نوع مقاله : مقاله پژوهشی
تازه های تحقیق
-یوسفی، احمدعلی، ربا و تورم، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، 1381
موضوعات
عنوان مقاله English
نویسندگان English
Compensation for delay in payment is one of the issues that have been raised in the field of jurisprudence and law and in terms of the emergence of many changes, has taken positions from the jurisprudential and legal authorities. On the one hand, it is very difficult to maintain economic order in the current world, regardless of the penalty for delay, and on the other hand, the suspicion that the legal institution is illegal and the need to comply with the rules of law according to the fourth principle of the Constitution of the Islamic Republic Iran demands more and more exploration around this issue. After the revolution, the jurists of the Guardian Council, according to the fourth principle of the constitution, declared that their duty to implement the laws in accordance with Anwar Sharia was illegal and haram, but later due to increasing liquidity and rising inflation. The Guardian Council was forced to reconsider and accept the compensation for the delay, but doubts remained. To seek a solution in the Shari'a, and by determining the damages on the delay of payment, to establish a lever for the fulfillment of the obligation on time.
کلیدواژهها English
در معاملاتی که با وجه نقد انجام می گیرد، ممکن است منشأ این معاملات قرض یا عقود دیگر مثل بیع، اجاره و نظیر اینها باشد که گیرنده کالا و خدمات را به پرداخت وجه نقد متعهد می سازد به طوری که اگر کسی تعهد خود را در موعد مقرر انجام ندهد و در نتیجة این تأخیر متعهدله متضرر شود، متعهد باید خسارت ناشی از تأخیر را جبران کند که اگر تعهد مذکور وجه رایج باشد، آن را اصطلاحا "خسارت تأخیر تأدیه" میگویند. در زبان حقوقدانان ، واژه خسارت تأخیر تأدیه در مواردی به کار می رود که موضوع تعهد پرداخت وجه نقد رایج کشور باشد و اگر موضوع تعهد، تحویل کالا و خدمات یا پرداخت وجه نقد رایج کشورمثل ارزهای بیگانه باشد، عنوان "خسارت ناشی از عدم انجام تعهد یا تأخیر در انجام تعهد"، را به کار می برند . بنابراین منظور از خسارت تأخیر تأدیه در این نوشته، موردی است که مربوط به پرداخت وجه نقد رایج باشد. و وجه نقد عبارت از پولى است که در کشور رواج قانونى دارد، خواه مسکوک باشد یا اسکناس، آنچه رواج ندارد مانند پول طلاى پهلوى و اشرفى و پنج هزارى یا پولهاى نقره که از جریان خارج شده وجه نقد محسوب نمی شود، همچنین ارز خارجى خواه کاغذ باشد مانند پوند، دلار و فرانک و خواه مسکوک مانند لیره و روبل طلا، وجه نقد نیست و در رده ی جو، گندم، آهن و امثال آن، شناخته می شود (امامی:248،1372 ) خسارت تأخیر تأدیه ، خسارتی است که از بابت دیر پرداخت وجه نقد از طرف مدیون باید به دائن داده شود. خسارت تأخیر تأدیه از مصادیق "ربح پول" است که در اصطلاح عامیانه آن نزول گفته می شود، خسارت دیرکرد هم به آن گفته می شود (جعفری لنگرودی: 1362 ،260) خسارت تأخیر تأدیه در لغت به معنی خسارتی است که از عدم انجام تعهد یاادای دین در موعد مقرر ناشی می شود. به عبارت دیگر ضرری است که از انجام تعلل در ادای دین ایجاد شده، به طوری که اگر در زمان معین ایفا می شد، هرگز، چنین ضرری به وجود نمی آمد (درویشی: 1378 ،72).
از جمله موضوعات فقهی حقوقی که بعد از انقلاب دستخوش تغییر عمده ای شد، مسأله خسارت تأخیر تأدیه است و محل آن جایی است که موضوع تعهد وجه نقد رایج باشد و متعهد، تعهد خود را در موعد مقرر انجام ندهد و متعهدله متضرر گردد(صرف تأخیر برای ورود خسارت کافی است)، زیرا با توجه به رشد تـورم که کاهش ارزش نقدینگی را دربرداشته و تلازم خاصی بین آنها حاکم است، قدرت خرید کاهش پیدا می کند. تأخیر متعهد در انجام تعهد، خسارت جدی و بعضاً جبران ناپذیری را بر متعهدله وارد می سازد تا جائی که اگر نقدینه خود را با تأخیر طولانی دریافت دارد هرگز این نقدینه قدرت خرید زمان تعهد را نخواهـد داشـت . نویسـندگان حقـوقی کـه در قلمرو خسارت تأخیر تأدیه مطالبی نگاشته اند، تحت تأثیر این تفکر نوشته های خود را بیشتر بـه پیشینه، ماهیت و مشروعیتِ مطالبه خسارت تأخیر تأدیه معطوف کرده اند.امروزه بدون در نظر گرفتن جریمه تأخیر ،برقراری نظم در جامعه بسیار دشوار است از طرفی شبهه خلاف شرع بودن این نهاد حقوقی همچنان محل اختلاف فقها نیز هست. جبران خسارت یا خسارت تأخیر تأدیه وجهه حقوقی و فقهی دارد ولی اگر همین تأخیر در ادای دین و جبران خسارت جدای از حکم مشروعیت یا عدم مشروعیت که محل اختلاف فقها و حقوقدانان است به صورت امر و نهی قانونگذار در امور کیفری قرار گیرد می تواند به عنوان جرم مد نظر قرار گیرد و مرتکب به عنوان مجرم شناخته شده علاوه بر جبران خسارت از باب مسئولیت مدنی مجبور به تحمل کیفر شود. از آن جایی که حقوق کیفری جدای از وجهه شرعی آن نوعی قرارداد اجتماعی است که روابط افراد جامعه را با وضع ضمانت اجراهای کیفری سامان دهی می کند در حقوق ایران بعـد از انقـلاب اسلامی در مورد مسأله خسارت تأخیر تأدیه، شاهد موضع گیری هایی از سوی مراجع فقهی و قـانونی بـوده ایم که در این مقاله تلاش شده است خسارت تأخیر تأدیه در فقه امامیه و قانون ایران به روش تحلیلی توصیفی وبا ابزار کتابخانه ای مورد مطالعه تطبیقی قرار گیرد و با توجه به خلاف شـرع بـودن ربـا ، راهکاری رادر شرع پیدا کرد تا با تعیین خسارت بر تأخیر تأدیه، اهرمی بـرای انجـام تعهـد در موعـد مقـرر گردد .خسارت تأخیر تأدیه پول یا وجه نقد هرچند عنوان خسارت را به همراه دارد، به دلیـل اهمیـت در اقتصاد، به نظم عمومی وابسته است و ازهمین رو از تمامی قواعـد عمـومی خسـارات پیـروی نمی کند و تابع شرایط و احکام ویژه است. در کشورهایی که نظام حقوقی آنها مبتنی بـر نظـام حقوقی اسلام است، به دلیل شباهتی که میان خسارت تأخیر تأدیه و ربا وجود دارد، مطالبه این نوع از خسارت با حساسیت ها و محدودیت ها ی خاصی روبرو است .در خصوص پیشینه این تحقیق باید گفت چند مقاله در سالهای گوناگون نگارش گردیده واستدلال خود را برمبنای قوانین زمان خود بیان نموده اند از جمله مقاله علی انصاری،با عنوان "دریافت خسارت تاخیر تأدیه در قراردادهای بانکی با تکیه بر وضعیت بدهکار"که در فصلنامه اقتصاداسلامی در سال90چاپ گردیده ومقاله محمد موسوی بجنوردی باعنوان "مشروعیت خسارت تاخیر تأدیه" که در سال82درپژوهشنامه متین چاپ شده است وکتاب هایی مثل کتاب احمد علی یوسفی با عنوان ربا و تورم که چاپ شده در سال 81 می باشدو کتاب میثم موسایی با عنوان تبیین مفهوم و موضوع ربا از دیدگاه فقهی که درسال76چاپ شده است می توان نام برد .نگارندگان در این مقاله در پی پاسخگویی به این سوالات هستندکه آیا تأخیر تأدیه با در نظر گرفتن حقوق کیفری ایران وجهه کیفری دارد و جرم است؟ آیا می توان با در نظر گرفتن کیفر نوعی توجیه فقهی را با در نظر گرفتن استدلال فقهای امامیه در خصوص تأخیر تأدیه در نظر گرفت؟ و جایگاه خسارت تأخیر در حقوق کیفری ایران با توجه به استدلال های فقهای امامیه کجاست؟
1-خسارت تأخیر تأدیه در قوانین وسیر تحول آن
در بارهى این موضوع، در قوانینِ قبل و بعد از انقلاب اسلامى، به گونههاى مختلف موضعگیرى شده است؛ لذا به منظور مطالعهى سیر تحول آن، بحث را در دو قسمت خلاصه مىکنیم:
1ـ1) خسارت تأخیر تأدیه پیش از انقلاب اسلامى
مادهى 228 قانون مدنى مىگوید:در صورتى که موضوع تعهد تأدیهى وجه نقدى باشد، حاکم مىتواند با رعایت مادهى 221، مدیون را به جبران خسارتِ حاصل از تأخیر تأدیهى دین محکوم نماید.
در این مادهى قانونى، خسارت تأخیر تأدیه پذیرفته شده، ولى صدور حکم بر اساس آن منوط به رعایت مادهى 221 قانون مدنى است. قانون آیین دادرسىِ مدنى مصوب 1318 درماده712خسارت تأخیر تأدیه پذیرفته شده بود، ولى در مادهى 713 خسارت از خسارت را غیر قابل مطالبه اعلام مىکرد.مادهى 712 اعم از خسارت تأخیر تأدیهى وجه نقد بود و تأخیر در اداى دیونِ دیگر را نیز شامل مىگشت، ضمن آنکه میزان دقیق خسارتِ قابل مطالبه را تعیین نمىکرد؛ لذا قانونگذار مزبور، مادهى 719 آن قانون را به خسارت تأخیر تأدیه اختصاص داد و رقم مشخصى را براى آن در نظر گرفت. ملاحظه مىشود که این ماده، به عقد قرض اختصاصى ندارد و هر گونه دِینى را که موضوع آن وجه نقد است شامل مىگردد. در مادهى 34 قانون ثبت، مصوب 26 اسفند 1310 سخن از «خسارت دیرکرد» به میان آمده بود و قسمتى از مادهى یاد شده چنین مقرر مىداشت:دفترخانه، بنا به تقاضاى بستانکار، اجراییه براى وصول طلب و اجور و خسارت دیرکرد صادر خواهد کرد.در مادهى 36 آن قانون هم خسارت تأخیر تأدیه به میزان دوازده درصد قابل مطالبه اعلام شده که به وسیلهى ادارهى ثبت، مأخوذ و تماماً به طلبکار داده مىشد.همچنین مادهى 11 قانون صدور چک، مصوب 1355، و مادهى 304 قانون تجارت، خسارت تأخیرتأدیه را نسبت به اسناد تجارى مقرر مىداشت.(وحدتی شبیری:42،1382)
2ـ1) خسارت تأخیر تأدیه پس از انقلاب اسلامى
نظام حقوقی بعد از انقلاب اسلامی در خصوص خسارت تأخیر تأدیه به دو مرحله تقسیم می شودمرحله اول تا سال 1376است که فقهای شورای نگهبان تأخیر تأدیه را غیرشرعی و در نتیجه غیرقانونی می دانستند. در سال 1361شورای نگهبان در پاسخ به استعلام رییس کل بانک مرکزی دریافت خسارت تأخیر تأدیه به میزان 12 درصد مانده ی بدهی به وسیله بانکها را تجویز نمود.(جزایری وهمکاران:65،1398) . بعد از انقلاب اسلامی، راجع به این موضوع که خسارت تأخیر تأدیه قابل مطالبه است یا خیر، اختلاف نظر پیش آمد ودر نهایت شورای نگهبان طی نظریه ای در سال 1362این امر را خلاف شرع اعلام کرد و به این ترتیب در عمل دادگاهها از صدور حکم به تأخیر تأدیه ممنوع شدند. فقهای شورای نگهبان در مورد خسارت تأخیر تأدیه، چند بار اظهارنظر کرده اند و حتی در یکی از این نظریات در سال 1364 اعلام کردند که مطالبه مازاد بر بدهی بدهکار به عنوان خسارت تأخیر تأدیه چنانچه حضرت امام ره نیزبه صراحت به این عبارت آنچه به حساب دیرکرد تأدیه بدهی گرفته می شود ربا و حرام است اعلام کرده اند، جایز نیست و احکام صادره بر این مبنا شرعی نیست. بنابراین مواد 719 تا 723 قانون آیین دادرسی مدنی و سایر موادی که به طور متفرق احتمالا در قوانین در این باره موجود باشد، خلاف شرع انور است و قابل اجرا نیست؛ بنابراین در یک مقطع زمانی بعد از انقلاب خسارت تأخیر تأدیه غیرشرعی اعلام شد. با وجود این باز هم بعضی مراکز اداری و بانکی به دنبال یافتن راهی برای امکان دریافت وجوهی اضافه براصل دین از بدهکار متخلف بودند. اصرار ادارات ثبت بر اجرای این نظریه شورای نگهبان را به اظهارنظر دیگری در سال 1364 واداشت. شورا در این سال، چنین نظر داد که به لحاظ این که بعضی مقامات ثبتی هنوز هم در موضوع اخذ خسارت تأخیر تأدیه تردید دارند، لذا اعلام می شود "آن قسمت از ماده 34قانون ثبت و تبصره 4 و 5 آن و ماده 36 و 37 آیین نامه اجرایی ثبت که اخذ مازاد بر بدهی بدهکار را به عنوان خسارت تأخیر تأدیه مجاز شمرده است، خلاف موازین شرع و باطل اعلام می شود. اما شورا در پایان این نظریه مطلبی بیان کرد که می توان آن را فتح بابی در این موضوع دانست، اعلام کرد: لازم به تذکر است که تأخیر ادای دین حال پس از مطالبه طلبکار برای شخص متمکن شرعاجرم و قابل تعزیر است( نظریه شماره 3378 مورخ 14/10/67) از آنجا که نظریه ی مذکور موجب سوء استفاده بدهکاران می شد و آنان را به تأخیر در پرداخت دین یا فرار از دین تشویق می کرد؛ به ویژه با توجه به تورم شدید و تنزل فاحش ارزش پول ملی، مبلغی که بستانکار بعد از مدتها پیگیری از طریق مراجع قضایی یا ثبتی به دست می آورد، ارزش اقتصادی و قدرت خرید آن به مراتب کمتر از مبلغ دین در زمان سررسید بود. از این رو تدابیری جهت حل مشکل و رفع بی عدالتی اندیشیده شد (صفایی: 1386 ، 226).
مرحله دوم بعد از مصوبه مجمع تشخیص مصلحت نظام است که رویکرد حقوقی به سمت پذیرش خسارت تأخیر تأدیه و در نهایت با تصویب قانون آیین دادرسی مدنی به تثبیت این رویکرد با اندکی تغییر در مبنا و شرایط مطالبه، ختم شد. به این صورت که در سال 1368نیز مجمع تشخیص مصلحت نظام در قانون نحوه ی وصول مطالبات بانکها، اخذ خسارت تأخیر تأدیه را برای بانکها جایز اعلام و کلیه ی محاکم دادگستری و دوایر اجرایی ثبت را مکلف به وصول مطالبات بانکها اعم از اصل و فرع کرد )ماده 6 قانون نحوه وصول مطالبات بانک ها). در سال 1372مجلس شورای اسلامی قانون اصلاح موادی از قانون صدور چک مصوب 1355را تصویب کرد. ولی با این که در ماده 12 قانون صدور چک به اخذ خسارت تأخیر تأدیه اشاره شده بود، قانون جدید آن را تغییر نداد. به همین جهت رییس کل دادگستری تهران از مقام معظم رهبری استفتاء کرد که: آیا گرفتن خسارت تأخیر تأدیه طبق قانون فوق مشروعیت دارد یا از مصادیق ربا می باشد؟ ایشان در پاسخ اعلام داشتند که: "اگر ثابت شود که خسارت، ناشی از بدهی مستند به تأخیر تأدیه است در ضمان بدهکار است و حکم ربا ندارد". در سال 1375 مجلس شورای اسلامی، به موجب قانون الحاق یک تبصره به ماده 2 قانون اصلاح موادی از قانون صدور چک، دارنده ی چک را مستحق دریافت "کلیه ی خسارات و هزینه های وارد شده... شناخت. قانون مذکور به دلیل عدم تأیید شورای نگهبان، به مجمع تشخیص مصلحت نظام ارجاع شد و مجمع آن را در تاریخ 10/3/76 به تصویب رساند. در یک نظریه تفسیری، مجمع یاد شده در مورخ 21/9/77 چنین مقرّر داشت: منظور از عبارت"کلیه خسارات و هزینه های وارد شده..." مذکور در تبصره الحاقی به مادّه 2 قانون اصلاح موادی از قانون صدور چک مصوّب 10/3/76 مجمع تشخیص مصحلت نظام، خسارات تأخیر تأدیه بر مبنای نرخ تورّم از تاریخ چک تا زمان وصول آن که توسط بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران اعلام شد، و هزینه دادرسی و حقّ الوکاله بر اساس تعرفه های قانونی است. روشن است که در این مقرّره، سخنی از شرط ضمن عقد به میان نیامده و از طرف دیگر، تورّم و کاهش ارزش پول مفروض گرفته شده است؛ بنابراین، تسرّی حکم مذکور در مصوّبه مجمع به غیر از چک از اسناد تجاری و غیرتجاری، فاقد وجاهت قانونی است؛ چنانکه اگر به فرض، نرخ تورّم، صفر باشد، مطالبه وجهی به صورت خسارت تأخیر تأدیه، امکانپذیر نخواهد بود؛ از این مقطع مرحله ی دوم آغاز شد. گر چه مبنای محاسبه خسارت نرخ تورمی بود که از جانب بانک مرکزی اعلام شد. به تعبیری نظام حقوقی ما بعد از انقلاب تکامل پیدا کرد که اولا اگر خسارت تأخیر تأدیه مبتنی بر قرارداد باشد و ثانیا به نوعی به معنای جبران کاهش ارزش پول باشد و این مطلب با نظام قبل از انقلاب که می گفت باید 12 درصد خسارت تأخیر تأدیه منظور شود، تغییر ماهیتی داشت. درحقیقت آن خسارت بر مبنای نرخ تورم نبود بلکه یک مبلغ اسمی نسبت به اصل دین به عنوان خسارت دریافت می شد که این موضوع هم اینک ربا تلقی می شود. به هر تقدیر، در سال 1378 اداره حقوقی قوه قضاییه طی نظریه ای اعلام کرد که مطالبه خسارت تأخیر تأدیه مستند به قرارداد، قانونی و شرعی است. ملاحظه می شود که مجمع تشخیص مصلحت نظام خسارت تأخیر تأدیه را بر اساس نرخ تورم در مورد چک پذیرفته است و چون در دین مستند به چک خصوصیتی نبود، این قاعده به دیون دیگر نیز قابل تعمیم بود (صفایی: 1386، 226-228)