فصلنامه علمی فقه و حقوق نوین

فصلنامه علمی فقه و حقوق نوین

حکم فقهی چگونگی برخورد با سپر انسانی دشمنان در جنگ از دیدگاه مذاهب اسلامی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده
عضو گروه تربیتی جامعه المصطفی العالمیه قم
10.22034/jml.2023.704674
چکیده
در جنگ­ها، هر یک از طرفین جهت نیل به پیروزی، به روش­های مختلف جنگی متوسل می­شوند که یکی از آنها استفاده از سپر انسانی است که این سپرها می­توانند اسرای مسلمان و یا کودکان و زنان باشند. سؤالی که اینجا مطرح می­باشد، عبارت از این است که در صورت استفاده دشمنان از این شیوه، مسلمانان چه واکنشی در برابر این کنش باید داشته باشند؟ نظر اکثر فقهای مذاهب خمسه این است که تا حد امکان باید جان سپرهای انسانی، حفظ شود، در غیر این صورت و در صورت ناچاری و ضرورت، هر گونه حمله و تیراندازی به سوی دشمن، باید به قصد کسانی باشد که پشت سپرهای انسانی کمین کرده­اند نه به قصد گروگان­ها.
 
کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله English

The jurisprudence of how to deal with the enemy's human shield in war from the point of view of Islamic schools of thought

نویسنده English

meysam javadneya
Member of the educational group of Al-Mustafa Al-Alamiya community in Qom
چکیده English

In wars, each side resorts to different war methods to achieve victory, one of which is the use of human shields, which can be Muslim prisoners or children and women. The question raised here is that if the enemies use this method, how should Muslims react to this action? The opinion of most jurists of Khamsa schools is that the lives of human shields should be preserved as much as possible, otherwise, in case of necessity, any attack and shooting towards the enemy should be aimed at those who are hiding behind human shields. Not for hostages.

کلیدواژه‌ها English

Jurisprudence
fear
human shield
war
Islamic schools of thought
schools of jurisprudence

در جنگ­ها، هر یک از طرفین جهت نیل به پیروزی، به روش­های مختلف جنگی متوسل می­شوند که یکی از آنها استفاده از سپر انسانی است که این سپرها می­توانند اسرای مسلمان و یا کودکان و زنان باشند. سؤالی که اینجا مطرح می­باشد، عبارت از این است که در صورت استفاده دشمنان از این شیوه، مسلمانان چه واکنشی در برابر این کنش باید داشته باشند؟ نظر اکثر فقهای مذاهب خمسه این است که تا حد امکان باید جان سپرهای انسانی، حفظ شود، در غیر این صورت و در صورت ناچاری و ضرورت، هر گونه حمله و تیراندازی به سوی دشمن، باید به قصد کسانی باشد که پشت سپرهای انسانی کمین کرده­اند نه به قصد گروگان­ها.

کلیدواژگان: فقه، تترّس، سپر انسانی، جنگ، مذاهب اسلامی، مذاهب فقهی.

 

مقدمه

«جهاد فی سبیل الله»؛ عنوانی مقدس در دین اسلام است که شاید بتوان گفت مسلمانان برای انجام آن و دستیابی به وعده­های الهی سر از پا نشناخته و گوی سبقت را از یکدیگر می­ربایند و این مسیر، دل­های آنان را سرمست و عاشق شهادت می­گرداند؛ اما همین عملِ بعضی از مجاهدین اسلام که هدف آنان فقط شهادت در راه خداست، سؤالی را در ذهن برخی به وجود می­آورد که آیا رسیدن به این هدف با پیشبرد اهداف عالیه الهی سازگار است؟ اهدافی که به جهان­شمولی دین اسلام و تکامل بشریت می­اندیشد؟ البته هدف از این پژوهش، ارائه پاسخ به این پرسش نیست و بررسی آن مجالی دیگر را می­طلبد؛ اما فرض بر اینکه گفته شود که شخص مجاهد باید پیش از فکرکردن به شهادت، در راه خدا جانانه جهاد کند و همه ابزار و روش­های لازم برای پیروزی دین مبین اسلام را به کار گیرد، آیا باز این چیزی است که خداوند از او خواسته است؟ یعنی چشم خود را به همه چیز ببندد و هدف او فقط پیروزی دینش باشد؟ آیا همه جنبه­های انسانی و اخلاقی باید فدای این هدف شوند و به عبارتی دیگر آیا هدف، وسیله را توجیه می­کند؟ مسأله اصلی این تحقیق در راستای همین موضوع و البته بررسی فقهی یکی از مصادیق آن است، یعنی «تترّس»؛ اگر کفار و مشرکین در جنگ یا غیر آن، به استفاده از سپر انسانی متوسل شوند، نحوه برخورد با این عمل چگونه باید باشد؟ سپری که اسیران مسلمان، کودکان و یا زنان، آن را تشکیل می­دهند. آیا مجاهدین اسلام باید چشم خود را بسته و خشک و تر را با هم سوزانده و گناهکار و بی­گناه را از دم تیغ خویش بگذرانند و همه آنان را آماج حملات خود قرار دهند؟ این تحقیق، خارج از هر گونه اقتضائات اخلاقی، سیاسی، نظامی و ... به بررسی فقهی این مسأله می­پردازد و هدفش استخراج حکم فقهی آن است، هر چند ممکن است برخی از ادله احکام، هر یک از این اقتضائات مذکور نیز باشد که با شیوه و هدف تحقیق منافاتی نخواهد داشت.

 

1. دیدگاه فقه در خصوص چگونگی رفتار با اسیران مسلمان که به عنوان سپر انسانی قرار گرفته­اند.

اگر دشمنان اسلام اسرای مسلمین را در جلوی سپاه خویش قرار داده تا بتوانند با این روش به قلب سپاه اسلام ضربه بزنند، تکلیف چیست؟ آیا مجاهدین اسلام باید دست روی دست بگذارند تا دشمن به اهداف خویش برسد و یا اینکه باید بدون ملاحظه اسرا، با دشمن قتال کنند تا مانع پیشروی آنها شوند، هر چند این کار باعث کشته­شدن سپرهای انسانی شود؟ اقوال فقهای مذاهب خمسه به شرح ذیل می­باشد:

 

دیدگاه مذهب امامیه

اقوال فقهای مذهب امامیه در این خصوص به شرح ذیل است:

- اگر کفار مسلمانی را سپر خود قرار دهند، در صورتی که جنگی برپا نباشد، تیراندازی به سمتشان جایز نیست، همچنین است اگر امکان قدرت بر آنان وجود داشته باشد یا اینکه مسلمانان از شر آنان در امان باشند. ولی اگر این فعل آنان در حال برپابودن جنگ باشد، رمی آنها جایز است ولی باید هدف تیرها مشرکین باشند نه مسلمانان؛ و این بخاطر ضرورتی است که اگر ترک شوند، ترس از آنان وجود خواهد داشت، ولی اگر ترسی نباشد، لکن بدون تیراندازی دستیابی به آنان ممکن نباشد، اولی جواز رمی است، چون ترکشان به تعطیل­شدن امر جهاد منجر می­گردد. (حلی، تذکرة الفقهاء، 1372ش: 9/69و70، مسأله35).

دلیل این نوع از احکام نیز روایت حفص بن غیاث است: «قال: سألت أبا عبد الله عن مدینة من مدائن الحرب، هل یجوز أن یرسل علیها الماء أو تحرق بالنار أو ترمى بالمنجنیق حتى یقتلوا و منهم النساء والصبیان والشیخ الکبیر و الأسارى من المسلمین و التجار؟ فقال : "یفعل ذلک بهم ، و لایمسک عنهم لهؤلاء، ولا دیة علیهم للمسلمین و لا کفارة». (خراسانی، منهاج الصالحین، بی­تا: 2/418و419، حرمة الفرار من الزحف، مسأله 17).

- اگر کفار، مسلمانان را سپر قرار دهند، تا جایی که ممکن است باید از آنها اجتناب کرد. (عاملی، اللمعة الدمشقیة، بی­تا: جزء12، کتاب الجهاد، ص1).

- اگر کفار مسلمانان را سپر قرار دهند و جنگی نیز در بین نباشد، تیراندازی به سوی آنان جایز نیست؛ ولی اگر این کار را در حال جنگ انجام دهند، تیراندازی به سوی آنان و با قصد مشرکان جایز است و باید جان مسلمانان حفظ شود. زیرا در صورت منع از تیراندازی، بطلان جهاد لازم می­آید (طوسی، المبسوط، 1387ق: 2/10و11، کتاب الجهاد).

- اگر کفار مسلمانان را به عنوان سپر قرار دهند و پیروزی بر کفار جز با کشتن آنان میسر نباشد، به قتل­رساندنشان جایز است (حسینی، فقه الصادق، 1412ق: 15/103؛ حلی، المختصر، 1410ق: 129؛ طباطبایی، ریاض المسائل، 1412ق: 7/27؛ فاضل الآبی، کشف الرموز، بی­تا: 1/424؛ خراسانی، منهاج الصالحین، همان).

- اگر جنگ برپا باشد و کفار، اسرای مسلمین را به عنوان سپر انسانی قرار دهند، رمی آنان به قصد کفار جایز است (طوسی، الوسیلة إلی نیل الفضیلة، بی­تا: جزء 73، فصل فی بیان أقسام الکفار و من یجوز قتاله، و بیان القتال، ص201).

- اگر کفار اسیران مسلمان را به عنوان سپر در جلوی خود قرار دهند، در صورت دستیابی به دشمن بدون کشتن سپرها، از آنان خودداری می­شود؛ مگر اینکه دو سپاه اسلام و کفر در حال جنگ باشند که در این صورت حمله به کفار جایز است حتی اگر موجب کشته­شدن سپرهای انسانی گردد، خصوصا زمانی که ترس آن باشد که با ترک آنان، دشمن بر مسلمانان چیره شود (نجفی، جواهر الکلام، 1392ق: 21/68).

- اگر کفار اسیران مسلمان را سپر خویش قرار دهند، از آنان خودداری می­شود، مگر اینکه در حال جنگ این کار را انجام دهند (حلی، شرائع الإسلام، 1409ق: /3991، الطّرف الثانی فی کیفیة قتال أهل الحرب).

- اگر کفار در حال جنگ، مسلمانان را سپر قرار دهند، در این صورت به قتل رساندنشان جایز است؛ ولی اگر در غیر جنگ و فقط برای دفاع از خویش و احتمال اینکه با این کار مسلمانان با آنان کاری نخواهند داشت، این کار را انجام دهند، اقرب این است که تیراندازی فقط به سوی سپر انسانی غیر مسلمان جایز است (حلی، قواعد الأحکام، 1413ق: 1/486).

- اگر کفار، مسلمانان را سپر خویش قرار دهند و امکان حفظ جان آنان نیز وجود نداشته باشد، در این صورت به قتل رساندن آنها جایز است [أردبیلی، مجمع الفائدة و البرهان، بی­تا: 8/453).

طبق نظر فقهای امامیه، اصلی به دست می­آید و آن عبارت از این است که «تا حد امکان باید از به قتل رساندن سپرهای انسانی مسلمان اجتناب گردد». (اصل عدم جواز تیراندازی به سوی سپرهای انسانی مسلمان و کشتن آنان) که با رعایت شروط ذیل محقق می­گردد:

- جنگی میان مسلمانان و کفار در کار نباشد؛

- قدرت بر دستیابی به دشمن بدون تیراندازی به سوی سپرهای انسانی مسلمان ممکن باشد؛

- در صورت رهاکردن دشمن، مسلمانان از شر آنان در امان باشند؛

- امکان حفظ جان سپرهای انسانی مسلمان در صورت حمله به دشمن وجود داشته باشد.

مواردی نیز خارج از این اصل می­باشد که تیراندازی به سوی سپرهای انسانی مسلمان را جایز می­شمرد:

- برپابودن جنگ میان مسلمانان و کفار و تیراندازی به قصد دشمنان؛

- عدم امکان قدرت بر دستیابی به دشمن بدون تیراندازی به سمت سپرهای انسانی؛

- در امان نبودن از شر دشمنان، در صورت رهاکردن آنان؛

- عدم امکان حفظ جان سپرهای انسانی مسلمان.

 

دیدگاه مذهب حنفیه

فقهای حنفی در مسأله مورد بحث دو دسته شده­اند: دسته اول، کسانی هستند که اعتقاد دارند کشتن مسلمانانی که به عنوان سپر انسانی توسط دشمن مورد استفاده قرار گرفته­اند، جایز است، به شرطی که هدف تیرها، کفار باشند نه مسلمانان (حداد، الجوهر النیرة، 1322ق: 2/258، علی من یجب الجهاد؛ شیبانی، السیر، 1975م: 117؛ بابرتی، العنایة، بی­تا: 5/448و474، باب کیفیة القتال و باب الغنائم و قسمتها؛ میدانی، اللباب، بی­تا: 4/118، کتاب السیر؛ مرغینانی، الهدایة، بی­تا: 2/380، باب کیفیة القتال؛ همو، متن بدایة المبتدی، بی­تا: 115؛ کاسانی، بدائع الصنائع، 1406ق: 7/101، فَصْلٌ فِی بَیَانِ مَا یَجِبُ عَلَى الْغُزَاةِ الِافْتِتَاحُ بِهِ حَالَةَ الْوَقْعَةِ وَلِقَاءِ الْعَدُوِّ؛ سمرقندی، تحفة الفقهاء، 1414ق: 3/295؛ قدوری، مختصر، 1418ق: 231؛ شیبانی، الأصل، 1413ق: 7/455). دسته دوم به صورت مطلق در آثار خود آورده­اند که قتال با کافرانی که مسلمانان را سپر قرار داده­اند، جایز است، و اشاره­ای به این مطلب نکرده­اند که هدف از قتال آنان مشرکان باید باشند نه سپرهای انسانی (غزنوی، الغرة المنیفة، 1406ق: 99؛ منبجی، اللباب، 1414ق: 1/78، کتاب الطهارة).

ابن نجیم از فقهای حنفی معتقد است که اگر کفار، مسلمانان را به عنوان سپر انسانی قرار دهند و لشکر مسلمانان نیز در اثر تیراندازی باعث کشته­شدن مسلمانان شدند، دو صورت دارد: اگر قصد مسلمانان از تیراندازی کشتن کفار باشد، حرامی مرتکب نشده­اند، ولی اگر قصد آنان از همان ابتدا کشتن مسلمانان پیش­مرگ قرارداده شده باشد، مرتکب فعل حرام شده­اند. [ابن نجیم، الأشباه و النظائر، 1400ق: 28). شایان ذکر است که دلیل این دو حکم، قاعده فقهی «الأمور بمقاصدها» ذکر شده است.

علل جواز تیراندازی به سوی دشمنان در چنین مواردی، عبارت است از:

  1. غیظ بر کفار و سرکوبی آنان؛ [موصلی، الإختیار، 1426ق: 4/127، کتاب السیر).
  2. فعل پیامبر صلی الله علیه و آله: آن حضرت صلی الله علیه و آله اهل طائف را محاصره کرده و با منجنیق، آنان را مورد حمله قرار دادند، با اینکه در میان آنان مسلمانانی به عنوان اسیر، تاجر و حتی کودکان مسلمانان حضور داشتند. [همان].
  3. دفع ضرر عام (نابودی اسلام) با تحمل ضرر خاص (کشته­شدن یک مسلمان). (ابن نجیم، البحر الرائق، بی­تا: 5/82، کتاب السیر؛ عینی، منحة السلوک، 1428ق: 338؛ ابن نجیم، النهر الفائق، 1422ق: 3/204، کتاب الجهاد).
  4. عدم قتال با آنان سبب می­شود که این کار (تترّس به مسلمین) را وسیله­ای برای ابطال ماهیت جنگ و جهاد مسلمانان علیه خودشان قرار دهند (میدانی، همان) و این کار منجر به سدّ باب قتال می­گردد. (سرخسی، المبسوط، 1414ق: 10/65، باب بیع السبی من أهل الذمة).
  5. ضرورت اقامه فرض (قتال). (کاسانی، بدائع الصنائع، همان؛ سمرقندی، همان).
  6. امر به قتال، مطلق است و اگر چیزی به عنوان مانع مطرح گردد، موجب انسداد باب قتال نخواهد شد. (ابن نجیم، النهر الفائق، همان).

با جمع میان دو دسته مذکور، می­توان چنین گفت که طبق عقیده فقهای مذهب حنفی، قتال با مشرکانی که مسلمانان را به عنوان سپر خویش قرار داده­اند جایز است؛ البته باید هرگونه تیراندازی و ضربه به قصد کفار باشد نه مسلمانان.

 

دیدگاه مذهب مالکیه

فقهای مالکی در خصوص واکنش مجاهدین اسلام در مقابل سپر انسانی قراردادن مسلمانان توسط دشمنان، چنین گفته­اند: «برای دستیابی به دشمن، از میان برداشتن سپر انسانی جایز است». [شنقیطی، إیصال السالک، 2005م: 29؛ قرافی، الذخیرة، بی­تا: 1/150، باب مصلحة المرسلة؛ صاوی، بلغة السالک، 1415ق: 2/180؛ زرقانی، شرح الزرقانی، 1422ق: 3/200، باب الجهاد).

دلیل: مصلحت مرسله، حفظ جان عموم مسلمانان است که با از میان برداشتن سپر انسانی و سپس شکست دشمن حاصل می­شود. [شنقیطی، همان].

 

دیدگاه مذهب شافعیه

امام شافعی معتقد است که اگر شخص مشرک در برابر شخص مسلمان، کسی را به عنوان سپر (گروگان) قرار دهد و شخص مسلمان برای نجات جان خویش چاره­ای جز ضربه­زدن نداشته باشد، به شرط اینکه هدفش شخص مشرک باشد، می­تواند به سوی او ضربه بزند، اگرچه باعث کشته­شدن شخص مسلمان شود. (شافعی، الأم، 1400ق: 4/260).

اقوال دیگری از فقهای این مذهب در خصوص این مسأله ذکر شده است که به ترتیب ذیل می­باشد:

- اگر مشرکین حتی یک نفر مسلمان را به عنوان سپر در جلوی خویش قرار دهند و برای جنگ با آنان ضرورتی وجود نداشته باشد، واجب است که مقاتله ترک گردد، ولی اگر ضرورت حکم کند که با آنان قتال صورت گیرد، بنا بر قول أصح، رمی آنان جایز است. [زهری، السراج الوهاج، بی­تا: 543، کتاب النفقات؛ هیتمی، تحفة المحتاج، 1357ق: 8/396، فی شروط القود؛ شروانی، حواشی، بی­تا: 8/397).

- اگر مشرکان، اسرای مسلمین را در جلوی سپاه خویش قرار دهند، گفته شده است که اگر در حال جنگ باشند، رمی آنان جایز است و اگر در حال جنگ نباشند، جایز نیست. [نووی، المجموع، بی­تا: 19/296، کتاب السیر).

- اگر شخص کافر، مسلمانی را به عنوان گروگان بگیرد، حمله به سوی شخص گروگان جایز نیست، حتی اگر شخص مسلمان بر جان خود بیمناک باشد، چون نهایت امر این است که وی شبیه مکرَه است و حق ندارد برای حفظ جان خویش، مسلمانی را به قتل برساند. اما اگر کفار، اسرای مسلمان را جلوی سپاه خویش قرار دهند، و ترک مقاتله سبب شود که سپاه مسلمین قتل عام گردند، اینجا به دلیل حفظ جان اکثر مسلمین، حمله به سپاه مشرکان با قصد سپرهای انسانی، جایز است و جزئیات (امور جزئی و کوچک) نسبت به کلیات (امور بزرگ و مهم­) نادیده گرفته می­شوند. ولی قول دیگری در اینجا موجود است که حتی در این صورت هم کشتن مسلمانان به گروگان گرفته شده و استفاده شده به عنوان سپر انسانی را جایز نمی­دانند (غزالی، الوسیط، 1417ق: 7/23، باب النظر الأول فی معاملاتهم بالقتل).

- اگر ضرورتی برای کشتن سپرهای انسانی وجود نداشته باشد، باید آنها را ترک کرد وگرنه بنا بر قول أصح رمی آنان جایز است (نووی، منهاج الطالبین، 1425ق: 308، کتاب السیر؛ رملی، نهایة المحتاج، 1404ق: 8/65).

با نظر به دیدگاه­های ذکرشده­ی فقهای این مذهب، به دست می­آید که فقط در حال ضرورت، مانند جنگ، در خطر بودن جان اکثر مسلمین و ... کشته­شدن سپرهای انسانی در اثر تیراندازی مسلمانان معصیت و حرام نیست، البته اگر به قصد کشتن کفار و مشرکین باشد نه به قصد کشتن آنان.

 

دیدگاه مذهب حنبلیه

اقوال فقهای مختلف این مذهب در خصوص این مسأله، به ترتیب ذیل می­باشد:

- اگر کفار، مسلمانان را به عنوان سپر انسانی قرار دهند، تیراندازی به سوی آنان جایز نیست؛ چون منجر به قتل مسلمانان می­شود. مگر در حال ضرورت که در این صورت نیز نباید به قصد مسلمانان تیر پرتاب شود، بلکه باید کفار هدف قرار گیرند، [کلوذانی، الهدایة، 1425ق:209، باب ما یلزم الإمام و ما یجوز له فعله؛ بعلی، کشف المخدرات، 1423ق: 1/346، کتاب الجهاد؛ ابن النجار، منتهی الإرادات، 1419ق: 2/208، کتاب الجهاد؛ خلوتی، حاشیة الخلوتی، 1432ق: 2/462). چون آنان هستند که مقصود بالذاتند. حال اگر ضرورتی وجود نداشته باشد و غلبه بر آنان فقط با تیراندازی ممکن باشد، این کار جایز نیست به دلیل قول خداوند که فرموده است: «وَلَوْلَا رِجَالٌ مُؤْمِنُونَ وَنِسَاءٌ مُؤْمِنَاتٌ لَمْ تَعْلَمُوهُمْ أَنْ تَطَئُوهُمْ فَتُصِیبَکُمْ مِنْهُمْ مَعَرَّةٌ بِغَیْرِ عِلْمٍ»[2] (فتح/25) (بهوتی، دقائق، 1414ق: 1/624، باب یجوز تبییت الکفار و قتلهم و هم غارون).

- ترک فتح قلعه­ای که قدرت بر فتح آن وجود داشته باشد بهتر از قتل مؤمن به طور ناحق می­باشد (سلمان، الأسئلة و الأجوبة الفقهیة، بی­تا: 3/107، س37؛ مرداوی، الإنصاف، 1419ق: 4/94و129؛ مقدسی، الشرح الکبیر، بی­تا: 10/402؛ ابن مفلح، المبدع، 1423ق: 3/240، کتاب الجهاد؛ مقدسی، المغنی، 1388ق: 9/288؛ رحیبانی، مطالب، 1415ق: 2/518و519، فصل فرار المسلمین من کفار بعد اللقاء).

- اگر کفار مسلمانی را به عنوان سپر انسانی قرار دهند و رمی آنان برای مسلمان­ها ضرورتی نداشته باشد (به دلیل در جریان نبودن جنگ یا امکان دستیابی به آنان بدون تیراندازی و یا در امان بودن از شرّ آنان)، در این صورت رمیشان جایز نیست، ولی در صورت اقتضای ضرورت و خوف بر جان دیگر مسلمانان، تیراندازی به سویشان جایز است، به دلیل حال ضرورت و البته تیراندازی به قصد کفار نه سپر انسانی مسلمان (مقدسی، المغنی، همان؛ تمیمی، مختصر، بی­تا: 365).

- اگر مشرکین اسرای مسلمان را به عنوان سپر انسانی قرار دهند، رمی آنان جایز نیست به دلیل حرمت و عصمت خون مسلمانان، مگر اینکه مصلحت ظاهره­ای مترتب بر آن باشد و عدم رمی کفار دارای مفسده ظاهره­ای باشد و خوف از قتل عام مسلمانان وجود داشته باشد. بنابراین در صورت وجود مفسده بزرگ­تر، همانا مفسده کوچک (کشتن اسرای مسلمین) با وجود آن مفسده بزرگ (قتل عام جمیع مسلمانان) از هم متلاشی و از بین می­رود (حمد، شرح زاد المستقنع، بی­تا: 12/31، کتاب الجهاد).

با نظر به دیدگاه­های فقهای مختلف این مذهب، به دست می­آید که فقط در حال ضرورت (مانند خوف از کشته­شدن دیگرمسلمانان به دست دشمن و ...) می­توان به سوی سپرهای انسانی مسلمان تیراندازی کرد، آن هم به شرط اینکه هدف تیراندازان، دشمن باشد نه مسلمانان.

 

2. سپر انسانی قراردادن کودکان یا زنان توسط دشمنان

یکی از موارد تترس کافران و مشرکان در مقابله با مسلمانان، کودکان و زنان هستند. در اینکه آیا اگر این گروه از انسان­ها، توسط دشمنان به عنوان سپر انسانی قرار گیرند، تکلیف چیست؟ نظر فقهای مذاهب مختلف در ادامه بررسی می­شود:

 

دیدگاه مذهب امامیه

اقوال مختلف فقهای مذهب امامیه به شرح ذیل است:

- اگر کودکان به عنوان سپر انسانی قرار بگیرند، جایز است که به قصد کفار، تیراندازی شود (حلی، الجامع للشرائع، 1405ق: 1/243، أحکام القتال).

- به­قتل­رساندن دیوانگان، زنان و کودکان (در صورتی که دشمنان، آنان را به عنوان سپر قرار دهند و فتح و پیروزی متوقف بر کشتن آنها باشد) جایز است. [أردبیلی، همان؛ حلی، المهذب، بی­تا: 2/309، کتاب الجهاد؛ عاملی، الروضة البهیة، بی­تا: 2/77، تقدیر االجزیة؛ حلی، المختصر، همان].

- اگر تترّس به کودکان و زنان در حال شعله­وربودن آتش جنگ باشد، رمی دشمنان بدون قصد اطفال و زنان، جایز است (حلی، إرشاد الأذهان، بی­تا: 1، کتاب الجهاد، جزء66، المقصد الثانی فی کیفیته). (البته باید کسانی که پشت آنان پنهان شده­اند، هدف قرار داده شوند)؛ زیرا اگر چنین نباشد، به از بین رفتن انجام جهاد در میان مسلمانان منجر می­شود. ولی اگر این کار در حال شعله­وربودن آتش جنگ صورت نگیرد، هرچند رمی آنان جایز است، ولی اولی و بهتر این است که از تیراندازی اجتناب گردد (طوسی، الوسیلة، همان، ص10؛ حلی، تحریر الأحکام، 1420ق: 3/127).

- اگر کفار به زنان و کودکانشان تترس کنند، در صورت ضرورت (به اینکه جنگ برپا باشد و ترسیده شود که اگر دست از قتال با کفار بکشند، بر مسلمانان پیروز می­شوند) کشتن آنان جایز است؛ البته نباید کشتن سپرهای انسانی هدف باشد و همچنین به دلیل وجود این سپرهای انسانی نباید از جنگ با کفار خودداری کرد.

 

ادله:

  1. وقتی از امام صادق علیه السلام از قتال با کفار پرسیده شد، وقتی که میان آنان زنان، کودکان، سالمندان و اسرای مسلمین وجود داشته باشد، آن حضرت فرمودند که به دلیل وجود این افراد، نباید از جنگ با کفار دست کشید.
  2. ترک جنگ به دلیل استفاده دشمن از سپرهای انسانی، به تعطیلی امر جهاد منجر می­شود و باید به قتال با آنان ادامه داد تا این کار را بهانه و وسیله­ای همیشگی برای خود در برابر مسلمانان قرار ندهند.

ولی اگر ضرورتی برای قتل سپرهای انسانی وجود نداشته باشد، به اینکه کفار، آنان را برای دفاع از خود در حالی که جنگی برقرار نیست، قرار دهند، و یا اینکه داخل قلعه­ای مستقر باشند یا اینکه پشت خندقی باشند، در حالی که از قتال خودداری می­کنند، اقرب این است که کشتن آنان مکروه است، به دلیل نهی از قتل زنان و کودکان؛ و این در حالی است که مسلمانان از کشتن آنان بی­نیاز هستند. قول دیگری نیز در این صورت وجود دارد که به منع کشتن سپرهای انسانی قائل هستند که البته این قول نیکو نیست، زیرا نصب منجنیق و تیراندازی به قلعه­ها جایز است، اگر چه به زنان و کودکان اصابت کند (حلی، تذکرة الفقهاء، همان، صص68و69).

- اگر حفظ جان آنان و خودداری از قتلشان ممکن نباشد، کشتن آنها جایز است. [اردبیلی، همان؛ حلی، ارشاد الأذهان، همان].

- اگر کفار زنان یا کودکان را در حال جنگ سپر قرار دهند، تیراندازی به سوی آنها جایز است؛ حتی اگر این فعل آنان در غیر جنگ باشد، اقرب جواز رمی آنهاست (کرکی، جامع المقاصد، 1408ق: 3/385).

- اگر کفار زنان، کودکانشان را و کسانی را که قتلشان جایز نیست مانند دیوانگان، به عنوان سپر در جلوی خود قرار دهند، در صورت دستیابی به دشمن بدون کشتن سپرها، از آنان خودداری می­شود؛ مگر اینکه دو سپاه اسلام و کفر در حال جنگ باشند که در این صورت حمله به کفار جایز است حتی اگر موجب کشته­شدن سپرهای انسانی گردد، خصوصا زمانی که ترس آن باشد که با ترک آنان، دشمن بر مسلمانان چیره شود. [نجفی، همان].

- اگر کفار کودکان، دیوانگان و زنان را سپر خود قرار دهند و فتح و پیروزی بدون به قتل رساندن آنان ممکن نباشد، جایز است ک به سمتشان و به قصد کفار که در پشت آنان کمین کرده­اند، تیراندازی شود و اختلافی نیست که به خاطر استفاده دشمن از سپرهای انسانی نباید از جنگ خودداری کرد، به دلیل نصی که دلالت دارد بر اینکه جنگ با هر وسیله­ای که به وسیله آن امید پیروزی بر دشمن می­رود، جایز است (حلی، شرائع الإسلام، همان؛ طباطبایی، ریاض المسائل، همان، ص505).

- اگر کفار زنان و کودکان خویش را سپر قرار دهند، از آنان خودداری می­شود، مگر اینکه در حال جنگ این کار را انجام دهند (عاملی، مسالک الأفهام، 1413ق: 4/25).

- اگر کفار کودکان و زنان را سپر قرار دهند، به طوری که پیروزی مسلمانان بدون کشتن آنها میسر نباشد، جایز است که به قتل برسند (حسینی، همان؛ فاضل الآبی، همان).

- اگر کفار در حال جنگ، زنان و کودکان را سپر قرار دهند، در این صورت به قتل رساندنشان جایز است؛ ولی اگر در غیر جنگ و فقط برای دفاع از خویش و احتمال اینکه با این کار مسلمانان با آنان کاری نخواهند داشت، این کار را انجام دهند، اقرب این است که تیراندازی فقط به سوی سپر انسانی غیر مسلمان جایز است (حلی، قواعد الأحکام، همان).

- اگر زنان توسط مشرکین به عنوان سپر قرار داده شوند و چاره­ای وجود نداشته باشد، به قتل رساندن آنان واجب است (همو، نزهة الناظر، 1394ق: 91، فصل مواضع یجب فیها قتل المرأة).

از ظاهر فتاوای ذکرشده به دست می­آید که اکثر فقهای این مذهب اتفاق دارند بر اینکه در حال ضرورت (مانند جنگ - آن هم در صورت توقف پیروزی مسلمانان بر از میان برداشتن سپرهای انسانی - و خوف بر جان دیگر مسلمانان) تیراندازی به سوی زنان و کودکان و البته به قصد کفار و مشرکین جایز است.

 

دیدگاه مذهب حنفیه

بیشتر فقهای این مذهب با استناد به قاعده فقهی «یُتَحَمَّلُ الضَّرَرُ الْخَاصُّ؛ لِأَجْلِ دَفْعِ ضَرَرِ الْعَامِّ» چنین گفته­اند که حتی اگر کفار کودکان مسلمان را به عنوان سپر انسانی قرار داده باشد، می­توان به سوی آنان (دشمنان) تیراندازی کرد (ابن نجیم، الأشباه و النظائر، 1400ق: 87؛ بابرتی، العنایة، بی­تا: 10/321، فصل فی الحائط المائل؛ زیلعی، تبیین الحقائق، 1313ق: 6/147، فصل فی الحائط المائل؛ سمرقندی، همان؛ قدوری، همان؛ شیبانی، الأصل، 7/همان).

می­توان گفت که با توجه به قاعده مذکور به عنوان دلیل و طرح بحث ضرر عام و ضرر خاص، ظاهر این است که در حال ضرورت و در صورت وجود ضرر مانند خوف بر جان دیگر مسلمانان و شکست آنان در برابر دشمن و ... تیراندازی به سوی سپرهای انسانی جایز است، وگرنه در غیر حال ضرورت و عدم وجود ضرر، چنین عملی جایز نیست.

 

دیدگاه مذهب مالکیه

از بیشتر علمای مالکی مذهب نقل شده است که گفته­اند اگر دشمنان به وسیله کودکان مسلمانان تترس کردند، تیراندازی به سمت آنان جایز نیست مگر اینکه خوف بر جان اکثر مسلمانان وجود داشته باشد. [مواق، التاج و الإکلیل، 1398ق: 3/351، کتاب الجهاد؛ قرافی، الذخیرة، همان؛ دسوقی، حاشیة الدسوقی، بی­تا: 2/178، باب الجهاد و 4/299، باب ذکر فیه البغی و ما یتعلق به؛ ابن جزی، القوانین الفقهیة، بی­تا: 98؛ علیش، منح الجلیل، 1409ق: 3/150، باب الجهاد؛ مالکی، مختصر خلیل، 1426ق: 88؛ خرشی، شرح مختصر خلیل، بی­تا: 3/114، باب أحکام الجهاد؛ حطاب، مواهب الجلیل، 1423ق: 4/545؛ دمیری، الشامل، 1429ق: 1/601، باب الجهاد؛ زرقانی، همان؛ ابن شاس، عقد الجواهر، 1423ق: 1/318، فی کیفیة الجهاد؛ ابن غازی، شفاء الغلیل، 1429ق: 1/407، باب الجهاد؛ کشناوی، أسهل المدارک، بی­تا: 2/5).

 

دیدگاه مذهب شافعیه

امام شافعی اعتقاد دارد تا جایی که ممکن است نباید کودکان مسلمان یا غیرمسلمان را که به عنوان سپر انسانی قرار گرفته­اند به قتل رساند و اگر آتش جنگ شعله­ور باشد، بهتر است که انسان با مشرکان غیر متترّس به مقاتله بپردازد؛ مگر اینکه مشرکان متترّس به مسلمانان حمله کنند که در این صورت چاره­ای جز دفاع در برابر آنان وجود ندارد (شافعی، الأم، بی­تا: 4/306).

فتوای دیگر فقهای این مذهب به عبارت ذیل است:

- تا ضرورتی نباشد، نباید به کشتن کودکان یا زنان مسلمانی که به عنوان سپر انسانی قرار گرفته­اند، اقدام کرد، چون این کار منهیٌ عنه است؛ ولی اگر ضرورت ایجاب کند، مانند اینکه دشمنان این کار را وسیله­ای برای تعطیل جهاد مسلمانان و حیله­ای جهت ابقاء قلعه­های خویش قرار دهند، و یا اینکه خوف این وجود داشته باشد که دشمنان با این حربه به پیروزی برسند و یا اینکه ضرری به مسلمانان برسانند، در این صورت کشتن آنان جایز است (سنیکی، أسنی المطالب، بی­تا: 4/191؛ عمرانی، البیان، 1421ق: 11/450؛ زهری، همان؛ سنیکی، الغرر البهیة، بی­تا: 5/124، باب السیر؛ بجیرمی، التجرید، 1369ق: 4/254، فصل فی أحکام تتعلق بالغزو؛ جمل، حاشیة الجمل، بی­تا: 5/194، فصل فیما یکره من الغزو و من یکره أو یحرم؛ قلیوبی و عمیرة، حاشیتا قلیوبی و عمیرة، 1415ق: 4/220، باب حکم المبارزة؛ نووی، روضة الطالبین، 1412ق: 10/244؛ أنصاری، فتح الوهاب، 1418ق: 2/300؛ شربینی، مغنی المحتاج، 1415ق: 6/31، فصل فیما یکره من الغزو و من یحرم؛ رافعی، العزیز، 1417ق: 11/397) البته برخی نیز بر این امر تأکید کرده­اند که هدف مسلمانان باید شخص متترّس باشد نه متترّسٌ به (عمرانی، همان).

- اگر آنان عمل تترّس به کودکان و زنان را فقط برای دفاع از خویش انجام دهند و ضرورتی برای قتال با آنان وجود نداشته باشد، کشتن کودکان و زنان جایز نیست، چون در دین اسلام، از انجام چنین کاری نهی شده است (سنیکی، همان؛ رملی، همان).

- اگر کودکان و زنان به عنوان سپر انسانی از طرف دشمنان به کار گرفته شوند، نباید مقاتله با آنان را ترک کرد (شیرازی، التنبیه، بی­تا: 232، باب قتال المشرکین).

- اگر مشرکین با علم به اینکه در شرع ما از کشتن عمدی کودکان در جنگ نهی شده است، کودکان را به عنوان سپر انسانی قرار دهند، دو حالت دارد:

حالت اول: این کار را در حین شعله­وربودن آتش جنگ انجام دهند و میل به قتال داشته باشند که در این صورت، قتال با آنان ممنوع نیست و به دو دلیل در انجام هر کاری که منجر به کشته­شدن آنان شود، هیچ حرجی وجود ندارد: دلیل اول: ترک قتال با آنان به ترک جهاد منجر می­شود.

دلیل دوم: از آنجا که آنان مایل به قتال هستند، پس مسلمانان نیز نباید از آنان روی بگردانند.

حالت دوم: تترس به کودکان را در حالی که آتش جنگ شعله­ور نیست و مسلمانان را ترک کرده­اند، انجام دهند و از آنجا که مسلمانان به آنان حمله کرده­ و آنان را محاصره کرده­اند، از ترس به انجام این کار روی آورده­اند تا مانع تیراندازی مسلمانان شوند، در این صورت دو حالت متصور است:

حالت اول: این کار، مکری از جانب آنان است که در این صورت موجب ترک آنان و امتناع از رمیشان نمی­گردد حتی اگر منجر به کشته­شدن کودکان شود.

حالت دوم: اینکه این کار را به عنوان نوعی واکنش و دفع خطر از خود بروز می­دهند که در این صورت، دو قول وجود دارد:

قول اول: رمی آنان ممنوع نیست، به دلیل وجوب جهاد.

قول دوم: رمی آنان ممنوع است، به خلاف کسانی که مقاتله می­کنند؛ چون جهاد با آنان مندوب است و جهاد با مقاتلین، واجب؛ و زمانی که میان ندب و حظر، مقابله رخ دهد، حکم حظر غلبه می­کند (ماوردی، الحاوی الکبیر، 1419ق: 14/187).

- اگر مشرکان کودکان خویش را به عنوان سپر انسانی قرار دهند، در مورد واکنش مسلمانان نسبت به این امر، دو قول وجود دارد:

قول اول: از قتال با آنان خودداری می­شود.

قول دوم: با مشرکان به قصد قتال با خودشان (نه با کودکان) مقاتله می­شود. [ابن المحاملی، اللباب، 1416ق: 375، کتاب السیر).

- اگر عمل تترّس به اطفال و زنان، در حال جنگ باشد، رمی آنان جایز است، چون لازمه ترک رمی آنان، تعطیل امر جهاد و وسیله­ای جهت پیروزی مشرکان بر مسلمانان است. ولی چنانچه عمل تترّس به آنان در غیر حال جنگ باشد، دو قول در اینجا وجود دارد:

قول اول: جواز تیراندازی به سوی آنان؛ چون در غیر این صورت، مسأله تعطیل جهاد پیش می­آید.

قول دوم: عدم جواز تیراندازی به سوی آنان؛ چون در غیر این صورت بدون هیچ ضرورتی کودکان و زنان مشرکین به قتل می­رسند که مورد نهی می­باشد (نووی، المجموع، همان؛ شیرازی، المهذب، بی­تا: 3/278).

- اگر کفار به کودکان و زنان تترّس کرده و با مسلمانان مقاتله کنند، با آنان مبارزه می­شود هر چند که سپرهای انسانی آسیب ببینند. ولی اگر برای دفاع از خویش این کار را انجام دهند، دو قول وجود دارد:

قول اول: جواز قصدکردن سپرهای انسانی.

قول دوم: عدم جواز حمله به سپرهای انسانی که این دسته نیز بر دو قسم هستند: دسته اول قائل به کراهت و دسته دوم قائل به تحریم می­باشند.

حال اگر کفار، این عمل را در قلعه­های خویش انجام دهند، برخی معتقدند که کودکان و زنانشان که سپر قرار داده شده­اند نیز مورد حمله قرار می­گیرند، اگرچه فتح قلعه بدون کشتن آنان ممکن باشد؛ و این به خاطر زجردادن آنان است به دلیل تمسک به این حیله. اگر فتح قلعه بدون از میان برداشتن آنان ممکن نباشد، در جواز این کار نیز دو قول وجود دارد: جواز حمله و عدم جواز حمله به آنان (غزالی، همان/22).

- اگر سپرهای انسانی از کودکان کفار باشند، قتل آنان جایز است، ولی اگر از اولاد مسلمین باشند، قتلشان جایز نیست (منهاجی، جواهر العقود، 1417ق: 2/227).

با دقت در دیدگاه­های فقهای این مذهب، می­توان تفصیل ذیل را ارائه داد:

اگر کفار، در حال جنگ، کودکان و زنان را به عنوان سپر خویش قرار دهند و همچنین اگر این کار را در غیر جنگ و به عنوان مکر و حیله­ای در برابر مسلمانان انجام داده تا در وقتی مناسب دست به حمله بزنند، تیراندازی به سوی آنان و به قصد کفار و مشرکین جایز است؛ ولی اگر در غیر جنگ و برای در امان بودن از دست مسلمانان این کار را بکنند، تیراندازی به سوی آنان جایز نیست که برخی این عدم جواز را بر کراهت و برخی دیگر بر حرمت حمل می­کنند.

دیدگاه مذهب حنبلیه

- اگر کفار زنان و کودکان را در جلوی سپاه خویش قرار دهند، در این صورت رمی آنان به قصد مقاتله جایز است. [کلوذانی، الهدایة، همان؛ بعلی، کشف المخدرات، همان؛ ابن النجار، همان؛ خلوتی، همان؛ ابن تیمیه، المحرّر، 1404ق: 2/171؛ مقدسی، الشرح الکبیر، همان؛ مقدسی، الکافی، ج4، باب ما یلزم الإمام و ما یجوز له، ص126؛ ابن مفلح، ج3، همان؛ مقدسی، الکافی، 1414ق: 8/310؛ بهوتی، همان].

ادله برخی بر صدور این حکم عبارتند از:

  1. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله مشرکین را با منجنیق مورد رمی قرار دادند، در حالی که میانشان زنان و کودکان وجود داشتند.
  2. اگر مسلمانان از تیراندازی به سوی دشمنان خودداری کنند، این امر باعث تعطیل­شدن امر جهاد می­شود؛ چون اگر دشمنان به این امر پی ببرند، در هنگام خوف دست به چنین کاری می­زنند، چه آتش جنگ شعله­ور باشد و چه نباشد؛ چون پیامبر صلی الله علیه و آله رمی کافران را در غیر شعله­ور بودن آتش جنگ انجام دادند (مقدسی، الشرح الکبیر، همان؛ مقدسی، الکافی؛ ابن مفلح، همان؛ مقدسی، المغنی، همان؛ رحیبانی، مطالب أولی النهی، همان/518).

- اگر کفار، زنان و کودکان را به عنوان سپر انسانی قرار دهند، به دلیل مصلحت و درء مفسده بر مسلمانان جایز است که آنان را مورد رمی قرار دهند، اگر چه تیر آنان به زنان و کودکان اصابت کند (حمد، همان/25).

همان طور که مشاهده می­شود، ظاهر کلام فقهای حنبلیه، به ویژه با دقت به دلیل دوم (مصلحت و درء مفسده) این است که در حال ضرورت، تیراندازی به سوی سپرهای انسانی اشکالی ندارد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نتیجه­گیری

پژوهش حاضر به بررسی و استخراج حکم فقهی اسلام در خصوص نوع رفتار با سپرهای انسانی در جنگ یا غیر آن انجام گرفت. با جستجوی فتاوای فقهای مذاهب خمسه اسلام و ذکر دلایل هر یک از فقها، در نهایت این نتیجه به دست آمد که مجاهدین اسلام تا می­توانند باید از ریخته­شدن خون سپرهای انسانی دشمن (اسرای مسلمان، زنان و کودکان) خودداری کنند، ولی چنانچه در صورت اجتناب از این کار، اصل اسلام و جان­های محترم و بیشمار دیگر به خطر بیفتد، کشته­شدن این سپرهای انسانی معصیت و حرام نیست، البته اکثر فقها تأکید داشتند که در این صورت نیز باید توجه داشت که هر گونه حمله و تیراندازی به سوی دشمن، باید با قصد دشمنان انجام گیرد و هدف تیراندازان نباید سپرهای انسانی باشد.

واضح است که این بررسی فقهی و رسیدن به حکم نهایی، به ویژه برای دستگاه نظامی و دفاعی کشور بسیار مفید و راهگشا خواهد بود و هر گونه ابهام و یا اشتباهی را که در ذهن مجاهدین اسلام در هنگام مواجهه با این رخداد نظامی وجود داشت را رفع و اصلاح می­کند.

در پایان، پیشنهاد می­گردد که پژوهشگران محترم در صورت تمایل به انجام پژوهش در این راستا، موضوعاتی مانند «حکم فقهی استفاده از سپر انسانی در جنگ»، «شیوه­های مختلف استفاده از سپر انسانی در جنگ و احکام فقهی آن» و ... را مورد توجه قرار دهند.

 

 

 

 

 

 

 

منابع

[1] قرآن کریم.
 
منابع فقه امامیه
[2] أردبیلی، احمد (بی­تا)، مجمع الفائدة والبرهان فی شرح ارشاد الاذهان، تصحیح و تعلیق: مجتبی العراقی، علی پناه الإشتهاردی و حسین الیزدی الإصفهانی، قم، بی­تا.
[3] حسینی، السید محمد صادق (1412ق)، فقه الصادق (ع)، مدرسة الامام الصادق علیه السلام، چاپ سوم.
[4] حلی، جمال الدین أبی العباس أحمد بن محمد بن فهد (بی­تا)، المهذب البارع فی شرح المختصر النافع، تحقیق: مجتبی العراقی، قم، مؤسسة النشر الاسلامی التابعة لجماعة المدرسین.
[5] حلی، جعفر بن الحسن الهذلی (1409ق)، شرائع الإسلام فی مسائل الحلال والحرام، تعلیق: السید صادق الشیرازی، تهران، انتشارات استقلال، چاپ دوم، طبع بموافقة مؤسسة الوفاء مؤسسة الوفاء - بیروت – لبنان، 4جلد.
[6] ـــــــــــــــــــــــــــــ  (1410ق)، المختصر النافع فی فقه الامامیة، قم، الدراسات الاسلامیة، تهران.
[7] حلی، أبى منصور الحسن بن یوسف بن المطهر الاسدى (بی­تا)، ارشاد الاذهان إلى أحکام الایمان، بی­جا، بی­تا.
[8] ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ (1420ق)، تحریر الأحکام الشرعیة على مذهب الإمامیة، اشراف: جعفر السبحانی، تحقیق: إبراهیم البهادری، چاپ اول، قم، اعتماد، مؤسسة الإمام الصادق علیه السلام.
[9] ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ (1372ش)، تذکرة الفقهاء، قم، مؤسسة آل البیت علیهم السلام لاحیاء التراث، 10 جلد.
[10] ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ (1413ق)، قواعد الأحکام، قم، مؤسسة النشر الاسلامی التابعة لجماعة المدرسین.
[11] حلی، یحیی بن سعید الهذلی (1405ق)، الجامع للشرائع، قم، المطبعة العلمیة، مؤسسة سید الشهداء، اشراف: الاستاذ الشیخ جعفر السبحانی.
[12] ـــــــــــــــــــــــــــــــ (1394ق)، نزهة الناظر فی الجمع بین الأشباه و النظائر، یک جلد، قم، انتشارات رضی.
[13] خراسانی، وحید (بی­تا)، منهاج الصالحین، فتاوی أبوالقاسم الموسوی الخوئی، بی­جا.
[14] طباطبائی، السید علی (1412ق)، ریاض المسائل فی بیان أحکام الشرع بالدلائل، قم، موسسة النشر الاسلامی التابعة لجماعة المدرسین، چاپ اول، 11جلد.
[15] طوسی، أبی جعفر محمد بن الحسن بن علی (1387ق)، المبسوط، تصحیح: السید محمد تقی الکشفی، تهران، المطبعة الحیدریة.
[16] الطوسی، إبن حمزة (بی­تا)، الوسیلة الى نیل الفضیلة، بی­جا.
[17] عاملی، زین الدین بن علی الجبعی (الشهید الثانی) (بی­تا)، الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیة، بیروت، دار العالم الإسلامی، 3جلد.
[18] ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ (1413ق)، مسالک الافهام إلى تنقیح شرائع اسلام، قم، مؤسسة المعارف الاسلامیة، چاپ اول.
[19] عاملی، محمد بن جمال الدین (بی­تا)، اللمعة الدمشقیة، بی­جا.
[20] فاضل الآبی، زین الدین أبی علی الحسن بن أبی طالب ابن أبی المجد الیوسفی (بی­تا)، کشف الرموز فی شرح المختصر النافع، قم، مؤسسة النشر الاسلامی التابعة لجماعة المدرسین.
[21] کرکی، علی بن الحسین (1408ق)، جامع المقاصد فی شرح القواعد، قم، مؤسسة آل البیت علیهم السلام لاحیاء التراث، چاپ اول، 13جلد.
[22] نجفی، محمد حسن (1392ق)، جواهر الکلام "فی شرح شرائع الاسلام"، تحقیق و تعلیق: عباس القوجانی، تهران، دار الکتب الاسلامیة، تصحیح: محمد الاخوندی، 43ج.
 
منابع فقه حنفیه
[23] ابن نجیم، زین العابدین بن ابراهیم (1400ق)، الأشباه و النظائر علی مذهب أبی حنیفة النعمان، لبنان، بیروت، دار الکتب العلمیة.
[24] ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ (بی­تا)، البحر الرائق شرح کنز الدقائق، بیروت، دار المعرفة.
[25] ابن نجیم، سراج الدین عمر بن إبراهیم الحنفی (1422ق)، النهر الفائق شرح کنز الدقائق، محقق: أحمد عزو عنایة، چاپ اول، دار الکتب العلمیة، 3جلد.
[26] بابرتی، محمد بن محمد بن محمود، أکمل الدین أبو عبد الله ابن الشیخ شمس الدین ابن الشیخ جمال الدین الرومی (بی­تا)، العنایة شرح الهدایة، دار الفکر،10جلد.
[27] حداد، أبو بکر بن علی بن محمد الحدادی العبادی الزَّبِیدِیّ الیمنی الحنفی (1322ق)، الجوهرة النیرة علی مختصر القدوری، المطبعة الخیریة، چاپ اول، 2جلد.
[28] زیلعی، عثمان بن علی بن محجن البارعی، فخر الدین الحنفی (1313ق)، تبیین الحقائق شرح کنز الدقائق وحاشیة الشِّلْبِیِّ، حاشیه: شهاب الدین أحمد بن محمد بن أحمد بن یونس بن إسماعیل بن یونس الشِّلْبِیُّ (المتوفى: 1021 هـ)، قاهره، المطبعة الکبرى الأمیریة - بولاق، چاپ اول.
[29] سرخسی، محمد بن أحمد بن أبی سهل شمس الأئمة السرخسی (1414ق)، المبسوط، بیروت، دار المعرفة، 30جلد.
[30] سمرقندی، علاء الدین (1414ق)، تحفة الفقهاء، لبنان، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ دوم.
[31] شیبانی، أبو عبد الله محمد بن الحسن بن فرقد (1413ق)، الأصل، تحقیق: الدکتور محمَّد بوینوکالن، لبنان، بیروت، دار إبن حزم، چاپ اول، 12جلد.
[32] ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ (1975م)، السیر، محقق: مجید خدوری، بیروت، الدار المتحدة للنشر، چاپ اول.
[33] عینی، أبو محمد محمود بن أحمد بن موسى بن أحمد بن حسین الغیتابى الحنفى بدر الدین العینى (1428ق)، منحة السلوک فی شرح تحفة الملوک، محقق: أحمد عبد الرزاق الکبیسی، قطر، وزارة الأوقاف والشؤون الإسلامیة، چاپ اول.
[34] غزنوی، عمر بن إسحق بن أحمد الهندی سراج الدین أبو حفص الحنفی (1406ق)، الغرة المنیفة فی تحقیق بعض مسائل الإمام أبی حنیفة، مؤسسة الکتب الثقافیة، چاپ اول.
[35] قُدُوری، أحمد بن محمد بن أحمد بن جعفر بن حمدان أبو الحسین (1418ق)، مختصر القدوری فی الفقه الحنفی، محقق: کامل محمد محمد عویضة، دار الکتب العلمیة.
[36] کاسانی، علاء الدین، أبو بکر بن مسعود بن أحمد الحنفی (1406ق)، بدائع الصنائع فی ترتیب الشرائع، دار الکتب العلمیة، چاپ دوم، 7جلد.
[37] مرغینانی، علی بن أبی بکر بن عبد الجلیل الفرغانی أبو الحسن برهان الدین (بی­تا)، الهدایة فی شرح بدایة المبتدی، محقق: طلال یوسف، لبنان، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، 4جلد.
[38] ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ (بی­تا)، متن بدایة المبتدی فی فقه الإمام أبی حنیفة، قاهره، مکتبة ومطبعة محمد علی صبح، بی­تا.
[39] مَنبَجی، أبی محمد على بن زکریا (1414ق)، اللباب فی الجمع بین السنة والکتاب، تحقیق: الدکتور محمد فضل عبد العزیز المراد، دمشق، دار القلم، چاپ دوم.
[40] موصلی الحنفی، عبدالله بن محمود بن مودود، الإختیار لتعلیل المختار (1426ق)، تحقیق: عبداللطیف محمد عبدالرحمن، 5جلد، لبنان، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ سوم.
[41] میدانی، عبد الغنی بن طالب بن حمادة بن إبراهیم الغنیمی الدمشقی الحنفی (بی­تا)، اللباب فی شرح الکتاب، تحقیق: محمد محیی الدین عبد الحمید، لبنان، بیروت، المکتبة العلمیة، 4جلد.
 
منابع فقه مالکیه
[42] ابن جزی الکلبی، أبو القاسم محمد بن أحمد بن محمد بن عبد الله الغرناطی (بی­تا)، القوانین الفقهیة، بی­جا.
[43] ابن شاس، أبو محمد جلال الدین عبد الله بن نجم بن شاس بن نزار الجذامی السعدی المالکی (1423ق)، عقد الجواهر الثمینة فی مذهب عالم المدینة، تحقیق: أ. د. حمید بن محمد لحمر، لبنان، بیروت، دار الغرب الإسلامی، چاپ اول، 3جلد.
[44] ابن غازی المکناسی، أبو عبد الله محمد بن أحمد بن محمد بن محمد بن علی بن غازی العثمانی(1429ق)، شفاء الغلیل فی حل مقفل خلیل، تحقیق: الدکتور أحمد بن عبد الکریم نجیب، قاهره، مرکز نجیبویه للمخطوطات وخدمة التراث، چاپ اول، 2جلد.
[45] حطاب الرُّعینی، شمس الدین أبو عبد الله محمد بن محمد بن عبد الرحمن الطرابلسی المغربی (1423ق)، مواهب الجلیل لشرح مختصر الخلیل، تحقیق: زکریا عمیرات، دار عالم الکتب، 8جلد.
[46] خرشی، محمد بن عبد الله المالکی أبو عبد الله (بی­تا)، شرح مختصر خلیل للخرشی، بیروت، دار الفکر، 8جلد.
[47] دسوقی، محمد بن أحمد بن عرفة المالکی (بی­تا)، حاشیة الدسوقی على الشرح الکبیر، دار الفکر، 4جلد.
[48] دّمیری، بهرام بن عبد الله بن عبد العزیز بن عمر بن عوض، أبو البقاء، تاج الدین السلمی الدِّمْیَاطِیّ المالکی (1429ق)، الشامل فی فقه الإمام مالک، تصحیح: أحمد بن عبد الکریم نجیب، مرکز نجیبویه للمخطوطات وخدمة التراث، چاپ اول، 2جلد.
[49] زُّرْقانی، عبد الباقی بن یوسف بن أحمد المصری (1422ق)، شرح الزُّرقانی على مختصر خلیل، تصحیح: عبد السلام محمد أمین، لبنان، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ اول، 8جلد.
[50] شنقیطی، محمد یحیى بن عمر المختار بن الطالب (2005م)، إیصال السالک فی أصول الإمام مالک، نقل و ترتیب: الشاطبی الوهرانی، بی­جا.
[51] صاوی، أحمد بن محمد (1415ق)، بلغة السالک لأقرب المسالک، تحقیق: محمد عبد السلام شاهین، لبنان، بیروت، 4جلد.
[52] علیش، محمد بن أحمد بن محمد أبو عبد الله المالکی (1409ق)، منح الجلیل شرح مختصر خلیل، بیروت، دار الفکر، 9جلد.
[53] قرافی، أبو العباس شهاب الدین أحمد بن إدریس بن عبد الرحمن المالکی الشهیر بالقرافی (بی­تا)، الذخیرة، تحقیق: جزء 1، 8، 13: محمد حجی، جزء 2، 6: سعید أعراب، جزء 3 - 5، 7، 9 - 12: محمد بو خبزة، بیروت، دار الغرب الإسلامی، 14جلد.
[54] کشناوی، أبو بکر بن حسن بن عبد الله (بی­تا)، أسهل المدارک «شرح إرشاد السالک فی مذهب إمام الأئمة مالک»، لبنان، بیروت، دار الفکر، چاپ دوم، 3جلد.
[55] مالکی، خلیل بن إسحاق الجندی (1426ق)، مختصر خلیل، محقق: أجمد جاد، قاهره، دار الحدیث، چاپ اول.
[56] مواق، محمد بن یوسف بن أبی القاسم أبو عبد الله (1398ق)، التاج والإکلیل لمختصر خلیل، بیروت، دار الفکر، 6جلد.
 
منابع فقه شافعیه
[57] أنصاری، زکریا بن محمد بن أحمد بن زکریا (1418ق)، فتح الوهاب بشرح منهج الطلاب، لبنان، بیروت، دار الکتب العلمیة، منشورات محمد علی بیضوی، چاپ اول.
[58] ابن المَحَامِلی، أحمد بن محمد بن أحمد بن القاسم الضبی، أبو الحسن الشافعیّ (1416ق)، اللباب فی الفقه الشافعی، تحقیق: عبد الکریم بن صنیتان العمری، المملکة العربیة السعودیة، المدینة المنورة، دار البخارى، چاپ اول.
[59] بُجَیْرَمِیّ، سلیمان بن محمد بن عمر البُجَیْرَمِیّ المصری الشافعی (1369ق)، التجرید لنفع العبید = حاشیة البجیرمی على شرح المنهج (منهج الطلاب اختصره زکریا الأنصاری من منهاج الطالبین للنووی ثم شرحه فی شرح منهج الطلاب)، مطبعة الحلبی، 4جلد.
[60] جمل، سلیمان بن عمر بن منصور العجیلی الأزهری ( بی­تا)، حاشیة الجمل فتوحات الوهاب بتوضیح شرح منهج الطلاب (منهج الطلاب اختصره زکریا الأنصاری من منهاج الطالبین للنووی ثم شرحه فی شرح منهج الطلاب)، دار الفکر، 5جلد.
[61] رافعی، عبد الکریم بن محمد بن عبد الکریم، أبو القاسم الرافعی القزوینی (1417ق)، العزیز شرح الوجیز المعروف بالشرح الکبیر، تحقیق: علی محمد عوض - عادل أحمد عبد الموجود، لبنان، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ اول، 13جلد.
[62] رملی، شمس الدین محمد بن أبی العباس أحمد بن حمزة شهاب الدین (1404ق)، نهایة المحتاج إلى شرح المنهاج، حاشیه: أبی الضیاء نور الدین بن علی الشبراملسی الأقهری - أحمد بن عبد الرزاق المعروف بالمغربی الرشیدی، بیروت، دار الفکر، ط أخیرة، 8جلد.
[63] زهری الغمراوی، محمد (بی­تا)، السراج الوهاج على متن المنهاج، بیروت، دار المعرفة.
[64] سنیکی، زکریا بن محمد بن أحمد بن زکریا الأنصاری زین الدین أبو یحیى (بی­تا)، أسنى المطالب فی شرح روض الطالب، دار الکتب الإسلامی، 4جلد.
[65]ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ (بی­تا)، الغرر البهیة فی شرح البهجة الوردیة، المطبعة المیمنیة، حاشیه: الإمام أحمد بن قاسم العبادی - العلامة الشربینی.
[66] شافعی، أبو عبد الله محمد بن إدریس بن العباس بن عثمان بن شافع بن عبد المطلب بن عبد مناف المطلبی القرشی المکی (1400ق)، الأم، بیروت، دار الفکر، چاپ اول.
[67]ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ (بی­تا)، الأم، بیروت، دار المعرفة، (150 - 204هـ، 767 - 820م)، 8جلد.
[68] شربینی، شمس الدین محمد بن أحمد الخطیب الشافعی (1415ق)، مغنی المحتاج إلى معرفة معانی ألفاظ المنهاج، دار الکتب العلمیة، چاپ اول، 6جلد.
[69] شروانی، عبد الحمید المکی و العبادی، أحمد بن قاسم (بی­تا)، حواشی الشروانی والعبادی، [الکتاب حاشیة على تحفة المحتاج بشرح المنهاج لابن حجر الهیتمی (المتوفى : 974 هـ) الذی شرح فیه المنهاج للنووی (المتوفى : 676 هـ)]، بی­جا.
[70] شیرازی، أبو اسحاق إبراهیم بن علی بن یوسف (بی­تا)، التنبیة فی الفقه الشافعی، عالم الکتب، بی­تا.
[71]ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ (بی­تا)، المهذب فی فقة الإمام الشافعی، دار الکتب العلمیة، 3جلد.
[72] عمرانی، أبو الحسین یحیى بن أبی الخیر بن سالم العمرانی الیمنی الشافعی (1421ق)، البیان فی مذهب الإمام الشافعی، تحقیق: قاسم محمد النوری، جدة، دار المنهاج، چاپ اول، 13جلد.
[73] غزالی الطوسی، أبو حامد محمد بن محمد (1417ق)، الوسیط فی المذهب، تحقیق: أحمد محمود إبراهیم - محمد محمد تامر، قاهره، دار السلام، چاپ اول، 7جلد.
[74] قلیوبی أحمد سلامة و عمیرة أحمد البرلسی (1415ق)، حاشیتا قلیوبی وعمیرة علی شرح المنهاج، بیروت، دار الفکر.
[75] ماوردی، أبو الحسن علی بن محمد بن محمد بن حبیب البصری البغدادی (1419ق)، الحاوی الکبیر فی فقه مذهب الإمام الشافعی وهو شرح مختصر المزنی، تحقیق: الشیخ علی محمد معوض - الشیخ عادل أحمد عبد الموجود، لبنان، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ اول، 19جلد.
[76] منهاجی، شمس الدین محمد بن أحمد المنهاجی الأسیوطی (1417ق)، جواهر العقود و معین القضاة و الموقعین و الشهود، تحقیق: مسعد عبد الحمید محمد السعدنی، لبنان، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ اول.
[77] نووی، أبو زکریا محیی الدین یحیى بن شرف (1412ق)، روضة الطالبین وعمدة المفتین، تحقیق: زهیر الشاویش، بیروت-دمشق-عمان، المکتب الإسلامی، چاپ سوم، 12جلد.
[78]ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ (بی­تا)، المجموع شرح المهذب، هو شرح النووی لکتاب المهذب للشیرازی (المتوفى : 476 هـ)، دار الفکر، بی­تا، 20جلد.
[79]ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ (1425ق)، منهاج الطالبین وعمدة المفتین فی الفقه، تحقیق: عوض قاسم أحمد عوض، دار الفکر، چاپ اول.
[80] هیتمی، أحمد بن محمد بن علی بن حجر (1357ق)، تحفة المحتاج فی شرح المنهاج، مراجعه و تصحیح: على عدة نسخ بمعرفة لجنة من العلماء، حاشیه: عبد الحمید الشروانی - أحمد بن قاسم العبادیا، لمکتبة التجاریة الکبرى بمصر لصاحبها مصطفى محمد، 10جلد.
 
منابع فقه حنبلیه
[81] ابن النجار، تقی الدین محمد بن أحمد الفتوحی الحنبلی (1419ق)، منتهى الإرادات، تحقیق: عبد الله بن عبد المحسن الترکی، مؤسسة الرسالة، چاپ اول، 5جلد.
[82] ابن تیمیة، عبد السلام بن عبد الله بن الخضر بن محمد الحرانی أبو البرکات مجد الدین (1404ق)، المحرر فی الفقه على مذهب الإمام أحمد بن حنبل، ریاض، مکتبة المعارف، چاپ دوم، 2جلد.
[83] ابن مفلح، إبراهیم بن محمد بن عبد الله بن محمد أبو إسحاق برهان الدین (1423ق)، المبدع شرح المقنع، الریاض، دار عالم الکتب.
[84] بَعْلی، عبد الرحمن بن عبد الله بن أحمد البعلی الخلوتی الحنبلی (1423ق)، کشف المخدرات والریاض المزهرات لشرح أخصر المختصرات، تحقیق: محمد بن ناصر العجمی، لبنان، بیروت، دار البشائر الإسلامیة، چاپ اول، 2جلد.
[85] بهوتی، منصور بن یونس بن صلاح الدین ابن حسن بن إدریس الحنبلى (1414ق)، دقائق أولی النهى لشرح المنتهى المعروف بشرح منتهى الإرادات، عالم الکتب، چاپ اول، 3جلد.
[86] تمیمی، محمد بن عبد الوهاب بن سلیمان (بی­تا)، مختصر الإنصاف والشرح الکبیر، تحقیق: عبد العزیز بن زید الرومی وغیره، بی­جا.
[87] الحمد، حمد بن عبدالله (بی­تا)، شرح زاد المستقنع، بی­جا.
[88] خَلْوَتی، محمد بن أحمد بن علی البهوتی (1432ق)، حاشیة الخلوتی على منتهى الإرادات، تحقیق: الدکتور سامی بن محمد بن عبد الله الصقیر والدکتور محمد بن عبد الله بن صالح اللحیدان، سوریا، دار النوادر، چاپ اول، 7جلد.
[89] سلمان، أبو محمد عبد العزیز بن محمد بن عبد الرحمن بن عبد المحسن (بی­تا)، الأسئلة والأجوبة الفقهیة، 6جلد، بی­جا.
[90] رحیبانی، مصطفى بن سعد بن عبده السیوطی شهرة مولدا الدمشقی الحنبلی (1415ق)، مطالب أولی النهى فی شرح غایة المنتهى، المکتب الإسلامی، چاپ دوم، 6جلد.
[91] کَلْوَذَانی، محفوظ بن أحمد بن الحسن، أبو الخطاب (1425ق)، الهدایة على مذهب الإمام أبی عبد الله أحمد بن محمد بن حنبل الشیبانی، تحقیق: عبد اللطیف همیم - ماهر یاسین الفحل، مؤسسة غراس، چاپ اول.
[92] مرداوی، علاء الدین أبو الحسن علی بن سلیمان الدمشقی الصالحی، (1419ق)، الإنصاف فی معرفة الراجح من الخلاف على مذهب الإمام أحمد بن حنبل، لبنان، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ اول.
[93] مقدسی، عبد الرحمن بن محمد بن أحمد بن قدامة المقدسی الجماعیلی الحنبلی أبو الفرج شمس الدین (بی­تا)، الشرح الکبیر على متن المقنع، دار الکتاب العربی، أشرف على طباعته: محمد رشید رضا صاحب المنار.
[94] مقدسی، أبو محمد موفق الدین عبد الله بن أحمد بن محمد بن قدامة الجماعیلی المقدسی ثم الدمشقی الحنبلی (1414ق)، الکافی فی فقه الإمام أحمد، دار الکتب العلمیة، چاپ اول، 4جلد.
[95]ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ (1388ق)، المغنی لابن قدامة، مکتبة القاهرة، 10جلد.
 
[1]. استاد همکار دانشگاه مجازی المصطفی(ص). ایمیل: mjedalat7@gmail.com، 09191727244
[2]. «و اگر مردان مؤمن و زنان مؤمنه‌ای که شما اکنون نمی‌شناسید (در مکه) وجود نداشتند که اگر حمله کنید آنها را ندانسته پامال هلاک می‌سازید پس دیه و غرامت خون آن مؤمنان به گردن شما می‌ماند (اگر این قضیّه نبود به شما اجازه حمله به مکه داده می‌شد و لیکن این اجازه به تأخیر افتاد)».