نوع مقاله : مقاله پژوهشی
عنوان مقاله English
نویسندگان English
Prohibition of forced labor is one of the important principles of human rights, which is considered in international and regional documents as well as in the relevant laws of Iran. Prohibition of forced labor is excluded in cases such as public duty service, partial public service and forced labor in emergency situations. The guarantee of the implementation of the prohibition of forced labor is specified in Iranian law, especially in the labor law, the law against human trafficking and several other laws. It has been addressed in international documents and in the statute of the International Labor Organization. Articles 22 to 34 of the Statute of the International Labor Organization have provided provisions to guarantee the prohibition of forced labor in the member countries, but the guarantees provided in the laws of Iran are more effective than the Statute of the International Labor Organization, because the government, having the necessary elements for Punishing offenders is in a better position than international institutions. Therefore, in this article, we try to discuss forced labor in Iran's labor laws and international labor conventions with descriptive-analytical method and library study.
کلیدواژهها English
آزادی کار و منع اجبار افراد به کار جزء اصول اولیه حقوق اجتماعی افراد است. هرگونه حمله به کرامت و ارزش افراد در منشور سازمان ملل متحد و دیگر اسناد حقوق بشری منع گردیده است. عدم اجبار افراد و بهره کشی از آنها به قدری مهم است که سازمان بینالمللی کار در اساسنامه خود به این امر متذکر میشود جمهوری اسلامی ایران نیز در اصول قانون اساسی و برخی از قوانین موضوعه دیگر از جمله قانون کار به ممنوعیت کار اجباری و بهره کشی از دیگران اشاره کرده است و ضمانت اجراهای لازمه در این زمینه را مشخص نموده است. به عنوان مثال، بند چهار اصل 43 و بند شش اصل 2 و اصول 19، 0 2 و 28 قانون اساسی ایران و اسناد بین المللی به ویژه اعلامیه جهانی حقوق بشر مصوب 1948میلادی و میثاق حقوق مدنی و سیاسی و نیز میثاق حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مصوب 1966 میلادی منع گردیده و به تاسی از آن، منع اجبار افراد به کار و بهرکشی از دیگری و برخورداری همه افراد از حقوق مساوی در ماده 6 قانون کار تصریح شده است، در این رابطه ماده فوق الذکر بیان داشته بر اساس بند چهار اصل چهل و سوم و بند شش اصل دوم و اصول نوزدهم، بیستم و بیست و هشتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اجبار افراد به کار معین و بهره کشی از دیگری ممنوع و مردم ایران از هر قوم و قبیله که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ و نژاد، زبان و مانند اینها سبب امتیاز نخواهد بود و همه افراد اعم از زن و مرد یکسان در حمایت قانون قرار دارند و هر کس حق دارد شغلی را که به آن مایل است و مخالف اسلام و مصالح عمومی و حقوق دیگران نیست برگزیند .در حمایت از اصول قانون اساسی و حفظ آزادی اشخاص و جلوگیری از کار اجباری و بهره کشی از دیگران، در قانون کار، اجبار افراد به کار را مستوجب تعقیب کیفری و مجازات دانسته است. از این رو، ماده 172 قانون کار ضمن تاکید بر ممنوعیت کار اجباری به هرشکل، برای متخلف علاوه بر پرداخت اجرت المثل کار انجام شده و جبران خسارت، مجازات حبس معین نموده است.
1- تعریف کار اجباری
همانطور که از عنوان کار اجباری نیز بر میآید هرنوع کاری که برخلاف میل افراد برآنها تحمیل شود، کار اجباری محسوب میگردد. در کمیسیونها و اسناد بین المللی مختلفی به مقوله آزادی کار و ممنوعیت کار اجباری پرداخته شده است. اما تعاریفی که ارائه شده است همگی مبتنی بر مقاولهنامه 29 بوده و از ارائه تعریف جدید امتناع نمودهاند. تنها در پیش نویسها و مباحثات به ذکر برخی از خصوصیات و ویژگیهای کار اجباری پرداختهاند. نخستین تعریفی که از کار اجباری ارائه گردیده است مربوط به مقاوله نامه 29 میباشد که در بند 1 ماده 2 آن مقرر گردیده است:« در مقاوله نامه حاضر اصطلاح کار قهری یا اجباری به کار یا خدماتی اطلاق میشود که با تهدید مجازات و بی آنکه شخص ذی نفع به میل و رضای خاطر برای انجام آن داوطلب باشد به وی تحمیل گردد».بنابراین پرداخت دستمزد نمیتواند جنبه اجباری بودن را سلب نماید، یعنی اگر کسی را اجبار به انجام کاری نمایند و به وی دستمزد کلانی هم پرداخت کنند بازهم این عمل از نظر حقوقی کار اجباری است(عبادی، 1373: 37).
در حقوق موضوعه جمهوری اسلامی ایران تعریفی از کار اجباری ارائه نشده است. دو مادهای که به مبحث کار اجباری پرداختهاند، عبارتند از مواد 2 و 172 قانون کار.
1-1- استثنائات منع کار اجباری
همانطور که اشاره شد، آزادی کار و منع اجبار افراد به کاری معین جزو اصول اولیه حقوق اجتماعی افراد بوده است. لذا هرگونه حمله به کرامت و ارزش ابنای بشر در اسناد حقوق بشری منع گردیده است بنابراین هیچگونه جبر و تحمیلی بر افراد برای انجام کاری معین روا نیست. دراین راستا، امروزه در قوانین داخلی و حتی عهدنامههای بین المللی با اذعان بر ممنوعیت کار اجباری، بنابه دلایل منطقی و متّقن مواردی چون خدمت وظیفه عمومی، تعهدات مدنی، کار اجباری به عنوان محکومیت در دادگاه صالح، موارد اضطراری و خدمات عمومی جزئی، از مصادیق کار اجباری مستثنا گردیدهاند . به این مفهوم است که کار اجباری دراین موارد لازم بوده و هرچند مسئلهای مغایر با قوانین و مقررات حقوق بشری است، اما چون در آن سود و زیان سایر افراد جامعه در میان است جایز و قانونی میباشد. لازم به ذکر است ، استثنائات منع کار اجباری فقط برای مدتی موقتی است، آن هم به دو شرط، یکی آنکه کار اجباری منحصراً برای مقاصد عمومی باشد و دیگر آنکه جنبه استثنائی داشته باشد(مظهری و همکاران، 1398: 66).
2-1- عوامل سیاسی تاثیر گذار بر کار اجباری و مبارزه با آن در دادگاه بین المللی
پدیده بهره کشی جنسی و یا بردگی و یا کار اجباری و یا برداشت اعضا و جوارح امروزه به یک معضل جهانی تبدیل شده و این قضیه باعث شده که اکثر کشورهای جهان اقدام به تصویب قوانین و اتخاذ تدابیری در زمینه جرم انگاری پدیده قاچاق انسان نمایند(کولیوند و همکاران، 1400: 1).
همچنین عواملی که سبب میشوند تا برخی افراد دست به قاچاق انسان برای کار و درآمد داشته باشند عواملی همچون فقر اقتصادی و گسترش آن، وضعیت خانوادگی و نابسامانیهای آن، فقر فرهنگی، منفعت کلان و سودآور بودن، میباشد که بعضی افراد به سبب نداشتن کار و شغل مناسب دست به چنین عواملی میزنند و گاهی پیش میآید بعضی از افراد ناخواسته و از روی میل باطل در گروههایی عضو میشوند که مجبور به انجام کار اجباری میشوند که قاچاق انسان یا فروش اعضا و جوارح از امثال آنها میباشد.
2- مسئولیت دولت در قبال تحقق حقوق بنیادین کار در ایران
مسئولیت و پاسخگویی دولت در کنار حاکمیت قانون و دیگر اصول دمکراسی جزء ارزشهای بنیادین نظامهای مردم سالار بوده و آنچه که مبنای شناسایی مسئولیت است و اعمال حکومتی را انتظام میبخشد، قانون میباشد.تأثیر پذیری قوانین داخلی اعم از قانون اساسی و قوانین عادی از معیارها و استانداردهای بین المللی که دولتها ملتزم به رعایت آنها گردیدهاند، حوزه دیگری از مسئولیت ایشان را ترسیم مینماید و دراین میانه قواعد موسوم به حقوق بشر به جهت خاستگاه طبیعی و فطریشان که حتی به زعم عدهای در مرتبهای بالاتر از قانون اساسی میباشند نیز به نحو ویژهای مسئولیت ساز میباشند چراکه مبتنی بر ارزشهایی چون حفظ کرامت انسانی، حرمت و آزادی افرادند. حقوق بنیادین کار بر محور حق کار کردن که از بارزترین حقوق و آزادیهای بشر محسوب میشود ناظر به حقوقی اساسی و پایهای در حوزه آزادی کار، آزادی فعالیت صنفی، برابری در دستمزد و منع هرگونه تبعیض ، همچنین سن کار و ممنوعیت کار کودکان از دیرباز مورد توجه جامعه جهانی بوده و در سیر تطّور خود در قالبهای متفاوتی اهمیت داده شده است(ابدی، 1389: 341).
1-2- جرم انگاری کار اجباری در قانون کار ایران
قانونگذار کار ایران در فصل یازدهم قانون کار 1369 بیش از 40 مورد را جرم انگاری کرده است و برای آن ضمانت اجرای کیفری پیش بینی کرده است اما آنچه مشهود است قانونگذار دولت را به کنار کشیده و فقط کارفرما را مسئول اصلی اجرای قانون کار دانسته و وظیفه خود را تنها به مرحله بعد از بروز تخلف از سوی کارفرما تقلیل داده است. بعبارتی قانونگذار وظیفه دولت را فقط مجازات کارفرمای متخلف میداند . به نظر میرسد این طرز تفکر قانونگذار در جهت حمایت از کارگر درست نمیباشد زیرا باتوجه به موقعیت اجتماعی و اقتصادی کارگر که عمدتاً این قشر اجتماعی از بسیاری قواعد و مقررات که در جهت حمایت از آنان وضع شده است بی خبرند و یا اگرهم نسبت به آنها آگاه باشند با در نظر گرفتن موقعیت کارفرما که دریک وضعیت برتر نسبت به وی قرار دارد جرات شکایت از کارفرما را به جهت عواقب احتمالی ولو در صورتیکه دادگاه به نفع او رای صادر کند راهم ندارد و از سوی دیگر کارگر باتوجه به اینکه از لحاظ مخارج روزمره با مزد دریافتی از سوی کارفرما در قبال کارش گذران عمر میکند لذا تاب تحمل هزینههای دادرسی را به خود نمیدهد و به اصطلاح با وضعیت موجود میسازد و میسوزد. عاقلانه به نظر میرسد که قانونگذار دولت و نقش نهاد بازرسی کار را در روابط کارگر و کارفرما پر رنگ تر کرده و کارفرما را در صورت تخلف در مقابل بازرس کار قرار دهد تا از این طریق وزارت کار طرف شکایت کارفرما باشد. فایده این امر آن است که دراین صورت وزارت کار هم از لحاظ اقتصادی ضعیف نیست و هم اینکه اگر حکمی بر علیه کارفرما صادر شود طرف وی کارگر نبوده که بتواند در ادامه روابط خود با کارگر در مقام انتقام برآید. قانون کار جمهوری اسلامی ایران بر جنبه مجازات بیش از پیشگیری تأکید کرده است . تجربه نشان داده است این سیاست اگر ناموفق نبوده حداقل کم اثر بوده است زیرا جلوگیری از یک پدیده ناهنجار، مستلزم تدوین استراتژی کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی است. بنابراین بهتر است برای کارگر در ابتدای استخدام دورههای آموزشی برای آشنایی با قوانین و مقررات کار برگزار گردد و همچنین این برنامه برای کارفرما نیز پیش بینی شود تا طرفین با آشنایی قبلی از قوانین و مقررات خود را در جایگاه متهم و مجنی علیه قرار ندهند. عمدهترین مجازات پیش بینی شده در قانون کار ایران برای کارفرمای مجرم، مجازات نقدی است به نظر میرسد باتوجه به وضعیت اقتصادی کارفرما این مجازات برای وی زیاد هم سنگین نباشد درنتیجه، ضربه زدن به کارفرما از محل قوت وی، که وضعیت اقتصادی او میباشد نمیتواند تاثیر به سزایی در جلوگیری وی در ارتکاب جرم داشته باشد(نصیری و همکاران، 1401: 14).
2-2- میزان انطباق منع کار اجباری در حقوق کار ایران با حقوق بین المللی کار
ممنوعیت کار اجباری یکی از اصول مهم حقوق بشر است که در اسناد جهانی و منطقهای و همچنین حقوق موضوعه کشورها مورد توجه قرار گرفته است. به این قاعده حقوق بشری در حقوق موضوعه ایران نیز پرداخته شده است.مصادیق کار اجباری فراوان است لیکن مواردی که امروزه سازمانهای بین المللی بر مبارزه و ریشه کن نمودن آن تاکید مینمایند عبارتنداز: کار اجباری کودکان، کار اجباری افراطی زندانیان و قاچاق انسان . منع کار اجباری در مواردی مستثنی گردیده است که از جمله آن خدمت وظیفه عمومی، خدمات عمومی جزئی و کار اجباری در مواقع اضطراری میباشند. ضمانت اجرای منع کار اجباری در حقوق موضوعه ایران در قانون کار، قانون مبارزه با قاچاق انسان و چندی از قوانین دیگر تعیین شده است. در اسناد بین المللی نیز در اساسنامه سازمان بین المللی کار و طی موادی این مهم حاصل شده است. عدم اجبار افراد و بهرهکشی از آنان به حدی مهم است که سازمان بین المللی کار در اساسنامه خود به این امر متذکر میشود و از سالیان اولیه تأسیس بر آن بوده است تا این معضل را ریشه کن نماید. جمهوری اسلامی ایران نیز از آن روی که داعیه تضمین حقوق و آزادیهای فردی و حمایت از اقشار مختلف و از جمله قشر ضعیف جامعه را از اولین روزهای تشکیل حکومت داشته است، در اصول قانون اساسی و برخی قوانین موضوعه دیگر به ممنوعیت کار اجباری و بهرهکشی از دیگران اشاره نموده است و ضمانت اجراهای لازمه را دراین زمینه مشخص نموده است(لطفی عزیز، 1392: 2).
3- ضمانت اجراهای اصل منع کار اجباری در قانون کار ایران و اسناد بین المللی
فصل یازدهم قانون کار مصوب سال 1369 مجمع تشخیص مصلحت نظام با عنوان (جرایم و مجازاتها) به موضوع جرم و کیفرهای مربوط به روابط کارگران و کارفرمایان میپردازد. در ماده 171 قانون کار در این فصل آمده است: «متخلفان از تکالیف مقرر در این قانون، حسب مورد مطابق مواد آتی با توجه به شرایط و امکانات خاطی و مراتب جرم به مجازات حبس یا جریمه نقدی و یا هر دو محکوم خواهند شد ....» بدین ترتیب این مواد یعنی از ماده 171 تا 186 در این فصل ماهیت کیفری پیدا نموده است. در صورتی که تخلف از انجام تکالیف قانونی سبب وقوع حادثهای گردد که منجر به عوارضی مانند نقص عضو و یا فوت کارگر شود، دادگاه مکلف است علاوه بر مجازاتهای مندرج در این فصل، نسبت به این موارد طبق قانون تعیین تکلیف نماید. بنابراین در موارد نقص عضو و فوت کارگر ناشی از تخلف کارفرما و یا کار شعبات کیفری دادگاههای عمومی و انقلاب صالح به رسیدگی و اصدار حکم هستند. عمده قربانیان پدیده شوم کار اجباری، زنان و کودکان میباشند که علیالخصوص کودکان بیشتر هدف این نوع سوءاستفاده میباشند. با وجود قوانین متعدد داخلی و خارجی هم اکنون حداقل 600 هزار کودک در کشور به جای مدرسه و تحصیل، راهی بازار کار شدهاند و هریک به تنهایی در معرض انواع سوءاستفادهها ازسوی خانواده خود تا سود جویان بیگانه قرار دارند. ضمانت اجرای ماده 6 قانون کار در رابطه با کار اجباری ماده 172 قانون کار میشود. این ماده در واقع نشانگر نگاه جدی قانون گذار به ضرورت مبارزه جدی با کار اجباری بطور عام و در راستای محکومیت کار اجباری که در ماده 6 قانون کار و همچنین بند چهار اصل چهل و سوم و بند شش اصل دوم و اصول نوزدهم، بیستم و بیست و هشتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران محکوم شده اشعار میدارد:
«کار اجباری با توجه به ماده 6 این قانون به هر شکل ممنوع است و متخلف علاوه بر پرداخت اجرت المثل کار انجام یافته و جبران خسارت با توجه به شرایط و امکانات خاطی و مراتب جرم به حبس از 91 روز تا یک سال و یا جریمه نقدی معادل 50 تا 200 برابر حداقل مزد روزانه محکوم خواهد شد . هرگاه چند نفر به اتفاق یا از طریق یک موسسه، شخصی را به کار اجباری بگمارند هریک از متخلفان به مجازاتهای فوق محکوم و مشترکا مسئول پرداخت اجرت المثل خواهند بود .مگر آنکه مسبب اقوی از مباشر باشد ،که در این صورت مسبب شخصا مسئول است .
تبصره: چنانچه چند نفر به طور دسته جمعی به کار اجباری گمارده شوند، متخلف یا متخلفین علاوه بر پرداخت اجرت المثل، با توجه به شرایط و امکانات خاطی و مراتب جرم به حد اکثر مجازات مذکور در این ماده محکوم خواهند شد».
آنچه که در مادهی مذکور تصریح شده است این است که کار اجباری هم به صورت انفرادی و هم به شکل جمعی حسب ماده 172 قانون کار وتبصره آن ممنوع اعلام شده است .بدیهی است اگر متخلف شخصیت حقوقی باشد، بالاترین مقام یا مدیرعامل آن سازمان درخصوص تخلف صورت گرفته مسئولیت کیفری دارد (عباسی کلی، 1396: 88).
طبق ماده 9 قانون مدنی، مقررات بین المللی پس از امضا از طرف ایران و تصویب مجلس، در حکم قوانین داخلی محسوب شده و اجرای آن مانند قوانین مصوب مجلس الزامی است. بعضی از اسناد فقط به امضای دولت رسیده و بعضی دیگر علاوه بر امضای دولت، به تصویب مجلس نیز رسیدهاند. با توجه به این که برای لازم الاجراشدن یک سند، علاوه بر امضای دولت، تصویب مجلس نیز ضروری است، تنها اسنادی که هر دو شرط را دارند، الزامیاند که در اینجا به بررسی ضمانت اجراهای مقرر در اسناد بین المللی که ایران نیز بدان ملحق می باشد میپردازیم.
- الف) اعلام کشور متخلف
مطابق ماده 24 سازمان بین المللی کار هر سازمان کارگری و کارفرمایی در صورت مشاهده عدم رعایت مفاد مقاولهنامهها «به ترتیب رضایت بخش» میتواند وضعیت را به دفتر بین المللی کار اعلام نماید. این حق را هر سازمان کارگری و کارفرمایی دارد ولو این که درباره کشور دیگری ابراز کند. بر اساس آییننامه هیأت مدیره، پس از وصول اعلام تخلف، هیأت مزبور کمیتهای سه نفره را برای رسیدگی به تخلف اعلام شده تعیین میکند. علاوه بر این هیأت مدیره میتواند از کشور متخلف توضیح بخواهد و در صورتی که در زمان معقول کشور متخلف نظر خود را اعلام و یا این که نظر ابرازشده قانع کننده نباشد، هیأت علاوه بر انتشار متن اعلام تخلف و متن پاسخ، نظر خود را در رابطه با این که آیا کشور متخلف میبایستی دوباره توضیحاتی را ارائه دهد یا نه ابراز مینماید. ضمانت اجرای اصلی اقدامات کمیسیون کارشناسان و کمیسیون منتخب کنفرانس که به مقررات کار رسیدگی میکنند، این است که پس از رسیدگی به موضوع مورد اختلاف در کمیسیون منتخب کنفرانس نام دولت خاطی در لیست خاص آورده میشود. اقدامی که از سوی دولتها به منزله کیفر تلقی میشود. از دید رسانهها و افکار عمومی بین المللی، چنین دولتی در زمرهی ناقضان حقوق بین المللی کار محسوب میگردد (عراقی، 1391: 357).
از آن جهت که کشورها به حفظ اعتبار و حیثیت خود در عرصه بین المللی اهمیت می دهند، لذا تا جایی که میتوانند به مفاد مقاولهنامهها عمل مینمایند تا اعلام تخلف و شکایتی از آنها صورت نگیرد.
- ب) شکایت از کشور متخلف
انگیزه دولت در شکایت از دولت خاطی این است که اجرای موازین و اصول مندرج در مقاولهنامهها طبعا اجراکننده منجر به بالا رفتن قیمت تمام شده مصنوعات آن کشور میگردد و در نتیجه کشور مذکور از لحاظ رقابت اقتصادی و تجاری با سایر کشورها در وضع نامساعدی قرار میدهد. براساس ماده 60 اساسنامه دیوان بین المللی دادگستری، رای دیوان قطعی و غیر قابل تجدیدنظر و از اعتبار امر مختومه برخوردار است و در صورت بروز اختلاف در معنا و حدود حکم، دیوان بنا به درخواست هر یک از طرفین، رأسا حق تفسیر رای خود را دارا میباشد (ضیایی بیگدلی، 1386: 581).
بند2 ماده 94 منشور ملل متحد دربارهی ضمانت اجرای داشتن آرای دیوان مقرر شده است: «هر گاه یکی از طرفین دعوی، از اجرای تعهداتی که به موجب رای صادره دیوان به عهده او گذاشته شده است، خودداری نماید، طرف دیگر میتواند به شورای امنیت شکایت کند و شورای مزبور، چنانچه لازم و ضروری تشخیص دهد، ممکن است توصیه نامههایی نموده و یا برای اجرای حکم تصمیماتی اتخاذ کند».
مطابق ماده 24 سازمان بین المللی کار هر سازمان کارگری و کارفرمایی میتواند تخلف و شکایت خود را به دفتر بینالمللی کار اعلام نماید در صورتی که سازمان کارگری یا کارفرمایی شکایت خود را پس بگیرد تعقیب موضوع متوقف نخواهد شد.
بر اساس مواد26 تا 34 اساسنامه، شکایت در واقع مهم ترین و تشریفاتی ترین آیین رسیدگی به تخلفات دولتها در زمینه عدم رعایت مفاد مقاوله نامهها میباشد. بر این اساس مقامات ذیل میتوانند از عدم رضایت بخش بودن اجرای مفاد مقاوله نامه شکایت نمایند: الف- هر یک از کشورهای عضو که به مقاولهنامهای ملحق شده و علیه کشور دیگری که آن هم به مقاوله نامه مورد نظر ملحق شده است؛ ب- هیأت مدیره دفتر بین المللی کار؛ ج- نمایندهای که در کنفرانس شرکت دارد؛ شکایت نوع اول در واقع شکایت یک دولت علیه دولت دیگر است که پس از طرح در هیأت مدیره در صورت تشخیص این هیأت ابتدا میتوان شکایت را به اطلاع کشور متخلف رساند ولی در غیر این صورت کمیسیون تحقیق تشکیل میشود. کمیسیون میتواند از کشور خاطی، سازمان یافته کارگری وکارفرمایی و حتی در صورت لزوم از کشورهای همسایه توضیحات و مدارک لازمه را درخواست نماید. پس از این بررسیها و در پایان تحقیقات کمیسیون گزارشی تنظیم میکند که باید حاوی تمام وقایعی باشد که موضوع شکایت و اعتراض را به خوبی روشن نموده، تدابیری را که لازم میداند توصیه نماید. این گزارش به وسیله مدیر کل دفتر برای هیأت مدیره و هر یک از دولتهای مزبور ارسال و متن آن منتشر خواهد شد. دولتهای مزبور موظف هستند ظرف سه ماه اعلام کنند که آیا توصیههای کمیسیون را میپذیرند یا خیر و در صورتی که آنها را نمیپذیرد آیا مایلاند که «اختلاف» به دیوان بین المللی دادگستری ارجاع شود یا نه؟ بدین ترتیب نظرهایی را دیوان اعلام خواهد کرد (عراقی و رنجبریان، 1391: 78).
براساس بند 3 ماده 23 اساسنامه دیوان بین المللی دادگستری این نهاد صلاحیت رسیدگی به موارد خاصی که به موجب منشور ملل متحد یا عهدنامهها و قراردادهای جاری پیش بینی شده را دارد. کشورهای غیر عضو نیز با قبول صلاحیت قضایی آن جهت ارائه شکایات خویش میتوانند مراجعه نماین(رسایینیا، 1379: 79).
1-3- تضمینات منع کار اجباری در قوانین ایران و اساسنامه سازمان بین المللی کار
در قوانین موضوعه جمهوری اسلامی ایران، تضمینات منع کار اجباری در ماده 172 قانون کار، ماده 3 قانون حمایت از کودکان و نوجوانان و ماده 4 قانون مبارزه با قاچاق انسان مقرر شده است. از طرف دیگر مواد 22 الی 34 اساسنامه سازمان بین المللی کار نیز برای تضمین منع کار اجباری در کشورهای عضو، مقرراتی را پیش بینی نموده است. هر چند در هر دو نظام حقوقی مذکور، تضمینات لازمه برای مقوله منع کار اجباری در نظر گرفته شده و به مرور زمان کارآتر گردیدهاند؛ اما تضمینات مقرر شده در حقوق موضوعه ایران ثمربخشتر از اساسنامه سازمان بین المللی کار هستند، چرا که حکومت با در دست داشتن عناصر لازمه برای کیفر رساندن متخلفین در وضعیت بهتری نسبت به نهادهای بین المللی قرار دارد. تضمیناتی که نهادهای بین المللی برای مقررات مصوب در جهت حمایت از آزادی کار و منع کار اجباری مقرر داشتهاند، با قوانین داخلی کشورها قابل مقایسه نیست. چراکه یک حکومت با در دست داشتن عناصر لازمه برای کیفر رساندن متخلفین در وضعیت بهتری نسبت به نهادهای بین المللی قرار دارد. این در حالی است که سازمانهای بین المللی از آن جهت که حقوق بینالملل نسبت به حقوق داخلی کشورها نوپاتر است، فاقد این عناصر میباشد. در کشورمان با توجه به این که برخی از مصادیق کار اجباری جرم انگاری شده و مجازاتهای درخور توجه و مناسبی برای متخلفین در نظر دیده شده است، یک اشکال به ماده 172 قانون کار وارد است و آن این که این ماده فقط افراد مشمول قانون کار را در برمیگیرد و در صورتی که کار اجباری به فردی غیر کارگر تحمیل شده باشد، قانون و ضمانت اجرای خاصی برای برخورد با متخلف وجود ندارد. البته با تصویب قانون حمایت از کودکان و همچنین قانون مبارزه با قاچاق انسان ضمانت اجراهای لازم برای مقابله با این جرائم پیشبینی شده است.
سازمانهای بین المللی با ضعف در ضمانت اجرا برای تصمیمات و مقررات روبرو هستند، سازمان بین المللی کار نیز از این قاعده مستثنی نبوده و ضمانت اجراهای شایسته و قاطع ندارد. معذالک از آن جا که کشورها به کسب وجهه در روابط بین المللی اهمیت خاصی میدهند و از این که نام آنها جزو ناقضان حقوق بین المللی باشد، برحذر میکنند، لذا همین امر موجب گردیده که توان خود را برای اجرای مقررات سازمان من جمله مقررات مربوط به منع کار اجباری را به کار گیرند. اما "لیست خاص" نمیتواند آن طور که باید و شاید ضمانت اجرای کافی برای کار اجباری باشد. شاید به دلیل ضعف در ضمانت اجرا در مصوبات سازمان بین المللی کار و اختیاری بودن اجرای بسیاری از مقررات آن است که هنوز برخی باور ندارند که حقوق کار از موضوعات اصلی حقوق بینالملل است. همچنین باید سازوکار قویتری به کار گرفته شود تا از نقض حقوق بنیادین جلوگیری نماید (هریسینژاد و همکاران، 1393: 56-65).
سیستم نظارتی اعلامیه 1998 باید از حالت تئوریک فعلی بیشتر جنبه عملی بیابد و بدین وسیله به طور کاملتری از حقوق جامعه کارگران حمایت شود. اما با این اوصاف باید متذکر شد که ضمانت اجرای منع کار اجباری گرچه آن چنان که میبایست موثر نبوده است لکن انکار آن نیز به دور از انصاف است. کمیسیون اجرای مقاولهنامهها و توصیهنامهها نیز بارها بر تأثیر سازوکار سازمان بین المللی کار برای اجرای مقاوله نامهها اشاره نموده است. اما به طور کلی در مقایسه بین تضمینات منع کار اجباری در قوانین ایران و اسناد بین المللی میتوان گفت: وجوه تشابه در این است که در هر دو نظام حقوقی ضمانت اجراهایی برای مقوله منع کار اجباری در نظر گرفته شده است. و به مرور زمان ضمانت اجراها در هر دو نظام موثرتر گردیدهاند. ولیکن ضمانت اجراهای پیشبینی شده در حقوق موضوعه ایران موثرتر و قاطعانهتر هستند و تضمینات پیشبینی شده در حقوق موضوعه ایران کیفری ولی در اساسنامه سازمان بینالمللی کار، اخلاقی و به عبارت بهتر سیاسی هستند. با توجه به این که امروزه برخی از حقوقدانان حقوق بنیادین کار را در زمره قواعد آمره تلقی مینمایند، لذا امید است همانگونه که به مرور زمان این حقوق به این مرتبه رسیدهاند در آینده نیز ضمانت اجرای آنها از تعهدات اخلاقی و سیاسی فراتر رفته و با گسترش این نگرش به حقوق بنیادین کار ضمانت اجراهای موثرتری منظور گردد (همان، 65).
2-3- راههای پیشگیری و کنترل قاچاق انسان و کار
الحاق به کنوانسیونهای بین المللی و منطقهای راجع به قاچاق در اغلب موارد پدیدهای فرا ملی است. از اموری که میتواند در مسیر مبارزه با قاچاق انسان موثر باشد، همکاری بین المللی و منطقهای در قالب همکاریهای دوجانبه و چندجانبه است. درباره همکاریهای دوجانبه، توافقنامهای که به طور خاص در حوزه قاچاق میان ایران و کشورهای دیگر امضا شده باشد، وجود ندارد .شاید تنها توافقنامهی استرداد که میان دولت ایران و برخی از کشورها منعقد شده است، در این زمینه قابل استناد باشد. در این توافقنامه فقط به لزوم استرداد مجرمان میان کشورهای طرف معاهده اشاره شده، بدون اینکه اشاره مستقیمی به بزهکاران قاچاق شده باشد.
راهکارهای پیشگیری و کنترل قاچاق انسان و کار به شرح ذیل میباشد:
- الف) اولویت دادن به پیشگیری از قاچاق انسان
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران پیشگیری از جرم را در اصل 156 به طور صریح و اصل 8 به طور غیرمستقیم شرح داده است و این موضوع نشانگر اهمیت و نقش اساسی پیشگیری از جرم به عنوان یکی از ابزارهای مهم کنترل جرایم است. قانون اساسی با نگرش به بند 5 اصل 156 وظیفه اصلی واکنش در برابر جرم را به قوه قضاییه محول کرده است. در مرحله اول باید از تمام ابزارهای ممکن در راه پیشگیری از قاچاق انسان استفاده شود. فعالیت آموزشی، فرهنگی، امنیتی و اقتصادی از جمله اقدامات صورت گرفته در این حوزه است. تصویب قوانینی برای تحقق این امور میتواند بسیار مفید و کارساز باشد. سرمایهگذاری در حوزه پیشگیری از وقوع قاچاق بسیار کم هزینهتر از حوزه مبارزه است (رجبیپور، 1387: 87).
- ب) افزایش آگاهیهای عمومی از طریق اقدامات فرهنگی آموزشی
ایران در مقایسه با کشورهای دیگر، کمتر به موضوع پیشگیری توجه میکند. هرچند شاید بتوان برنامههای هفتگی در حوزه پیشگیری از انحرافات اجتماعی مثل مواد مخدر را مشاهده کرد، ولی برنامههای صورت گرفته درباره قاچاق به مراتب کمتر و شاید به جرات بتوان گفت نادر است. شاید علت اصلی آن نیز نگاه امنیتی یا قبح اجتماعی قاچاق باشد. در حالی که باید برنامههای آموزشی در مورد چگونگی فعالیت باندهای قاچاق برای افرادی که آسیب پذیر هستند در نظر گرفته شود، کمترین نشانی از آن در مدارس و دانشگاهها مشاهده نمیشود. علاوه بر این ضروری است که خانوادهها نیز در مورد خطراتی که در این زمینه وجود دارد، آگاه شوند. آگاهی از قاچاق انسان تنها به اعلام کشف شبکههای قاچاق محدود میشود؛ از این رو ضروری است با پذیرش واقعیتهای جامعه و توجه به لزوم مبارزهی واقعی با قاچاق، نسبت به افزایش آگاهی مردم اقدام شود. این امر میتواند از طریق تهیهی جزوههایی در مورد خطرات قاچاق؛ عملکرد قاچاقچیان؛ مسیرهای اصلی قاچاق؛ و توزیع آنها در میان گروههای آسیب پذیر به ویژه دانش آموزان صورت پذیرد. نظیر این عمل را در بحث مبارزه با ایدز و مواد مخدر در مدارس مشاهده میکنیم. نصب پوسترها و تابلوهای تبلیغاتی و تیزرهای تلویزیونی در مورد قاچاق و خطرات آن نیز میتواند از دیگر اقدامات صورت گرفته در حوزهی پیشنهادی باشد (علیپور، 1389: 211).
- ج) تعیین ضمانت اجراهای غیرکیفری و کیفری تبعی و تکمیلی برای مرتکبان
مبارزه با قاچاق نیازمند وضع ضمانت اجراهای متناسب است. گاهی تعیین مجازاتهای اصلی به تنهایی کافی نبوده و فاقد بازدارندگی است. از این رو ضروری است در این موارد از مجازاتهای تبعی و تکمیلی نیز استفاده کرد. استفاده از این مجازاتها در هنگامی که خویشاوندان و والدین، خود اقدام به قاچاق کردهاند، دارای اهمیت بسیار است .
- د) تشدید مجازات در برخی اوضاع و احوال خاص نظیر بروز حوادث غیرمترقبه
در برخی از برهههای زمانی و به خاطر شرایط خاص، اشخاص به دلیل نداشتن شرایط نامناسب زندگی، نسبت به قاچاق آسیبپذیرترند. برای مثال پس از وقوع حوادث غیرمترقبه طبیعی مانند زلزله، اشخاص زلزلهزده شرایط خاصی پیدا میکنند که میتوانند دستاویزی برای قاچاقچیان و شکار سریع طعمههای خود باشند. باتوجه به وضع جغرافیایی ایران و وقوع زلزلههای متعدد و آسیبهای جانی و مالی، تشدید مجازات برای چنین وضعی بسیار ضروری است. نمونه پیش آمده را میتوان پس از زلزله بم مشاهده کرد که در آن مواردی از قاچاق کودکان (به ویژه دختران) پس از زلزله بم گزارش شده است و همین امر ضرورت تشدید مجازات در چنین مواردی را توجیه میکند (عباسی کلی، 1396: 43).
- ه) به رسمیت شناختن مسئولیت کیفری اشخاص حقوقی
یکی از اقداماتی که در زمینه مبارزه با قاچاق انسان از طریق قوانین کیفری میتواند صورت گیرد، پذیرش مسئولیت کیفری برای اشخاص حقوقی است. از آنجایی که قاچاق انسان در مواردی به وسیله اشخاص حقوقی (مانند در پوشش آژانسهای مسافرتی) و در ظاهری قانونی صورت میگیرد، پذیرش مسئولیت کیفری برای اشخاص حقوقی آژانسهای مسافرتی و در نظر گرفتن مجازاتهای خاص برای آنها نظیر بستن و تعطیلی موسسه و توقیف و ضبط و مصادره اموال حاصل از جرم در این زمینه، میتواند کارساز باشد .
- و) حمایت از بزهدیدگان در صورت بازگشت به کشور مبدا یا عدم بازگشت
نخستین مرحلهای که بعد از شناسایی بزهدیدگان قاچاق باید صورت گیرد، تلاش برای بازگرداندن آنان به آغوش خانواده و کشور متبوعشان است .در این راه باید از هرگونه اجبار خودداری شود. توجه به منافع بزهدیدگان هنگام بازگرداندن آنها به کشور بسیار ضروری است؛ به این معنا که ممکن است در برخی از موارد عدم بازگشت به وطن اصلی، مفیدتر از بازگشت آنها باشد؛ از این رو بیان شده است که باید توجه به عالیترین منافع بزهدیده، همانا وجه همت مقاماتی باشد که قصد بازگرداندن بزهدیده را دارند .در چنین شرایطی که عدم بازگشت بزهدیده بیشتر در جهت منافع اوست باید شرایطی فراهم شود که هم از سوءاستفاده بعدی جلوگیری شود و هم امکان و شرایط زندگی در کشور مقصد مهیا شود. یکی از این شیوهها صدور اجازه سکونت برای مدتی همراه با خدمات حمایتی به بزهدیده است (علیپور، پیشین، 208).
- ز) معافیت بزهدیدگان از مجازات
یکی از علل عدم بازگشت بزهدیدگان ترس از مجازات در صورت ورود به کشور است. در بسیاری از موارد بزهدیدگان به دلیل ترس از مجازات، اقامت در کشور مقصد هرچند با شرایط بسیار بد را ترجیح میدهند از این رو باید به بزهدیدگان اطمینان داد که در صورت بازگشت از هرگونه تعقیب جزایی مصون هستند. طبق مقررات کنونی، کسانی که به ایران قاچاق شدهاند ممکن است باعنوان ورود غیرقانونی مورد تعقیب قرار گیرند (همان، 213).
- ح) حمایت از بزهدیدگان در فرآیند رسیدگی
پس از بازگشت بزهدیدگان، حمایت از آنها در فرآیند کیفری در جهت شناسایی و مجازات قاچاقیچان بسیار ضروری است. در این فرآیند باید تمام اقدامات به صورتی انجام گیرد که منافع بزهدیده به نحو احسن رعایت شود. این امر میتواند از طریق توسل به برخی راهکارها محقق شود. تعیین نماینده قانونی و حقوقی برای بزهدیده، جلوگیری از افشای هویت بزهدیده، جلوگیری از افشای بزهدیدگان برای عموم و به ویژه برای قاچاقچیان. قربانیان قاچاق به دلیل لطمهای که به آنها وارد شده، اغلب خود نمیتوانند دعوی کیفری را به نحو احسن دنبال کنند. ترس از انتقام، عدم توانایی مالی برای اخذ وکیل و ناهمراهی خانواده در حمایت از بزهدیده در تعقیب مجرمان، همگی ضرورت انتخاب نماینده قانونی و حقوقی را برای بزهدیده توجیه میکنند (عباسی کلی، پیشین، 44).
نتیجهگیری
یکی از مهمترین حقوق کارگران که در نظام حقوقی داخلی و بین المللی مورد احترام قرار گرفته است، ممنوعیت کار اجباری و عدم اجبار افراد به انجام کاری بر خلاف میل ایشان میباشد. تضمین این حق علاوه بر اینکه در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران انجام گرفته است، سبب شده است تا یکی از مهمترین مقاولهنامههای سازمان بینالمللی کار نیز به این موضوع اختصاص یابد که در پی آن، کشور ایران نیز مقاولهنامه مذکور را وارد در هنجارهای حقوق کار داخلی نموده و قانون راجع به الحاق ایران به مقاوله نامه شماره 105 سازمان بین المللی کار در خصوص منع کار اجباری را تصویب نموده است .پس از اینکه سازمان بین المللی کار، یک مقاوله نامه در خصوص عدم کار اجباری توسط کارگران به تصویب رسانید، کشور ایران نیز به عنوان یکی از اعضای سازمان بین المللی کار، این مقاوله نامه را در نظام حقوقی خود به تصویب رسانیده که تحت عنوان " قانون اجازه الحاق دولت ایران به مقاوله نامه بین المللی شماره 105 در خصوص منع کار اجباری مصوب 7 دی ماه 1337 " تلقی میگردد .
در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به موجب اصول مختلفی بر آزادی شغل افراد تاکید شده است و انجام دادن کار توسط آنها با میل و رغبت تضمین گردیده که از جمله آنها میتوان به اصل بیست و هشتم قانون اساسی و اصل چهل و سوم قانون اساسی اشاره نمود. علاوه بر این، ممنوعیت کار اجباری در قانون کار جمهوری اسلامی ایران به عنوان قانون مادر در زمینه مسائل و روابط میان کارگران و کارفرمایان مورد تاکید قرار گرفته است. علاوه بر اینکه در قانون کار جمهوری اسلامی ایران، واداشتن دیگران به انجام دادن کار به صورت اجباری و بدون میل و رغبت خود فرد، برای اشخاصی که دیگران را به کار اجباری میگمارند ممنوع است ، برای این امر مجازاتهایی نیز در نظر گرفته شده است.
بر اساس ماده 172 قانون کار، شخصی که دیگری را به انجام دادن کار به صورت اجباری وادار میکند، علاوه بر اینکه موظف به پرداخت اجرت المثل یا دستمزد کار انجام شده توسط کارگر است، با توجه به شرایط و امکانات و مراتب جرم، به مجازات حبس از 91 روز تا یک سال و یا جریمه نقدی معادل 200 برابر حداقل مزد روزانه کارگران محکوم خواهد شد. لازم به ذکر است که هر گاه چند نفر به اتفاق یکدیگر یا از طریق یک موسسه، شخصی را به کار اجباری بگمارند، هر یک از متخلفان به مجازاتهای ذکر شده محکوم میشوند و مشترکا مسئول پرداخت اجرت المثل کارگر خواهند بود؛ مگر آن که مسبب اقوی از مباشر باشد، که در این صورت مسبب شخصا مسئول است. همچنین، در صورتی هم که چند نفر به طور جمعی به کار اجباری گمارده شوند، متخلف یا متخلفینی که آنها را به کار اجباری وادار کردهاند، علاوه بر پرداخت اجرت المثل کارگران، با توجه به شرایط و مراتب جرم به حداکثر مجازات مذکور در این ماده برای کار اجباری کارگران محکوم خواهند شد. امید است که با اصلاح قوانین و یا تدوین قوانین جدید؛ چه در سطح داخلی و چه در سطح بین المللی، حقوق همه افراد بشر خصوصا افراد آسیبپذیر بیشتر رعایت شود و هیچ ظلمی بیکیفر باقی نماند.