شکل دادن به ساختار نظام فضایی آن مهمترین نقش را ایفا می کند . اهمیت این عنصر به حدی است که در الگوی اولیه خود نه به عنوان جزئی از مسجد بلکه به عنوان کل آن مطرح است . زیرا هنگامی که وارد مسجد می شویم ، در واقع می خواهیم از مظاهر زندگی در سطح مطلوب آن و از تمام وابستگی های روزمره جدا شویم .(معماری مساجد اسلامی از مفهوم تا کالبد, 1392)

 • آب نما یا حوض : عنصر حوض در مساجد برای ایجاد وحدت و هماهنگی معنایی و ماورائی بین محیط درون و دل انسان و فضای معنوی حاکم بر مسجد است . اگر چه در ظاهر باید عمل تطهیر و پاکی درون فرد با گرفتن وضو مهیا گردد . اما شرط پاک درونی با طهارت و پاکی ظاهری انسان فراهم می گردد . به هر حال بهتر است هنگامی که وارد حیاط مسجد می شویم علاوه بر همه عناصر معماری اطراف آن ، در وسط و نقطه عطف یک حوض یا آب نما وجود داشته باشد . چرا که در قرآن مجید و احادیث شریفه مضامینی هست که از آب و وضو تلقی بسیار بالاتر از انجام صرف یک عمل فیزیکی دارد ، آنجا که از صورت عمل به سیرت آن و از وجه ملکی و شهادت به سکوت و غیب آن می پردازد . در بسیاری از آیات قرآن مجید همواره بهشت را با نهرهایی که در زیر درختانش جاری است و یا چشمه های زلال جوشانی که در آن قرار دارد توصیف می کند .(معماری مساجد اسلامی از مفهوم تا کالبد, 1392)

 • شبستان : شبستان اصلی ترین فضای تجمع ، انسجام و تمرکز مسجد محسوب می گردد و در واقع نقطه گرانیگاه و اصلی تجمعات عبادی می باشد . در شبستان بسیاری از حرکات و برنامه های وحدت آفرین در آن شکل می گیرد . و در واقع قلب تپنده و حرکتهای وحدت زا و توحیدی به شمار می رود.  نکته قابل توجه این است که هندسه اصلی هسته های فضایی در همکف شبستان مساجد ، همچون کعبه و مسجد النبی مربع است . زیرا از بین بی نهایت اشکال منظم و نامنظم هندسی مربع مناسب ترین شکلی است که انسان را از نظر فیزیکی آرام و متعادل نگه می دارد . از این رو جا دارد که تا آنجا که ممکن است در ورودی به شبستان مسجد در سمت مقابل قبله باشد و نه در سمت قبله ، تا آنان که به مسجد وارد می شوند از روبه روی نمازگزاران عبور نکنند ، چرا که سبب پریشانی فکر و خاطر نمازگزار می شوند . در رابطه با اعجاز نور و نور پردازی و تأثیر آن در روح و روان انسان ویژگی ها و مکانیسم علمی تأمین نور فضای داخلی ( شبستان ) مسجد این نکات حائز اهمیت است ، که نور مورد نیاز می بایست از دو منبع تأمین گردد . منبع اول که برای روشن کردن کلی شبستان می بایست در نظر گرفته شود ، به واسطه ایجاد بریدگی بزرگ بر روی دیوار شبستان صورت می گیرد . و برای روشن کردن محراب استفاده می شود . منبع دوم که نور اصلی شبستان است نوری است که توسط تابش مستقیم نور خورشید از پنجره ها به درون شبستان صورت می گیرد .  (معماری مساجد اسلامی از مفهوم تا کالبد, 1392)

• محراب : محراب در لغت به معنی محل حرب و جنگ است . جنگ بین انسان و هوای نفس . محوری ترین بخش معماری مسجد ، محراب است . محراب در واقع نقطه ارتباط معنوی بین عبد و معبود و نقطه وحدت و ارتباط بین عالم ظاهر با عالم معنا و اتصال این جهان مادی به جهان ماورایی است . محراب نقطه پرواز و عروج و نقطه اتصال زمین و آسمان از بعد معنوی می باشد . محراب نمایانگر قلب مسجد و موقعیت دیوار سمت قبله است .  (معماری مساجد اسلامی از مفهوم تا کالبد, 1392)

برای زیبایی معنادار مساجد باید به وحدت مؤلفه ها ، اجزاء و عناصر مسجد توجه شود . عناصر رنگ ، نور و آب در زیباسازی مساجد سهیم اند ولی این عناصر باید در اجزاء و مؤلفه های موجود در ساخت مساجد استفاده شوند . در کنار این موارد نوشتن آیات قرآنی با خط خوش می تواند زیبایی معنوی خاصی به بنا بدهد . پس استفاده از هنر اسلامی که هنری حکیمانه و حقیقت جوست ، می تواند جامعه را به سمت معنویت و حقیقت سوق دهد ، اما ویژگی های روحی و شرایط اجتماعی یک جامعه به صورت مختلف در رفتارهای فردی و اجتماعی آن جامعه اثر می گذارد و هنر و معماری آن جامعه نیز به نوعی آن ویژگی ها را انعکاس می دهد . در نهایت این نکته حائز اهمیت است که حکیمانه شدن هنر و معماری یک جامعه نشان دهنده گام برداشتن جامعه به سمت معنویت و حقیقت است .(معماری مساجد اسلامی از مفهوم تا کالبد, 1392)

مروری بر احکام مساجد در حوزه معماری

مسجد پایگاه پیوند انسان و الله،و مرکز ارتباط‏انسانهای مؤمن است.مساجد،خانه‏های خدا و خلق‏خداست که در کویر ظلم و ظلمت‏سرپناه بشریت‏مظلوم در برابر طوفان جهل و جور و آزمندی‏محسوب می‏شود.انسان‏های دور مانده از وطن اصلی‏در غربت زندگی،سایبانی با صفاتر و خانه‏ای زیباتراز مساجد پیدا نمی‏کنند. (مجموعه مقالات مشترک در حکمت و هنر معماری اسلامی, 1392)

مساجد،جایگاه عبادت است و عبادت حرکت قرب‏جویانه انسان به سوی آستان قدس ربوبی. ساختن‏مسجد،تعمیر و نگهداری آن،حضور در مساجد،مدیریت و امامت و مسائل مالی و بهداشت و نظافت‏مساجد،همه باید متناسب با اهداف الهی و بر اساس‏رهنمودهای قرآن و اهل بیت علیهم السلام باشد،تا این شبکه‏گسترده و سراسری ارتباط زمین و آسمان و نقطه‏های‏پیوند مؤمنان جامعه را به سوی اهداف عالی الهی‏پیش برد و نقش مسجد با انتظار اسلام از آن‏هماهنگ شود. (مجموعه مقالات مشترک در حکمت و هنر معماری اسلامی, 1392)

فقهای بزرگوار اسلام از صدر تاریخ‏امامت،در کشف و بیان قوانین الهی در رابطه با ابعادگوناگون زندگی از جمله مسائل مسجد،تلاش فراوان‏کرده و با تکیه بر منابع دینی وظیفه امت را روشن‏ساخته.شناخت وظیفه مؤمنان نسبت‏به مسائل‏گوناگون مساجد یکی از حوزه‏های اجتهاد و پژوهش‏علمی فقهای بزرگوار بوده که در این زمینه به صدهامساله فقهی پاسخ گفته‏اند. (مجموعه مقالات مشترک در حکمت و هنر معماری اسلامی, 1392)

-ساختن مسجد،از مستحبات مؤکد است وپاداشی بزرگ و ثوابی بسیار دارد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود : «من بنی مسجدا فی الدنیا اعطاه الله بکل شبر منه-او قال بکل ذراع منه-مسیرة اربعین الف عام مدینة‏من ذهب و فضة و در و یاقوت و زمرد و زبرجد ولؤلؤ...» «هر که در دنیا مسجدی بسازد،خداوند در برابر هروجب-یا فرمود:هر ذراع-به مقداری که چهل هزارسال پیموده می‏شود،شهری از طلا و نقره و در و یاقوت و زمرد و زبرجد و لؤلؤ به او عطا می‏کند...»

-اگر زمینی را به قصد قربت(قربة الی الله)به‏نیت مسجد بودن بسازند و حداقل یک نفر به اذن بانی‏در آن نماز بخواند،مسجد می‏شود و باید احکام مسجدنسبت‏به آن مراعات شود . ولی مشهور بین فقها آن‏است که باید صیغه وقف بخواند،یعنی بگوید:«وقفتهامسجدا قربة الی الله‏»یعنی این زمین یا ساختمان رابرای رضای خداوند وقف کردم برای آنکه مسجدباشد .

-مساجد تمام گروههای مسلمان،اعم از شیعه‏و غیر آن در احکامی که برای مسجد گفته می‏شود فرقی ندارد .

-اگر انسان بداند که واقف،سقف و صحن ودیوار مسجد را جزء مسجد قرار نداده،یا نداند جزءمسجد قرار داده یا نه و نشانه‏ای بر اینکه جزء مسجداست نباشد،احکام مسجد را ندارد. هر چند در صورت‏شک،احتیاط مسحتب است،احکام مسجد را نسبت‏به این مکانها نیز مراعات کنند .

-اگر مسجدی ویران شود،زمین آن از مسجدبودن خارج نمی‏شود و احکام مسجد در برخی موارد برآن جاری است،و همچنین اگر تمام روستا یا شهری‏که مسجد در آن است،خراب شود مکانی که مسجدبوده همچنان عنوان مسجد دارد .

-زمین بدون دیوار و ساختمان را نیز می‏توان‏مسجد قرار داد،بنابر این اگر زمینی را برای مسجد وقف کنند و به همین قصد در آن نماز خوانده شود،مسجد است و احکام آن باید مراعات شود،هر چنددیوار کشی نشده باشد و ساختمان هم نساخته باشند .

-تبدیل مسجد به غیر آن جایز نیست، حتی اگر مسجدی که از قرنها پیش محل‏ عبادت و مسجد مسلمین بوده، خراب یا به وسیله‏عمال حکومت گذشته تخریب شده باشد نمی توان ‏در محل آن، ساختمان دیگری برای سکنی و یا باعناوین مذهبی دیگر مثل حسینیه، تکیه و غیره‏ساخت؟یا باید آن را به حالت اول و به صورت مسجد در آورد و برای سکنه محل که مسجدی هم ندارند، به‏صورت سنگر دینی و عبادتگاه الهی قرار داد.

-مصالح ساختمانی مسجد،اعم از آجر و سنگ و سیمان و گچ و مانند آن که در ساختن دیوار و کف وسقف مسجد بکار می رود،باید پاک باشد و بنابراحتیاط واجب آنچه در سمت بیرونی دیوار مسجدبکار می رود،مانند سنگها و آجرهای تزیینی و غیر آن نیز باید پاک باشد .

-به کار گرفتن کارگر و بنای غیر مسلمان درساختن مسجد،در صورتی که سبب نجس شدن ساختمان مسجد می شود و تطهیر آن امکان ندارد، جایز نیست .

-ساختن مسجد در محلی که چاه فاضلاب وامثال آن بوده اشکال ندارد،ولی بنابر احتیاط واجب ابتدا باید نجاست محل را بر طرف کرده و سپس مسجد بسازند،مثلا خاکهای نجس را بر دارند و به جای آن زیر زمین بسازند یا با خاک پاک پر کن .

-بالا بردن گلدسته ها(مناره ها)بیش از پشت بام مسجد مکروه است و ساختن کنگره و بالکون برای دیوار مسجد،مکروه است .

-ساختن محراب داخلی برای مسجد مکروه است .

-گاهی ستونهای عریض مسجد مانع اتصال صفوف نمازگزاران می شود،لذا بهتر آن است که در ساختن مسجد ستونها و دیوارهای بین شبستانها را به گونه ای بنا کنند،که مانع اتصال صفوف نباشد.

-مستحب است طهارتخانه مسجد را بیرون مسجد در کنار در مسجد بسازند .

-جایز است،پشت بام ساختمان یا طبقه فوقانی آن را مسجد قرار داد،بنابر این می توان بالای مغازه یامنزل را مسجد ساخت،یا در یک ساختمان چندطبقه(بجاست در ساختمانهای چند طبقه که از مسجد دور است یک طبقه یایک سالن آن را مسجد قرار دهند،تا ساکنان آن از ثواب نماز در مسجد محروم نباشند.)،یک طبقه آن را مسجد قرار داد .

-اگر زمین مسجد شیب دار باشد و امام جماعت در طرفی که بلندتر است بایستد،در صورتی که سراشیبی آن زیاد نباشد و طوری باشد که به آن،زمین مسطح بگویند مانعی ندارد  .

-بنابر احتیاط واجب مسجد را نباید به طلا زینت نمایند و بنابر احتیاط واجب نباید صورت انسان وحیوان را در مسجد نقش کنند و نقاشی چیزهایی که روح ندارد،مثل گل و بوته،مکروه است .

 

مسجد در عصر مدرنیته

در عصر مدرنیته نه تنها نباید از کارکردهای مسجد کاسته شود بلکه بر اساس آن باید بر مؤثرتر شدن کارکردها تأکیدی همه‌جانبه داشت. در این عصر برخورداری از دانش و آگاهی‌ها بیشتر می شود که ثمره آن ایمانی قوی تر است. بررسی تاریخ اسلام نشان می‌دهد که مسجد به عنوان مرکزی برای انجام فعالیت‌های مختلف اعم از عبادی، اجتماعی، فرهنگی، نظامی، سیاسی و غیره دارای نقش کاملا مؤثری در پیشبرد اهداف دین مبین اسلام بوده است.  (مجموعه مقالات مشترک در حکمت و هنر معماری اسلامی, 1392)

اگرچه مسجد در نقش اول خود مکانی برای پرستش معبود یگانه و برپایی نماز جماعت به عنوان اولی‌ترین نوع عبادت در نظر گرفته می‌شود ولی این نقش در واقع چون تنه‌ای است که با رویش خود منجر به جوانه زدن شاخه‌های متعددی شده که از هر کدام میوه‌های مختلفی برای جامعه اسلامی به ارمغان آورده می شود. (مجموعه مقالات مشترک در حکمت و هنر معماری اسلامی, 1392)

در جامعه مدرن باید برای مسجد کارکردهای جدیدی تعریف کرد. در حالی که نه تنها کارکردهای مسجد در جامعه مدرن، عوض نمی شود بلکه بالعکس کارکردها دارای عمل و گستره بیشتری می شوند. برای آوردن دلایل برای تأیید این نکته خوب است شروع بحث از بیان یک سؤال آغاز شود. (مجموعه مقالات مشترک در حکمت و هنر معماری اسلامی, 1392)

با توجه به تأیید این موضوع توسط متخصصان جامعه‌شناسی که جامعه ما در حال گذر از جامعه سنتی به جامعه مدرن است. سؤال آن است که در این دوران گذر و نیز در دوره تثبیت مدرنیته، کارکردهای مساجد چه خواهند بود؟

بدون شک اگرچه پاسخ‌گویی به این سؤال بسیار مشکل است و این خطر نیز وجود دارد که در صورت عدم صحت پاسخ از کارکرد مطلوب مسجدها کاسته شود اما باید توجه داشت عدم پاسخ‌گویی، خطری بزرگ‌تر در پی دارد چرا که در طی گذر زمان می‌تواند جامعه اسلامی را از کانونی که در تمام طول تاریخ اسلام به صورت دژی مستحکم از آیان دین اسلام و جامعه شکل گرفته بر مبنای آن حفاظت کرده است، محروم کند. (مجموعه مقالات مشترک در حکمت و هنر معماری اسلامی, 1392)

ساده‌ترین راهی که برای جواب قابل استفاده بوده و محققان زیادی نیز به آن توجه داشته‌اند، آن است که جوامع مدرن شده در عصر حاضر را مورد بررسی قرار داده زیرا پرستش معبود در انسان‌ها امری فطری است و در تمام جوامع معبودی برای پرستش وجود دارند. هرچند معمولاً به دلیل وجود انسان‌های منفعت‌طلب در بیشتر موارد معبودانی دروغین که قادر به سرازیر کردن سرمایه‌های به سمت این‌گونه انسان‌ها بوده‌اند، جایگزین خدای متعال شده‌اند ولی این موضوع هیچ‌گاه منجر به خاموشی امر فطری عبادت معبود نشده است. (مجموعه مقالات مشترک در حکمت و هنر معماری اسلامی, 1392)

تاریخ شاهدان متعددی برای گواهی دادن به عدم امکان حذف پرستش معبود از ذهن جوامع دارد. یکی از بهترین آنها در آخرین تقاضایی یکی از مستبدترین و کوشاترین افراد در جهت حذف دین از جامعه یعنی استالین به خوبی مشهود است که در اواخر عمر فرمان داد که کلیساها و مساجد باز شوند تا مؤمنین در آنجا حضور یافته و برای شفای او دعا کنند. با توجه به این موضوع، هر چند حاکمان این جوامع در آرزوی زدودن دین از جامعه هستند اما به دلیل عدم امکان اجرای این خواسته با باز نگاه داشتن عبادتگاه‌هایی چند، تلاش خود را صرف آن می‌کنند تا ضمن کنترل امر فطری پرستش معبود در جوامع خود، از جهت یافتن آن به سمت دین‌های اصیل جلوگیری کنند. (مجموعه مقالات مشترک در حکمت و هنر معماری اسلامی, 1392)

این نقطه افتراق با روشنفکرانی هست که تصور می‌کنند برای رسیدن به جامعه‌ای مدرن لازم است دقیقا از همان راهی عبور نمود که سایر جوامع عبور کرده‌اند، در حالی که عقل سلیم حکم می‌کند برای عبور از این راه لازم است ابتدا به نتایج ناشی از عبور از این مسیر که در جوامع عبور نموده قابل بررسی است، پی برد و سپس با دریافت آنها، مسیری صحیح‌تر را انتخاب نمود. برای واگذاری و درک نتایج حاصل از آنار گذاشتن دین در این جوامع نیاز، به بررسی چندان عمیقی نیست زیرا تحقیقات انجام شده توسط محققان همین جوامع به صراحت بر اشتباه بودن به حاشیه راندن دین دلالت می‌کند. (مجموعه مقالات مشترک در حکمت و هنر معماری اسلامی, 1392)

در این نوع درمان پزشک با احیای امر فطری پرستش و ایجاد ایمان به عالم غیب و خالق متعال سعی در معنا بخشیدن به زندگی بیمار می‌کند. بدین لحاظ نباید انتظار داشت که هیچ انسان عاقلی تأیید کند که برای مدرن شدن لازم است که دین به حاشیه رانده شود.

در تفکر دینی، مدرنیته نوعی تحول است که طی آن انسان با استفاده از ابزارهای مدرنی که قادر به گشودن راه‌های جدید برای شناخت خود هستند به تفکر خود عمقی ژرف‌تر داده و با بهره‌گیری از آگاهی‌های افزوده شده نه تنها از ایمان او کاسته نمی‌شود بلکه بر اعتقاد او به وجود خالق هستی افزوده می‌شود. (مجموعه مقالات مشترک در حکمت و هنر معماری اسلامی, 1392)

اگر مطالب مذکور صحیح در نظر گرفته شوند، این موضوع با آنچه در مساجد در جامعه فعلی ما می‌گذرد، دارای تناقض است. به عبارت دیگر بر اساس آنچه در بالا آورده شده در جامعه در حال گذر ایران لازم است مساجد دارای کارکردهای متعدد بوده و نیز دارای تأثیری فوق‌العاده بیشتری باشند اما واقعیت خلاف این حقیقت است. (مجموعه مقالات مشترک در حکمت و هنر معماری اسلامی, 1392)

این موضوع نه تنها سؤال برانگیز بوده بلکه بسیار دغدغه‌انگیز نیز است زیرا وضعیت مساجد در حال حاضر در واقع تأییدکننده نظر آنانی است که مُصر به صحت این موضوع هستند که در جوامع مدرن، مساجد تنها کانونی برای عبادات معدود پرستش‌کنندگان هستند. معدودشدن مراجعه‌کنندگان به مسجد و در واقع به حاشیه رانده شدن دین که با مقیاس دقیق تعداد پرستش‌کنندگان خالق متعال قابل اندازه‌گیری است، برای جامعه اسلامی بسیار خطرناک است زیرا به واسطه وجود پایگاهی به نام مسجد بوده است که با وجود همه هجوم‌های متعدد در طول تاریخ هیچ‌گاه کیان جامعه اسلامی از بین نرفته و هر بار نیز توانسته است که اقوام مهاجم را در درون خود هضم کرده و ارز‌ش‌های اسلامی را حفظ کند. (مجموعه مقالات مشترک در حکمت و هنر معماری اسلامی, 1392)

پس چرا این‌گونه است؟ در جامعه فعلی ما سرعت حرکت به سمت مدرنیته بسیار سریع‌تر از حاکم شدن آموزه‌های دینی است. این موضوع به ویژه در مراکز آموزشی که پرورش‌دهنده نسل‌های بعدی است دارای تفاوت فاحش‌تری است، لذا به جای حاکم شدن آموزه‌های دینی و در نتیجه رواج ارزش‌های کاملا منطبق بر جامعه مدرنیته غربی در حال حاکم شدن است. (مجموعه مقالات مشترک در حکمت و هنر معماری اسلامی, 1392)

نگاهی جدید به مساجد محله

ابتدا باید به این موضوع توجه کنیم که ما بهترین نمونه‌های معماری مسجد را در کشور خودمان از هزار تا ۱۵۰ سال پیش داشته‌ایم؛‌ مساجدی که به راستی نمونه‌های درخشان معماری زمان خود هستند. ما هنوز هم از معماری این مساجد لذت می‌بریم و هنوز هم چیزهایی برای آموزش به ما دارند. مساجد امروزین ما اصلا قابل مقایسه با نمونه‌های تاریخی خود نیستند. به این دلیل که ما نتوانسته‌ایم آن معنویت فضا را که عنصر اصلی معماری مسجد یا هر معبد دینی دیگر است، در مساجد امروزی‌مان ایجاد کنیم. در مساجد سنتی نوعی القای حس معنویت و توجه دادن به ماوراء وجود دارد. ما این کیفیت را در مساجد قدیمی‌مان در بالاترین حد خود داشته‌ایم؛ پس می‌توانیم با استفاده از مصالح جدید و تکنیک‌ها و فناوری‌های جدید ساخت، آن را بازتولید کنیم، بدون این که درگیر کهن‌الگوهای ساختمانی دوران قدیم باشیم. (بررسی نقش مسجد محله در توسعه و کنترل نظام پایدار محله و شهر از دیدگاه اسلام, 1383)

برخی از تکنیک‌ها و فرم‌‌ها نتیجه تکنولوژی ساخت و مصالح ساختمانی زمان خودشان بوده‌‌اند؛ برای مثال در هزار سال پیش برای پوشش یک دهانه بزرگ، به‌نحوی که بخش زیرین آن محل تجمع عده‌ای زیاد باشد و نیازی هم به ستون نداشته باشد، هیچ راهی به‌جز استفاده از فرم گنبد نداشته‌ایم . طبیعتا در معماری جدید که اسکلت فلزی و بتنی داریم و احتیاجی به آن فرم‌ها نداریم، اگر از قوس و گنبد به شکل نمایشی و بدون این‌که ارتباطی با کالبد کاربردی فضا داشته باشد استفاده کنیم، این فرم دیگر یک فرم دکوراتیو خواهد بود و اصالت نخواهد داشت . همچنین در مساجد قدیم مصالحی مثل کاشی استفاده شده که دیدن آن‌ها در ساختمان مساجد در ذهن ما حک شده است؛ ولی واقعیت این است که کاشی هم یکی از مصالح قدیمی و زاییده شرایط تکنولوژی زمان خود بوده است. پس استفاده مصنوعی از برخی مصالح و فرم‌ها، دیگر کاربرد قبلی خود را ندارد و هیچ لزومی ندارد که ما امروز یک قوس را با رابیت درست کنیم یا گنبد دکوراتیو بسازیم و به زور کاشی به بنایمان بچسبانیم .وی با اشاره به کاربرد دکوراتیو المان‌های سنتی در ساخت مساجد جدید، اظهار داشت: به همین دلیل است که مساجد جدید به دل نمی‌نشینندو با دیگر اجزا هماهنگی کالبدی ندارد. (بررسی نقش مسجد محله در توسعه و کنترل نظام پایدار محله و شهر از دیدگاه اسلام, 1383)

القای معنویت عنصر اساسی در بناهای مذهبی است، اگر در القای حس معنویت و توجه به ماوراء موفق باشیم و در عین حال عملکرد فضای مسجد را نیز در نظر داشته باشیم و بتوانیم به نیازی که برای عبادت در آن فضا وجود دارد، پاسخ دهیم، می‌توانیم یک فرم کاملا مدرن داشته باشیم که به لحاظ معماری کیفیت بالایی خواهد داشت و ماندگار هم خواهد بود . در ایران هنوز به این نقطه نرسیده‌ایم؛ زیرا مشکل ذهنی‌مان را با دوران مدرن در کنار دوران سنت حل نکرده‌ایم. اگر چیزی در ساحت سنت برای ما ارزشمند است، باید سعی کنیم روح،‌ واقعیت و هدف نهایی آن ارزش را در فضای مدرن و با ابزارهای مدرن بازتولید کنیم؛ نه این‌که عناصر بیرونی آن را به شیوه‌های شکلی مصرف کنیم ما نمونه‌های خوبی از مساجد مدرن در ایران نساخته‌ایم و در اختیار مردم قرار نداده‌ایم؛ پس می‌توانیم بگوییم مردم با مسجد مدرن ارتباط برقرار نمی‌کنند. دلیل ساخته نشدن مسجد مدرن به معنای واقعی نیز این است که در تمام این سال‌ها متولیان ساخت مساجد خود به‌سختی می‌توانند از قالب‌های سنتی فرم مسجد خارج شوند و فکر می‌‌کنند مسجد حتما باید گنبد داشته باشد. (بررسی نقش مسجد محله در توسعه و کنترل نظام پایدار محله و شهر از دیدگاه اسلام, 1383)

اجداد ما گیوه و لباس سنتی می‌پوشیدند و کفش و کت و شلواری که ما به تن می‌کنیم، ۲۰۰ سال پیش در ایران وجود نداشته؛ ولی اگر ما امروز گیوه به پا نمی‌کنیم به این معنا نیست که به پدر و مادرمان هم علاقه نداریم. امروز در معماری مساجد هم می‌توانیم حس معنوی فضا را حفظ کنیم؛ اما گنبد و مناره و کاشی را تکرار نکنیم. برای مثال می‌توانیم از کیفیت‌های نورهای نقطه‌ای و موضعی که در مساجد قدیمی به شکل هوشمندانه‌ای به‌کار می‌رفته و حس خاصی را نیز القا می‌‌کرده، همچنین از فرم‌های وسیع در سقف بهره ببریم ولی گنبدسازی را به ‌شکل کلیشه‌ای دنبال نکنیم. (بررسی نقش مسجد محله در توسعه و کنترل نظام پایدار محله و شهر از دیدگاه اسلام, 1383)

بهداشت جسمی و روانی در معماری مسجد و محله

 از دیدگاه ادیان الهی، عبادت و اظهار بندگی و خضوع در برابر آفریدگار هستی اهمیت ویژه ای دارد و بر این اساس مکان عبادت جایگاه والایی دارد. در مکتب اسلام به مسجد به عنوان بیت الله و مرکز عبادت توجه خاصی شده است. معماری مساجد نمودهایی از این توجه را به خوبی آشکار می سازد. معماری می تواند تسهیل کننده نیل به اهداف مقدس و انسان ساز مکان های عبادی باشد. چنان چه مسجد با استمداد از دیدگاه های اسلام طراحی و ساخته شود، دستیابی به سلامت جسمی و روانی مورد نظر مکتب اسلام نیز تسهیل خواهد شد. (مجموعه مقالات همایش معماری مسجد، گذشته، حال، آینده, 1376)

در متون اسلامی علاوه بر دستورهایی که درباره عمران مسجد آمده است توصیه های بسیاری درباره نظافت و پاکیزگی مسجد نیز وجود دارد مانند دستور تطهیر خانه خدا به حضرت ابراهیم(ع): «طهراً بینی للطائفین والعاکفین والرکع السجود». از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است: کفش خود را جهت حفظ پاکیزگی مسجد نزدیک در مسجد و در مکان مشخصی بگذارید. در کتاب های فقهی نیز دستورهایی مبسوط درباره مسجد آمده است. خداوند در قرآن کریم ضمن بیان خصوصیات مسجد قبا می فرماید: در آن مسجد کسانی هستند که دوست دارند از آلودگی ها و ناپاکی ها پاک شوند. توصیه شده است که نمازگزار قبل از ورود به مسجد، ته کفش خود را بررسی کند تا کثیف و آلوده نباشد. در مورد لباس نمازگزار نیز احکام فقهی متعددی و همچنین استحباب پوشیدن لباس سفید و پاکیزه ترین لباس ها بیان شده .(مجموعه مقالات همایش معماری مسجد، گذشته، حال، آینده, 1376)

بدیهی است طهارت و پاکی جسم مرحله ابتدایی و مقدماتی روح است؛ بنابراین انسان مسلمان باید از مرحله طهارت جسم گذر کند تا به طهارت روح دست یابد. مسجد مکان افراد پاک و مطهر از لحاظ جسم و روح است. در متون اسلامی برای حفظ حرمت و جایگاه والای مسجد بانگ و آواز بلند در مساجد ناپسند شمرده شده است. (مجموعه مقالات همایش معماری مسجد، گذشته، حال، آینده, 1376)

لازم است در مساجد مکان های بهداشتی مناسبی برای انجام دادن مقدمات نماز فراهم شود. باید ساختار و طراحی سرویس های بهداشتی به صورتی باشد که امکان انتقال آلودگی های عفونی به حداقل برسد و به علاوه در مصرف آب صرفه جویی شود. با عنایت به لزوم پاکیزگی مساجد، معماری ساختمان آن باید به گونه ای باشد که تمییز کردن مسجد آسان باشد. نور و تهویه مناسب بر جسم و نشاط روحی انسان تاثیر دارد. مهم ترین منبع نور آفتاب است؛ با طراحی صحیح ساختمان و با تعبیه پنجره های بزرگ در دیوار مساجد می توان از نور آفتاب در طول روز بهره گرفت. روشنایی باید در حد معقول باشد؛ زیرا اگر شدت نور از حد معینی فراتر باشد چشم افراد خسته می شود. (مجموعه مقالات همایش معماری مسجد، گذشته، حال، آینده, 1376)

امروزه روانشناسان به تاثیر فراوان رنگ ها بر روان انسان پی برده اند. در قرآن و فرهنگ غنی اسلامی نیز به این مسئله عنایت شده است. در معماری اسلامی غالباً از رنگ هایی استفاده شده است که آثار محرک و مخرب بر اعصاب ندارد، بلکه اثر تسکین دهنده و آرام بخش دارد و رنگ آبی از جمله آنهاست. (مجموعه مقالات همایش معماری مسجد، گذشته، حال، آینده, 1376)

در معماری مساجد باید به هماهنگی با طبیعت توجه شود و حتی المقدور از ایجاد ساختمان های ناهمگون با بستر طبیعی خود داری شود. حفظ پوشش سبز علاوه بر زیبایی، در ایجاد هوای معتدل در منطقه نیز موثر خواهد بود. در معماری مسجد باید تنوع شرایط اقلیمی و جغرافیایی و انطباق بنا با آن مدنظر باشد تا در معرض تخریب قرار نگیرند. این مبحث تنها در تعارض با تاثیرات عظیم عبادت در ایجاد آرامش روانی و اطمینان برای انسان نیست؛ بلکه به نوعی مکمل آن است. (مجموعه مقالات همایش معماری مسجد، گذشته، حال، آینده, 1376)

مستحبات مربوط به معماری

 یکی از مستحبات مربوط به معماری مسجد این است که وضوخانه آن را در کنار در ورودی بسازند.امام موسی کاظم علیه السلام از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله نقل می کنند که حضرت فرمود:محل تطهیر را در کنار مسجد بسازید....فقها براساس این روایت،فتوا داده اند که وضو خانه باید در کنار مسجد قرار گیرد،...روشن است که وضوخانه باید در فضاهای جانبی،که عنوان مسجد ندارد،ساخته شود؛زیرا اگر مکانی به عنوان مسجد وقف شود ودرآن نماز گزارده شود،آن مکان مسجد به شمار می آید ونجس کردن آن حرام است ونمی توان در آنجا یا زیرزمین آن وضو خانه ساخت». نامگذاری مسجد:از نکات مهم درمسجد سازی انتخاب نام آنست،وبه احتمال زیاد در جذب مردم به سمت خود موثر است.«طبق تحقیقات میدانی انجام گرفته،نام مسجد بر کاربری های آن از ابتدای ساخت تا فعالیت های پس ازآن موثراست؛مثلا مساجدی که به نام حضرت ابوالفضل علیه السلام نامیده شده،پشتیبانی مالی بهتری داشته است. توسعه مسجد:بزرگ کردن فضای داخل مسجد:در متون روایی،به مسلمانان دستور داده شده است:هنگام بنای مسجد،از ابتدا،متناسب با جمعیت منطقه ومحله،مسجد ساخته شود تا درآینده لازم نباشد که مسجد[به زودی]به خاطر توسعه تخریب شود....رسول خدا صلی الله علیه وآله از کنار جمعی که تازه مشغول بنای مسجدی بودند عبور می کردند که فرمودند:مسجد را وسیع بسازید تاهمگان را جای دهد.آنان نیز به فرمان حضرت،مسجد را وسیع ساختند. (مجموعه مقالات مشترک در حکمت و هنر معماری اسلامی, 1392)

عناصر تزیینی در معماری مسجد

یکی از مهم ترین اصولی که باید در معماری مسجد مورد توجه قرارگیرد استفاده از عناصر تزیینی وآرایه ها برای زیبایی وجذاب کردن مسجد است. عمده ترین آرایه ها و عناصر تزیینی به کار رفته در مساجد عبارت است از: (معماری مساجد اسلامی از مفهوم تا کالبد, 1392)

آجرکاری: با بکارگرفتن انواع وشکلهای متنوع در ایجاد سایه روشن در نما ودیگر جاهای ظاهری مسجد می توان زیبایی خاصی به نمای مسجد داد.  گچ بری : کنده کاری گچ وقالب زنی ،یا نقاشی روی گچ ،با ظرافت خاص وهنرمندانه[می تواند]یکی از عناصر اصلی در تزیین مساجد بوده باشد.

کاشی کاری: با کاربرد کاشی ها به صورت طرح های هندسی در اشکال گوناگون،درطرح های گل وگیاه وطرح های خوش نویسی با خط های گوناگون،در انواع معرق،معلق ویا هفت رنگ ،وبا رنگهای گوناگون لاجوردی،فیروزه ای و...می تواند جذابیت خاصی ایجاد کند .  «در معماری های اسلامی ایران حرکتی وجود دارد که نقش کاشیها و اضلاع مسجد همه بسوی گنبد متوجه هستند و معماران با این عمل می خواسته اند توجه جمیع ذرات و عناصر و حرکت آنها را بسوی نقطه الوهیت برسانند [یعنی همه را متوجه یک نقطه کنند] »(معماری مساجد اسلامی از مفهوم تا کالبد, 1392)

 خطاطی ، گره وکادربندی   ،   مقرنس ،   ،  منبت روی چوب  ، شیشه های رنگی .

مسجد نماد وحدت و محوریت محله

بطور قطع و یقین می توان اذعان نمود که در میان معابد و مراکز عبادی ادیان الهی،مسجد تنها مکانی است که تمام عناصر و اجزاء آن  وحدت آفرین بوده و نمادی از یگانگی ، انسجام و وحدت در آن نمود یافته است. مسجد هم به لحاظ شکلی و ظاهری که در قالب اجزاء و عناصر مختلف شکل یافته است و هم از نظر محتوایی و ماهوی دارای کارکردهای افعالی و اعمالی است که غایت آنها ایجاد وحدت و یگانگی است.در این مقال سعی بر آن است که در ابتدا اجزاء وعناصر وحدت آفرین مسجد در قالب شکلی آن و سپس مؤلفه های ماهوی وکارکردهای آن در ایجاد وحدت مورد کنکاش قرار گیرد. (مسجد و کارکردهای آن, 1393)

   در دین مبین اسلام محور و کانون تمامی فعالیت‌ها به مسجد ختم می شود و هیچ فعالیت و فعلی را نمی‌توان پیدا کرد که در آمیختگی و ارتباط با دین باشد، ولی به مسجد ختم نشده ،یا مرتبط با مسجد نباشد،این امر مهم نشان از جایگاه و اهمیت محوری است که مسجد دارد. مسجد اولین پدیده جغرافیایی است که به محض فتح سرزمینهای کفر توسط سپاه اسلام به عنوان نماد یگانگی،توحید و مبارزه با شرک و بت پرستی در سرزمینهای تصرف شده بنا شد. پیامبر اسلام(ص) نیز در هجرت  به مدینه اولین مکانی را که برای استقرار آیین اسلام بنا کرد مسجد قبا بود ؛ تا مردم در حول محور این مکان مقدس به کسب فضایل انسانی و آموزه های دینی بپردازند. (مسجد و کارکردهای آن, 1393)

    مسجد تنها مکانی بود که مسلمانان در آن دوشادوش هم یکرنگ و یکدل اجتماع می کردند و این اجتماع  به مصداق "ید الله مع الجماعه" همواره منشاء خیر و برکات معنوی زیادی برای آنان بود.

   بر همین منوال در فضای کالبدی شهرها و روستاهای کشورهای اسلامی"مساجد" همواره قلب تپنده و جوشان آن بوده اند، نه تنها همه شبکه راههای ظاهری و بلکه ارتباط درونی و قلبی اهالی آن نیز به مسجد ختم می شود. مسجد یادآور استمرار وحدت بین مسلمین است که این یادآوری در روز سه، یا پنج نوبت با ندای الله اکبر و حضور مسلمانان در مسجد جهت اقامه نماز انجام میگیرد و دائماً به آنها لزوم حفظ این وحدت را گوشزد می کند.  در هر منطقه جغرافیایی که مسجد حضوری فعال دارد،درآن نقطه شعاع نورانی وحدت در فضا آکنده شده وانتظار می رود اجتماعی آرام بدون تنش و اختلاف قابل مشاهده باشد. (مسجد و کارکردهای آن, 1393)

دراین نوشتارشاخصه های وحدت آفرین مسجد، در سه موضوع با عناوین مؤلفه های فرم، اجزاء وعناصر وکارکردها ونیز آیات قرآن کریم وروایات وحدت آفرین ازرسول گرامی اسلام با هدف تبیین بیشتر نقش مسجد در ایجاد وحدت اسلامی ارائه می گردد. (مسجد و کارکردهای آن, 1393)

مؤلفه های فرم (شکل و ظاهر مسجد)

    وقتی بحث ازفرم و ظاهر مسجد به میان  می آید، منظور تمام ابعاد و اضلاع ظاهری و شکلی مسجد است و مراد ساختار فیزیکی و سازه ای و ظاهر آن به عنوان یک کالبد و ساختمان در فضای درونی روستاها و شهرهاست .این پیکره مقدس هم به عنوان یک واحد مستقل مذهبی، در فضای مسکونی و زندگی اجتماعی و هم به لحاظ عناصر و اجزاء تشکیل دهنده و مکمل آن، زمینه های وحدت آفرین و انسجام بخش را در ذهن تداعی می کند که در ابتدا نمادهای وحدت به صورت یک پیکره مجزا و مستقل روستایی و شهری مسجد مورد بررسی قرار گرفته و در ادامه اجزاء و عناصر مرتبط با آن نیز مورد کنکاش قرار   می گیرد :(مجموعه مقالات همایش معماری مسجد، گذشته، حال، آینده, 1376)

١- ساختمان مسجد :

 زمانی که بافت و شاکله یک محدوده جغرافیایی اسلامی را مورد بررسی و بازشناسی نظری قرار دهیم ،خواهیم دید که مساجد چه به لحاظ ساختار درونی و چه از بُعد طول وعرض جغرافیایی در ارتباط با سایر عناصر محیط خود از ویژگی و مکانیسم دگرگونی برخوردار می باشد: - نخستین بُعد ؛ بعد مذهبی و دین محوری و ایجاد فضای وحدت بخش و معنوی  است .  - بُعد دوم؛ برجستگی و نمود ظاهری و فیزیکی مکان مسجد در فضای مادی می باشد. جالب اینجاست که حتی تحقق عینی و مادی مسجد نیز انگاره ها وتصوراتی معنوی در دل خود نهفته دارد به گونه ای که اولین چیزی که درذهن ما از منظر مادی تداعی می شود، حضور یک انسان متعبّد و در حال دعا و نیایش است. گنبد مسجد بسان سر انسان و دو مناره ، همانند دستان او است که در حال نیاز بسوی درگاه احدیت بلند شده است. این انسان عابد در فضای پر ازدحام زندگی و ساختمانهای برافراشته اطراف و هیاهوی مادی، بدون هیچ توجه به اطراف در کمال آرامش و طمأنینه در حال سیر در احوالات کمال گونه خویش است و آنچنان ارتباط محکم واستواری ، با خدای خویش برقرار نموده است که ناخودآگاه دیگران را نیز به تفکر و تدبر وا می دارد. (مجموعه مقالات همایش معماری مسجد، گذشته، حال، آینده, 1376)

٢- مسجد مرکز ثقل فضای شهری:

        مسجد در محیط زندگی نه تنها جامعه بشری را به وحدت و همسویی فرا می خواند بلکه نوع ساختار فضای روستایی و شهری را با حضور خود چنان شکل می دهد که همانند نقطه ثقل وگرانیگاه، دیگر مکانها ومناطق مسکونی ، تجاری، فرهنگی و عبادی را نیز به سمت خویش متمرکز می سازد. جایی که مسجد حضور معنوی دارد، درکنار و جوار آن مراکز خدمات عمومی و عام المنفعه شکل می گیرد واین نوعی زمینه سازی جهت ایجاد همگرایی در این جوامع است. مراکز آموزشی، مدرسه ، حوزه علمیه و دانشگاه نزدیکترین مراکز فرهنگی و دینی به مسجد می باشند و پس از آن بازارشکل می گیرد.اگر نگاهی به حجره های بازار جوار مسجد، با دیگر مغازه های شهری داشته باشیم، میزان بهره مندی و تأثیرپذیری روحی و ذهنی و قداست خاص آن را نسبت به دیگر مراکز مشابه آن در خواهیم یافت .این حجره ها از نظر شکل شباهتهای بسیاری نسبت به مساجد دارند، به همین خاطر با تأثیر پذیری از فضای معنوی مسجد، بسیاری از مدارس و بازارها به سبک و سیاق آن ساخته می شدند(بهره گیری از معماری و قالبهای هنری به کار گرفته شده در مسجد) و غالب این مراکز نوعی وحدت و هماهنگی را از نظر شکل ظاهری با مسجد نشان می دهند. بر اساس روایات وارده ،پیشوایان دین، مساجد را« بیو ت الله» می خوانند؛ یعنی خانه های خدا در روی زمین.«خانه خدا همان خانه مردم است و اگر نمونه کوچکی از خانه ای بزرگ  بنام شهر باشد، منطقاً می بایست تناسبات و فرمهای آن در شهر پیاده گردد.اصولاً شهر اسلامی می بایست بر اساس فرم خانه خدا بنیان و بنیاد گیرد؛ حال ببنیم درمسجد چه فرمی وجود دارد که بکار گرفتن آن در فضای شهری ، شهر اسلامی را به مثابه خانه بزرگ خدا قرار داده و مفهوم دارالمؤمنین را تداعی می کند. مسجد بالذّات مکانی برای عبادت است،هویت واحد خانه و خانه بزرگ مردم (شهر) الزام می کند که تمامی افعالی که در خانه بزرگ انجام می شود، حاوی همان هویت و جهتی باشد که درخانه خدا وجود دارد؛ شاید از این زاویه بتوان سهل ترفهمید که چرا قرآن تلاش برای کسب روزی حلال ، تجارت و کسب علم را در برخی روایات بزرگترین عبادت ها دانسته است.همچون :«الکاسب حبیب الله» و نیز روایتی از امام صادق (ع) که : «تلاش برای کسب روزی حلال چون جهاد در راه خداست» دقیقاً به همین دلیل است که در بنیاد گذاری شهر اسلامی بازار از لحاظ فرم معماری، همچون مسجد ساخته می شود. قوس ها ، مقرنس ها و نقوش اسلیمی به همان صورت که در مسجد مورد استفاده بود، در بازار بکار گرفته می شد، تا فضایی خلق کند که شخص خود را بیگانه از فضای عبادی مسجد نینگارد و به همین دلیل فعل خود را عبادت بداند.در همین جا تأکید  می شود، این نوع نگرش به شهر که خانه بزرگتر خدا محسوب می شود ، در معماری شهری اسلام ، فرمهای هماهنگ و واحدی خلق کرده است که این وحدت، خود از ارکان افعال و اعمال در اسلام است.از سوی دیگرچون مسجد محل تعلیم و تعلم نیز بود، آنگاه که افزایش متعلمان ایجاب می کرد مکانهایی مستقل برای تعلیم و تعلم فراهم آید، باز بنا به هویت واحد عبادت و کسب علم ، مدارس نیز در صورت معماری خودهویتی مسجد گونه یافتند.»  (مجموعه مقالات همایش معماری مسجد، گذشته، حال، آینده, 1376)

٣- تأثیرپذیری خانه های مسکونی از مساجد:

الگو پذیری غالب خانه های ساخته شده، در ادوار گذشته از فرم و نمای مسجد در راستای همگون سازی و وحدت در خانه های عادی مردم، با خانه های خدا در روی زمین بوده است و در واقع خانه های مردم در ادامه فضای معنوی و فیزیکی مساجد شکل یافته که این امر از اصل وحدت رویه در توسعه فضای مسجد به درون اجتماع مردم تأثیر پذیرفته است. (مجموعه مقالات همایش معماری مسجد، گذشته، حال، آینده, 1376)

٤- مسجد محل پیوند زمین به آسمان :

«معماران جهان اسلام ، عشق و احترام را از مؤلفه های اصلی زیباشناسانه مساجد ذکر نموده اند،اگر نماز معراج مؤمن است که هست پس مساجد اسلامی باید محل پیوند زمین به آسمان بهشتی باشند. این نگرش خواسته یا ناخواسته در معماری مساجد ،‌ مجال بروز و ظهور می یابد؛ بویژه وقتی در نظر داشته باشیم که اصلی ترین کارفرمای ساخت و ساز مساجد در طول تاریخ ، اهتمام قلبی و احترام معنوی خود مؤمنان بوده است. بیشتر مساجد اسلامی را مردم عادی کوچه و بازار با امکانات مادی و معنوی خود بنیان نهاده و ساخته اند. چه بسیار معماران و کارگران ساده ساختمانی که به صورت رایگان ،یا با حداقل دستمزد در بنای مساجد کار کرده اند. در چنین حالتی آنکه متولی و کارفرمای ساخت مساجد است ، دل مؤمن است؛ چرا که مسجد خانه خداست و کسی که به ساختن مسجد اهتمام می ورزد، درخشت خشت بنا به خداوند می اندیشد و برای رضای او کار می کند. پس بندرت معماری را می توان سراغ گرفت که در طرح و ساخت مسجد ازتمام نبوع و توانایی خود مایه نگذارد او در تمام مراحل به اجراخروی می اندیشد که چیزی جز بهشت نیست. بی شک تصویر و تصّور بهشت بر ضمیر پنهان روح معمار تأثیر نهاده و در بنای مسجد خود را آشکار می کند. اگر به دوایر گنبد مسجد از درون نگاه کنیم ، ‌هر کس در هر کجا که نشسته باشد، به نوعی زیر مرکز یک دایره قرار دارد(وحدت نظر در هدف ونقطه غایی ). گنبد دایره وار و کروی شکل از درون مسجد، ضمن آنکه به آسمان اشاره می کند، اهل مسجد را به تجمع و گردهمایی در اطراف یکدیگر دعوت می کند.» اما در نگاهی وسیعتر می توان گفت: « تمام طراحی شهر با مسجد مرتبط است و این امر افزون بر نقش مرکزی مسجد در فرآیند بروز شهر ، بگونه ای بسیار دقیقتر از اصل وحدت و انسجام سرچشمه میگ یرد که بر همه اجزا و ارکان شهر پرتو افکن است.اسلام و هنر در مسجد ، پرشکوهترین تقارن ممکن را با یکدیگر دارند. خدای اسلام، الله تعالی نه فقط رحیم و حکیم بلکه جمیل هم هست ؛ لذا دوستدار جمال برای همین است.»  (مجموعه مقالات همایش معماری مسجد، گذشته، حال، آینده, 1376)

٥- مسجد و وحدت در پیروی ازکعبه:

 تمامی مساجد موجود در کرة خاکی از حیث سمت و جهت قرا رگیری دارای وحدت جهت و انسجام می باشند.سمت و سوی همگی آنها به سوی کعبه، اولین خانه خداپرستی و توحید است. هیچ مسجدی را نمی توان یافت که جهت و زاویه ای غیر از این داشته باشد و این ساختمان ظاهری مسجد است که تمامی مسلمانان را نیز جهت می دهد و مسیر آنها را تنها به یک نقطه واحد منتهی می کند، نقطه ای که کمال و سعادت انسان تنها در حرکت در این مسیر روشن تعیین و تبیین می گردد. (مجموعه مقالات همایش معماری مسجد، گذشته، حال، آینده, 1376)

٦- مسجد و وحدت درجهت دهی به ظواهر شهری:

با توجه به اینکه مسجد ازتقدّس مکانی و معنوی بالایی در میان عامه مردم برخوردار است و خود مسجد نیز سمت و جهت توحید را از نظر ظاهری (قبله) و نیز خداپرستی در باطن خویش به همراه دارد؛ همین امر موجب شده است،تا در فضای روستایی و شهری با الگو قرار دادن جهت و سمت گیری مسجد، بسیاری از دیگر سازه ها و ساختمانها با آن هم جهت شوند و نوعی وحدت و همگرایی را درفضای شهری بوجود آورند؛ چون مردم با اعتقاد قلبی که نسبت به آموزه های دینی دارند و طبق این آموزه ها هم جهت شدن فرد در انجام امور روزمره با مبانی دینی و حتی هنگام خواب(رو به قبله ) در ثواب و اجر اخروی مؤثرخواهد بود. به همین خاطر جهت استقرارمسجد به عنوان مبنا و اصل در ساخت و ساز قرار می گیرد و در نتیجه فضای شهری به گونه ای شکل می گیرد که اکثریت قریب به اتفاق مردم تا جایی که ممکن است خود را هم جهت و هم سوی با مسجد قرار می دهند. شاید یکی از دلایل تغییر قبله مسلمین از مسجد الاقصی، به کعبه ایجاد وحدت خاص در بین مسلمانان و هماهنگ نبودن آنها با قبله دیگر ادیان بوده است. (مجموعه مقالات همایش معماری مسجد، گذشته، حال، آینده, 1376)

٧- مسجد سیمای وحدت شهری :

«در طول تاریخ تمدن اسلامی ، رابطه ای عمیق و معنی داری بین مساجد و سایر کاربری های شهری و شهروندان مسلمان برقرار بوده و همچنان برقرار می باشد. اگر نقشه پراکندگی مساجد را در کلیه شهرها تهیه کنیم، ملاحظه می شود که مساجد با داشتن نظمی طبیعی و ارگانیک (نظمی پیجده تر ، انعطاف پذیرتر و منطقی تر از نظم خشک و هندسی)، در سر تا سر شهرها مستقر شده اند ، بگونه ای که پاسخگوی نیاز شهروندان می باشند.مسجد یک نشانه شهری قوی تلقی میشود ، نشانه ای فیزیکی و کالبدی ، نشانه ای ذهنی ، نشانه ایمان و معنویت ، نشانه پیوند و وحدت مسلمانان و نشانه ای که جهت آن ، رو به سوی قبله مسلمانان و توحید است.پس در آن رمزی و گنجی نهفته است. یک ارزش والاست و مظهر رشد، سازندگی و تعالی شهروندان می باشد.سیمای کلی مساجد بگونه ای است که با مشاهده آنها از دور بخصوص مناره ها و گنبد و مشاهده تغییرات کاملاً محسوس آنها از نظر ارتفاع،فرم و حجم رنگ و جنس مصالح بکار رفته نسبت به سایر کاربری های اطراف آن ، دارای جاذبه بسیار قوی می باشند و انسانها را به سمت خود جذب می کنند. فرم بکار رفته در سر در ورودی مساجد میل به دعوت و فراخوان عمومی به داخل آن را در اذهان مردم تداعی می کند.»  (مجموعه مقالات همایش معماری مسجد، گذشته، حال، آینده, 1376)

 

 

 

 

 

 

Abstract

The art of design and architecture of mosques in Iran has a history of more than 1200 years that the glorious examples of these mosques in Iran are well-known in particular and general, and Islamic architecture owes a certain period owes to Iranian Islamic architecture. In the age of modernity, not only should the functions of the mosque not be reduced, but according to it, there should be a comprehensive emphasis on making the functions more effective. In this age, the possession of knowledge and awareness increases, the fruit of which is stronger faith. A study of the history of Islam shows that the mosque, as a center for various activities, including worship, social, cultural, military, political, etc., has played a very effective role in advancing the goals of the religion of Islam.

Some of the mosques in our country are mosques that have been directly influenced by traditional patterns and forms, but such mosques were built only by modeling, adapting and even imitating only these ancient works, and although these mosques have a semantic burden, which They are counted, but they do not convey the identity, functional and physical principles of their contemporary era. Mosques had many functions in the past that are less considered today. The mosque means the active center of the Islamic city, the beating heart of the neighborhood, which is the gathering place and the basis for the unity and solidarity of the various strata of the neighborhood.

The present article is based on library studies, review of documents, interviews with professors, experts and officials in written and oral form. This article is of applied-theoretical type which generally consists of two main parts of studies and design.

 

Keywords: mosque, design, function, architecture, jurisprudence and law