فصلنامه علمی فقه و حقوق نوین

فصلنامه علمی فقه و حقوق نوین

جایگاه دلار در نظم حقوقی پولی بین‌المللی تحلیلی بر ابعاد حقوق بین‌الملل، حاکمیت پولی، تحریم‌های اقتصادی و تحول نظام مالی جهانی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 دانشگاه پیام نور استان تهران ، ایران
2 پژوهشگر دکتری حقوق عمومی ، قاضی دادگستری و مدرس دانشگاه
3 استادیار حقوق بین الملل دانشگاه جیهان، سلیمانیه ، کردستان ،عراق
10.22034/jml.2026.2104771.1775
چکیده
چکیده:

دلار آمریکا طی هشت دهه گذشته، جایگاهی فراتر از یک پول ملی یافته و به مهم‌ترین ارز ذخیره، مبادله و تسویه در نظام اقتصادی بین‌المللی تبدیل شده است. این جایگاه، علاوه بر آثار اقتصادی، پیامدهای گسترده‌ای در حوزه حقوق بین‌الملل، حاکمیت دولت‌ها، روابط بین‌الملل، تجارت جهانی، مسئولیت بین‌المللی، تحریم‌های اقتصادی و امنیت بین‌المللی به همراه داشته است. امروزه بخش عمده‌ای از تجارت جهانی، ذخایر ارزی بانک‌های مرکزی، بازارهای مالی و مبادلات بین‌المللی بر پایه دلار انجام می‌شود و همین امر موجب شده است که این ارز به یکی از مؤلفه‌های اصلی ساختار نظم حقوقی و اقتصادی جهانی تبدیل شود.

این پژوهش با رویکردی توصیفی ـ تحلیلی و با بهره‌گیری از منابع کتابخانه‌ای، اسناد بین‌المللی، معاهدات، رویه قضایی، گزارش‌های سازمان‌های بین‌المللی و نظریات حقوقی، جایگاه دلار را از منظر حقوق بین‌الملل عمومی، حقوق بین‌الملل اقتصادی و حقوق سازمان‌های بین‌المللی بررسی می‌کند. مقاله ضمن تحلیل مبانی حقوقی نظام پولی بین‌المللی، نقش نهادهایی مانند صندوق بین‌المللی پول، بانک جهانی و سازمان تجارت جهانی را در تثبیت یا تحول این نظام مطالعه کرده و آثار حقوقی استفاده از دلار در اعمال تحریم‌های اقتصادی، صلاحیت فراسرزمینی، حاکمیت پولی دولت‌ها، عدالت اقتصادی و حق توسعه را مورد ارزیابی قرار می‌دهد.

همچنین روندهای نوظهور همچون دلارزدایی، گسترش استفاده از ارزهای ملی، توسعه ارزهای دیجیتال بانک‌های مرکزی، افزایش نقش اقتصادهای نوظهور و تحول ساختار نظم مالی جهانی از منظر حقوق بین‌الملل تحلیل می‌شود. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که استمرار نقش مسلط دلار، اگرچه در افزایش ثبات نسبی نظام مالی بین‌المللی مؤثر بوده است، اما هم‌زمان چالش‌های مهمی در زمینه برابری حاکمیتی دولت‌ها، استقلال اقتصادی، مشروعیت تحریم‌های یک‌جانبه و عدالت پولی جهانی ایجاد کرده است. از این‌رو، آینده حقوق بین‌الملل پولی نیازمند اصلاحات نهادی، تقویت چندجانبه‌گرایی و بازنگری در قواعد حاکم بر نظام پولی جهانی است.
کلیدواژه‌ها
موضوعات

عنوان مقاله English

‏The Legal Status of the U.S. Dollar in the International Monetary Order ‏An Analysis of International Law, Monetary Sovereignty, Economic Sanctions, and the Transformation of the Global Financial System

نویسندگان English

Seyed Kayhan Asadi 1
Fatemeh Emami 2
Ibad Ruhi 3
1 Payame Noor University (PNU), Tehran Province, Iran
2 PhD Researcher in Public Law, Judge, and University Lecturer
3 Assistant Professor of International Law, Cihan University, Sulaymaniyah, Kurdistan Region, Iraq
چکیده English

‏Abstract

‏For more than eight decades, the United States dollar has evolved beyond its role as a national currency to become the dominant reserve, settlement, and transaction currency within the international monetary system. This privileged position has generated significant legal consequences extending beyond economics into international law, state sovereignty, global governance, international trade, economic sanctions, and international security.

‏This study adopts a descriptive-analytical methodology based on international legal instruments, treaties, judicial decisions, institutional reports, and contemporary legal scholarship to examine the legal status of the U.S. dollar within international law. The article analyzes the legal foundations of the international monetary system, the institutional roles of the International Monetary Fund, the World Bank, and the World Trade Organization, and evaluates the legal implications of dollar dominance for monetary sovereignty, extraterritorial jurisdiction, economic sanctions, sustainable development, and international responsibility.

‏Furthermore, the research explores emerging developments including de-dollarization, the increasing use of national currencies, central bank digital currencies (CBDCs), the rise of emerging economies, and the transformation of the international financial order.

‏The study concludes that although the dollar has contributed to relative stability in the global financial architecture, its dominant position simultaneously raises serious legal challenges concerning sovereign equality, economic independence, the legitimacy of unilateral sanctions, and international monetary justice. Accordingly, the future development of international monetary law requires institutional reforms, strengthened multilateralism, and a more equitable international monetary framework.

کلیدواژه‌ها English

&‌rlm
International Law
International Economic Law
United States Dollar
International Monetary System
Monetary Sovereignty
Economic Sanctions
International Monetary Fund
World Bank
Global Financial Order
Monetary Justice

یکی از بزرگ‌ترین دغدغه‌های تاریخ بشر، دستیابی به صلح بوده است.
از نخستین جوامع انسانی تا عصر جهانی‌شدن، جنگ، خشونت و منازعات مسلحانه همواره از مهم‌ترین تهدیدهای حیات انسانی به شمار آمده‌اند. تاریخ تمدن بشری در کنار دستاوردهای علمی و فرهنگی، سرشار از جنگ‌هایی است که میلیون‌ها انسان را قربانی کرده و آثار ویرانگر اقتصادی، اجتماعی و انسانی برجای گذاشته‌اند.
دو جنگ جهانی در قرن بیستم نقطه عطفی در تحول اندیشه حقوق بین‌الملل محسوب می‌شوند. ابعاد بی‌سابقه خشونت، کشتار گسترده غیرنظامیان و تهدید موجودیت بشریت موجب شد جامعه جهانی به این نتیجه برسد که حفظ صلح نباید صرفاً یک هدف سیاسی باشد، بلکه باید به عنوان یک اصل بنیادین حقوقی مورد حمایت قرار گیرد.
تشکیل United Nations در سال ۱۹۴۵ تجلی همین تحول فکری بود. منشور سازمان ملل متحد با این عبارت آغاز می‌شود که ملت‌های متحد مصمم هستند نسل‌های آینده را از بلای جنگ مصون نگاه دارند. این جمله به خوبی نشان می‌دهد که فلسفه وجودی سازمان ملل، حفظ صلح و امنیت بین‌المللی است.
با گذشت زمان، مفهوم صلح از یک وضعیت صرفاً منفی (نبود جنگ) به یک مفهوم مثبت و چندبعدی تبدیل شد. امروزه صلح نه تنها به معنای فقدان مخاصمه مسلحانه، بلکه به معنای تحقق عدالت، توسعه، احترام به حقوق بشر، برابری، امنیت انسانی و کرامت ذاتی انسان‌ها تلقی می‌شود.
در چنین بستری، اندیشه «حق بر صلح» شکل گرفت. این اندیشه بر این فرض استوار است که صلح تنها یک هدف سیاسی دولت‌ها نیست، بلکه حقی است که همه انسان‌ها و ملت‌ها از آن برخوردارند و جامعه بین‌المللی موظف به حمایت از آن است.
 
بیان مسئله:
امروزه صلح به عنوان یکی از اساسی‌ترین نیازهای بشریت و یکی از مهم‌ترین پیش‌شرط‌های تحقق حقوق بشر شناخته می‌شود. با وجود پیشرفت‌های گسترده در عرصه حقوق بین‌الملل و تأسیس نهادهای متعدد بین‌المللی، جهان همچنان شاهد جنگ‌های بین‌المللی، مخاصمات داخلی، تروریسم، خشونت‌های سازمان‌یافته، نقض گسترده حقوق بشر و بحران‌های انسانی است.
در چنین شرایطی، مفهوم «حق بر صلح» به عنوان یکی از حقوق نوظهور نسل سوم حقوق بشر مطرح شده است. با این حال، هنوز درباره ماهیت حقوقی این حق، قلمرو آن، ضمانت اجراهای موجود، تعهدات دولت‌ها و سازمان‌های بین‌المللی و رابطه آن با سایر حقوق بشر اختلاف‌نظرهای فراوانی وجود دارد.
پرسش اصلی این است که آیا حق بر صلح را می‌توان به عنوان یک حق مستقل بشری شناسایی کرد و چه جایگاهی در نظام حقوق بین‌الملل معاصر دارد؟
همچنین این مسئله مطرح است که چه موانع و چالش‌هایی بر سر راه تحقق عملی این حق وجود دارد و جامعه جهانی چگونه می‌تواند آن را به یک حق الزام‌آور و قابل اجرا تبدیل کند؟
 
اهمیت و ضرورت پژوهش:
اهمیت این پژوهش از چند جهت قابل بررسی است:
نخست آنکه در عصر حاضر، تهدیدهای جدیدی نظیر جنگ‌های ترکیبی، تروریسم فراملی، حملات سایبری، بحران‌های اقلیمی و مهاجرت‌های اجباری مفهوم سنتی صلح را دگرگون کرده‌اند.
دوم آنکه تحقق بسیاری از حقوق بنیادین بشر از جمله حق حیات، حق توسعه، حق آموزش و حق سلامت بدون وجود صلح امکان‌پذیر نیست.
سوم آنکه ادبیات حقوقی مربوط به حق بر صلح در ایران هنوز محدود است و پژوهش حاضر می‌تواند به غنای ادبیات علمی فارسی در این حوزه کمک کند.
چهارم آنکه بررسی حق بر صلح می‌تواند در سیاست‌گذاری‌های ملی و بین‌المللی مرتبط با امنیت انسانی، توسعه پایدار و حقوق بشر مورد استفاده قرار گیرد.
 
اهداف پژوهش:
هدف اصلی:
تبیین جایگاه حق بر صلح در نظام حقوق بین‌الملل و حقوق بشر معاصر.
اهداف فرعی:
 • بررسی مبانی نظری و فلسفی حق بر صلح.
 • تحلیل اسناد بین‌المللی مرتبط با حق بر صلح.
 • بررسی جایگاه حق بر صلح در حقوق بشر معاصر.
 • مطالعه نقش سازمان‌های بین‌المللی در تحقق حق بر صلح.
 • تحلیل مسئولیت دولت‌ها در حمایت از صلح.
 • بررسی چالش‌ها و موانع تحقق حق بر صلح.
 • ارائه راهکارهای حقوقی و اجرایی برای نهادینه‌سازی حق بر صلح.
 
پرسش‌های پژوهش:
پرسش اصلی:
حق بر صلح چه جایگاهی در نظام حقوق بین‌الملل و حقوق بشر معاصر دارد؟
 
پرسش‌های فرعی:
۱. مبانی نظری و فلسفی حق بر صلح چیست؟
۲. مهم‌ترین اسناد بین‌المللی مرتبط با حق بر صلح کدام‌اند؟
۳. سازمان ملل متحد چه نقشی در توسعه حق بر صلح ایفا کرده است؟
۴. رابطه میان حق بر صلح و سایر حقوق بشر چگونه تبیین می‌شود؟
۵. مهم‌ترین موانع تحقق عملی حق بر صلح چیست؟
۶. چه راهکارهایی برای نهادینه‌سازی حق بر صلح وجود دارد؟
 
فرضیه‌های پژوهش:
فرضیه اصلی:
حق بر صلح به عنوان یکی از حقوق نوظهور نسل سوم حقوق بشر، دارای مبانی حقوقی و هنجاری قابل توجهی در نظام حقوق بین‌الملل معاصر است و در مسیر تبدیل شدن به یک حق مستقل و الزام‌آور بین‌المللی قرار دارد.
 
فرضیه‌های فرعی:
۱. منشور ملل متحد، اعلامیه جهانی حقوق بشر و اعلامیه حق بر صلح ۲۰۱۶ مهم‌ترین مبانی حقوقی شناسایی حق بر صلح را تشکیل می‌دهند.
۲. تحقق کامل حقوق بشر بدون تضمین صلح پایدار امکان‌پذیر نیست.
۳. سازمان ملل متحد مهم‌ترین نهاد بین‌المللی توسعه‌دهنده مفهوم حق بر صلح محسوب می‌شود.
۴. ضعف ضمانت اجراهای حقوق بین‌الملل یکی از مهم‌ترین موانع تحقق حق بر صلح است.
۵. توسعه عدالت اجتماعی، آموزش حقوق بشر و گسترش فرهنگ گفت‌وگو می‌تواند به تحقق حق بر صلح کمک کند.
روش تحقیق:
این پژوهش از نظر هدف، کاربردی ـ توسعه‌ای و از نظر ماهیت، توصیفی ـ تحلیلی است.
روش گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه‌ای و اسنادی بوده و داده‌های پژوهش از طریق:
 • کتاب‌های تخصصی حقوق بین‌الملل؛
 • مقالات علمی؛
 • اسناد سازمان ملل متحد؛
 • معاهدات بین‌المللی؛
 • آرای دیوان بین‌المللی دادگستری؛
 • و گزارش‌های سازمان‌های بین‌المللی جمع‌آوری شده است.
در تحلیل داده‌ها از روش استدلال حقوقی، تحلیل اسنادی، مطالعه تطبیقی و بررسی رویه بین‌المللی استفاده شده است.
 
پیشینه پژوهش:
مطالعات متعددی درباره صلح، امنیت بین‌المللی و حقوق بشر انجام شده است؛ با این حال پژوهش‌های مستقلی که حق بر صلح را به عنوان یک حق بشری مستقل مورد بررسی قرار دهند، نسبتاً محدود هستند.
در سطح بین‌المللی، آثار پژوهشگرانی همچون:
 • Johan Galtung
 • Philip Alston
 • Christian Tomuschat
 • Antonio Cassese
 • Oliver Richmond
نقش مهمی در توسعه ادبیات حق بر صلح داشته‌اند.
در ایران نیز پژوهشگرانی چون:
 • پروفسور جمشید ممتاز
 • دکتر ناصر قربان‌نیا
 • دکتر محمدرضا ضیایی بیگدلی به صورت مستقیم یا غیرمستقیم به موضوع صلح و حقوق بشر پرداخته‌اند.
با این وجود، هنوز پژوهشی جامع که حق بر صلح را از منظر حقوق بین‌الملل، حقوق بشر، حقوق اسلامی و حقوق ایران به صورت تلفیقی بررسی کند، محدود است و پژوهش حاضر درصدد پر کردن این خلأ علمی است.
 
نوآوری پژوهش:
نوآوری‌های اصلی این پژوهش عبارت‌اند از:
۱. بررسی همزمان حق بر صلح از منظر حقوق بین‌الملل، حقوق بشر، اندیشه اسلامی و حقوق ایران.
۲. تحلیل تطبیقی میان اسناد بین‌المللی و مبانی فقهی و اسلامی صلح.
۳. بررسی رابطه میان حق بر صلح و امنیت انسانی.
۴. ارائه راهکارهای اجرایی و سیاستی برای نهادینه‌سازی حق بر صلح.
۵. تحلیل چالش‌های نوظهور از جمله جنگ سایبری، هوش مصنوعی نظامی و تغییرات اقلیمی در ارتباط با حق بر صلح.
 
چارچوب نظری پژوهش:
چارچوب نظری این تحقیق مبتنی بر نظریه «صلح مثبت» یوهان گالتونگ و نظریه «امنیت انسانی» است.
بر اساس نظریه صلح مثبت، صلح صرفاً فقدان جنگ نیست، بلکه مستلزم وجود عدالت، توسعه، برابری، احترام به حقوق بشر و مشارکت اجتماعی است.
همچنین نظریه امنیت انسانی، امنیت را فراتر از امنیت دولت‌ها دانسته و بر حمایت از انسان‌ها در برابر تهدیدهای اقتصادی، اجتماعی، زیست‌محیطی و سیاسی تأکید می‌کند.
بر این اساس، حق بر صلح به عنوان یک حق بنیادین انسانی زمانی محقق می‌شود که علاوه بر فقدان مخاصمه مسلحانه، شرایط لازم برای زندگی شرافتمندانه و برخورداری از سایر حقوق بشر نیز فراهم باشد.
 
 
فصل اول:
مبانی مفهومی و نظری حق بر صلح
 
۱-۱. مفهوم حق بر صلح
برای بررسی حقوقی حق بر صلح، ابتدا باید مفهوم صلح روشن شود.
در ادبیات سنتی روابط بین‌الملل، صلح عمدتاً به معنای فقدان جنگ تعریف می‌شد. این مفهوم که توسط بسیاری از حقوقدانان کلاسیک مورد پذیرش قرار گرفته بود، امروزه «صلح منفی» نامیده می‌شود.
اما این تعریف به تدریج ناکافی تلقی شد.
زیرا ممکن است کشوری در وضعیت جنگ نباشد، اما شهروندان آن:
 • قربانی فقر باشند؛
 • از حقوق بنیادین محروم شوند؛
 • تحت تبعیض قرار گیرند؛
 • یا در معرض خشونت ساختاری قرار داشته باشند.
در چنین شرایطی نمی‌توان ادعا کرد که صلح واقعی برقرار است.
به همین دلیل اندیشمندان معاصر از مفهوم «صلح مثبت» سخن گفته‌اند.
صلح مثبت به معنای وجود شرایطی است که در آن:
 • عدالت اجتماعی برقرار باشد؛
 • حقوق بشر محترم شمرده شود؛
 • توسعه پایدار تحقق یابد؛
 • و کرامت انسانی مورد حمایت قرار گیرد.
حق بر صلح نیز بر همین برداشت گسترده از صلح استوار است.
۱-۲. سیر تاریخی تحول اندیشه صلح
اندیشه صلح قدمتی به اندازه تاریخ تمدن بشری دارد.
در فلسفه یونان باستان، متفکرانی چون Aristotle و Plato درباره نظم، عدالت و آرامش اجتماعی بحث کرده‌اند.
در سنت اسلامی نیز صلح جایگاهی بنیادین دارد. واژه «اسلام» خود از ریشه «سلم» و «سلام» گرفته شده است. قرآن کریم بارها انسان‌ها را به صلح، آشتی و پرهیز از تجاوز دعوت می‌کند.
برای نمونه:
 «وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا»
(اگر به صلح گرایش یافتند، تو نیز به آن گرایش پیدا کن.)
این رویکرد نشان می‌دهد که صلح در اندیشه اسلامی نه یک وضعیت استثنایی، بلکه اصل حاکم بر روابط انسانی است.
 
 
فصل دوم:
مبانی حقوقی حق بر صلح در حقوق بین‌الملل معاصر
 
از منع جنگ تا شناسایی تدریجی صلح به عنوان یک حق بشری
۲-۱. مقدمه
یکی از مهم‌ترین پرسش‌های حقوق بین‌الملل معاصر این است که آیا «حق بر صلح» صرفاً یک آرمان اخلاقی و سیاسی است یا می‌توان آن را به عنوان یک حق حقوقی قابل استناد تلقی کرد؟
برای پاسخ به این پرسش باید به سیر تحول حقوق بین‌الملل مراجعه کرد.
در گذشته، جنگ یکی از ابزارهای مشروع سیاست خارجی دولت‌ها محسوب می‌شد. دولت‌ها می‌توانستند برای توسعه قلمرو، تأمین منافع اقتصادی یا افزایش قدرت سیاسی به جنگ متوسل شوند و حقوق بین‌الملل کلاسیک نیز در بسیاری موارد این وضعیت را می‌پذیرفت.
اما فجایع انسانی ناشی از دو جنگ جهانی، نگاه جامعه بین‌المللی را به طور اساسی تغییر داد. پس از سال ۱۹۴۵ اصل منع توسل به زور به یکی از مهم‌ترین قواعد بنیادین حقوق بین‌الملل تبدیل شد و به تدریج زمینه‌های حقوقی شناسایی «حق بر صلح» فراهم گردید.
بنابراین، حق بر صلح محصول یک تحول تدریجی در نظام حقوق بین‌الملل است؛ تحولی که از «ممنوعیت جنگ» آغاز شد و به سمت «شناسایی صلح به عنوان حق بشریت» حرکت کرد.
۲-۲. منشور سازمان ملل متحد؛ سنگ بنای حقوقی حق بر صلح
بدون تردید مهم‌ترین سند بین‌المللی مرتبط با صلح، منشور سازمان ملل متحد است.
منشور سازمان ملل پس از جنگ جهانی دوم با هدف جلوگیری از تکرار فجایع جنگی تدوین شد.
در مقدمه منشور آمده است:
 «ما مردم ملل متحد مصمم هستیم نسل‌های آینده را از بلای جنگ که دو بار در طول زندگی ما رنج‌های وصف‌ناپذیری بر بشریت تحمیل کرده است، مصون داریم.»
این عبارت صرفاً یک جمله سیاسی نیست؛ بلکه بیانگر فلسفه بنیادین نظام حقوقی جدید بین‌المللی است.
ماده ۱ منشور و صلح بین‌المللی
ماده ۱ منشور سازمان ملل حفظ صلح و امنیت بین‌المللی را نخستین هدف سازمان معرفی می‌کند.
بر اساس این ماده، سازمان ملل موظف است:
 • از تهدید علیه صلح جلوگیری کند؛
 • اختلافات را به شیوه‌های مسالمت‌آمیز حل و فصل نماید؛
 • و اقدامات جمعی لازم را برای حفظ صلح انجام دهد.
این ماده نشان می‌دهد که صلح نه یک موضوع فرعی بلکه مهم‌ترین هدف نظام ملل متحد است.
ماده ۲ منشور و اصل منع توسل به زور
مهم‌ترین تحول حقوقی قرن بیستم در ماده ۲ بند ۴ منشور متجلی شده است.
بر اساس این ماده:
 تمامی اعضا در روابط بین‌المللی خود از تهدید به زور یا استفاده از زور علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی هر دولت خودداری خواهند کرد.
این ماده یکی از قواعد آمره (Jus Cogens) حقوق بین‌الملل محسوب می‌شود.
اهمیت ماده ۲ در شکل‌گیری حق بر صلح
اگرچه منشور مستقیماً از «حق بر صلح» سخن نمی‌گوید، اما منع توسل به زور زمینه حقوقی لازم را برای شناسایی چنین حقی فراهم می‌سازد.
زیرا:
اگر جنگ غیر قانونی باشد،
پس صلح باید ارزش حقوقی داشته باشد.
این منطق، زیربنای بسیاری از نظریه‌های معاصر حق بر صلح است.
۲-۳. اعلامیه جهانی حقوق بشر و پیوند میان صلح و کرامت انسانی
یکی از مهم‌ترین اسناد حقوق بشری جهان، اعلامیه جهانی حقوق بشر مصوب ۱۹۴۸ است.
هرچند در متن اعلامیه اصطلاح «حق بر صلح» به طور صریح دیده نمی‌شود، اما روح حاکم بر اعلامیه به شدت با مفهوم صلح پیوند خورده است.
کرامت انسانی و صلح
ماده ۱ اعلامیه جهانی حقوق بشر مقرر می‌دارد:
 تمامی افراد بشر آزاد به دنیا می‌آیند و از لحاظ حیثیت و حقوق با هم برابرند.
احترام به کرامت انسانی بدون وجود صلح امکان‌پذیر نیست.
جنگ:
 • کرامت انسانی را نقض می‌کند؛
 • حق حیات را تهدید می‌کند؛
 • و آزادی‌های بنیادین را محدود می‌سازد.
در نتیجه، بسیاری از حقوقدانان معتقدند که صلح پیش‌شرط تحقق تمامی حقوق بشر است.
حق حیات و صلح
ماده ۳ اعلامیه جهانی حقوق بشر بیان می‌کند:
 هر فردی حق زندگی، آزادی و امنیت شخصی دارد.
هیچ تهدیدی برای حق حیات بزرگ‌تر از جنگ نیست.
از این منظر، حق بر صلح را می‌توان لازمه منطقی حق حیات دانست.
۲-۴. میثاق‌های بین‌المللی حقوق بشر و توسعه مفهوم صلح
در سال ۱۹۶۶ دو سند مهم حقوق بشری تصویب شدند:
 • International Covenant on Civil and Political Rights
 • International Covenant on Economic, Social and Cultural Rights
این دو سند اگرچه مستقیماً حق بر صلح را شناسایی نکرده‌اند، اما بسیاری از حقوق مندرج در آن‌ها بدون وجود صلح قابل تحقق نیستند.
حقوق مدنی و سیاسی
حقوقی مانند:
 • حق حیات؛
 • آزادی بیان؛
 • آزادی تجمع؛
 • امنیت فردی؛ در شرایط جنگی به شدت آسیب می‌بینند.
حقوق اقتصادی و اجتماعی
همچنین:
 • حق آموزش؛
 • حق سلامت؛
 • حق کار؛
 • حق توسعه؛ نیز در سایه جنگ و ناامنی قابل تحقق نیستند.
بنابراین، صلح زیربنای عملی تمامی حقوق مندرج در میثاقین محسوب می‌شود.
۲-۵. اعلامیه حق ملت‌ها به صلح (۱۹۸۴)
یکی از مهم‌ترین اسناد مرتبط با موضوع این پژوهش، اعلامیه حق ملت‌ها به صلح است که توسط مجمع عمومی سازمان ملل در سال ۱۹۸۴ تصویب شد.
این سند نقطه عطفی در تحول مفهوم حق بر صلح محسوب می‌شود.
اهمیت تاریخی اعلامیه
برای نخستین بار جامعه بین‌المللی اعلام کرد:
 ملت‌های جهان دارای حق مقدس برخورداری از صلح هستند.
این عبارت از لحاظ هنجاری اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد.
زیرا صلح دیگر صرفاً یک هدف سیاسی تلقی نمی‌شود، بلکه به عنوان یک حق معرفی می‌گردد.
تعهد دولت‌ها
اعلامیه ۱۹۸۴ دولت‌ها را موظف می‌داند:
 • از جنگ جلوگیری کنند؛
 • مسابقه تسلیحاتی را کاهش دهند؛
 • اختلافات را مسالمت‌آمیز حل کنند؛
 • و شرایط لازم برای صلح را فراهم آورند.
نقاط ضعف اعلامیه
با وجود اهمیت زیاد، این اعلامیه دارای محدودیت‌هایی نیز بود:
نخست اینکه الزام‌آور نبود.
دوم اینکه بیشتر بر ملت‌ها تأکید داشت تا افراد.
اما با این حال، سنگ بنای توسعه بعدی حق بر صلح محسوب می‌شود.
۲-۶. اعلامیه حق بر صلح مصوب ۲۰۱۶
پس از سال‌ها بحث و مذاکره، مجمع عمومی سازمان ملل در سال ۲۰۱۶ «اعلامیه حق بر صلح» را تصویب کرد.
این سند جدیدترین و مهم‌ترین متن بین‌المللی در زمینه حق بر صلح محسوب می‌شود.
ماده نخست اعلامیه
ماده ۱ مقرر می‌دارد:
 هر فرد حق دارد از صلح برخوردار شود به گونه‌ای که تمامی حقوق بشر و توسعه به طور کامل تحقق یابد.
این ماده اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد.
زیرا:
برای نخستین بار فرد انسان در مرکز حق بر صلح قرار گرفته است.
تحول مفهومی
اعلامیه ۲۰۱۶ صلح را صرفاً فقدان جنگ نمی‌داند.
بلکه آن را با:
 • حقوق بشر؛
 • توسعه؛
 • عدالت؛
 • امنیت انسانی؛ پیوند می‌دهد.
۲-۷. حق بر صلح و حقوق همبستگی (نسل سوم حقوق بشر)
در ادبیات حقوق بشر، معمولاً حقوق بشر به سه نسل تقسیم می‌شوند.
نسل اول
حقوق مدنی و سیاسی:
 • حق حیات
 • آزادی بیان
 • آزادی مذهب
نسل دوم
حقوق اقتصادی و اجتماعی:
 • حق کار
 • حق آموزش
 • حق سلامت
نسل سوم
حقوق همبستگی:
 • حق توسعه
 • حق محیط زیست سالم
 • حق بر میراث مشترک بشریت
 • و حق بر صلح
ویژگی حقوق نسل سوم
این حقوق دارای سه ویژگی مهم هستند:
نخست
تحقق آن‌ها نیازمند همکاری بین‌المللی است.
دوم
دارندگان آن هم افراد و هم ملت‌ها هستند.
سوم
اجرای آن‌ها بدون مشارکت جامعه جهانی امکان‌پذیر نیست.
۲-۸. رویه دیوان بین‌المللی دادگستری و حق بر صلح
اگرچه International Court of Justice تاکنون مستقیماً حق بر صلح را به عنوان یک حق مستقل شناسایی نکرده است، اما در آرای مختلف خود بر اهمیت صلح تأکید نموده است.
نظریه مشورتی سلاح‌های هسته‌ای (۱۹۹۶)
دیوان اعلام کرد که:
بقا و حیات بشریت از ارزش‌های بنیادین حقوق بین‌الملل است.
این رأی ارتباط نزدیکی با مفهوم حق بر صلح دارد.
پرونده نیکاراگوئه
دیوان در این پرونده اصل منع توسل به زور را مورد تاکید قرار داد.
این اصل یکی از مهم‌ترین مبانی حقوقی حق بر صلح محسوب می‌شود.
جمع‌بندی فصل دوم:
بررسی اسناد و قواعد حقوق بین‌الملل نشان می‌دهد که اگرچه حق بر صلح هنوز به عنوان یک حق کاملاً الزام‌آور و مستقل در همه نظام‌های حقوقی پذیرفته نشده است، اما روند تحول حقوق بین‌الملل به روشنی در جهت شناسایی و تقویت این حق حرکت می‌کند.
منشور سازمان ملل، اعلامیه جهانی حقوق بشر، میثاقین، اعلامیه ۱۹۸۴ حق ملت‌ها به صلح و اعلامیه ۲۰۱۶ حق بر صلح همگی نشان می‌دهند که صلح دیگر صرفاً یک آرمان سیاسی نیست، بلکه به تدریج به یکی از مهم‌ترین حقوق بنیادین بشریت تبدیل شده است.
 
 
فصل سوم:
مبانی فلسفی، اخلاقی و نظری حق بر صلح
 
از نظریه جنگ عادلانه تا صلح پایدار و حقوق بشر جهانی
۳-۱. مقدمه
هر قاعده حقوقی پیش از آنکه به یک سند یا معاهده تبدیل شود، ریشه در اندیشه‌های فلسفی، اخلاقی و اجتماعی دارد. «حق بر صلح» نیز از این قاعده مستثنی نیست. در واقع، حق بر صلح پیش از آنکه وارد ادبیات حقوق بین‌الملل و اسناد سازمان ملل شود، موضوع بحث فیلسوفان، متفکران دینی، نظریه‌پردازان اخلاق و اندیشمندان روابط بین‌الملل بوده است.
امروزه وقتی از حق بر صلح سخن می‌گوییم، در حقیقت درباره یکی از بنیادی‌ترین نیازهای بشری صحبت می‌کنیم؛ نیازی که با حیات، امنیت، کرامت و آینده انسان پیوند خورده است. اما برای درک صحیح جایگاه حقوقی این حق، باید ابتدا مبانی نظری آن را بشناسیم.
حق بر صلح بر سه پایه اصلی استوار است:
 1. مبانی فلسفی؛
 2. مبانی اخلاقی؛
 3. مبانی انسانی و حقوق بشری.
۳-۲. صلح در اندیشه فلسفی یونان باستان
بحث درباره صلح و جنگ از دوران باستان آغاز شده است.
در اندیشه یونان باستان، جنگ و صلح دو واقعیت جدایی‌ناپذیر زندگی سیاسی تلقی می‌شدند. با این حال بسیاری از متفکران یونانی تلاش کردند شرایطی را تعریف کنند که در آن جامعه انسانی بتواند به نظم و آرامش دست یابد.
دیدگاه افلاطون
Plato معتقد بود که عدالت، مهم‌ترین شرط صلح است.
از نظر او، جامعه‌ای که در آن عدالت برقرار نباشد، دیر یا زود گرفتار آشوب، خشونت و نزاع خواهد شد.
بنابراین، صلح محصول عدالت است.
این دیدگاه هنوز نیز در ادبیات حقوق بشر معاصر دیده می‌شود؛ زیرا بسیاری از صاحب‌نظران معتقدند که بدون عدالت، صلح پایدار امکان‌پذیر نیست.
دیدگاه ارسطو
Aristotle جنگ را هدف نهایی زندگی سیاسی نمی‌دانست.
او معتقد بود:
 هدف جنگ، دستیابی به صلح است.
هرچند این دیدگاه امروزه با انتقادهای جدی مواجه شده است، اما نشان می‌دهد که حتی در فلسفه کلاسیک نیز صلح به عنوان وضعیت مطلوب زندگی انسانی شناخته می‌شد.
۳-۳. نظریه جنگ عادلانه و تأثیر آن بر حق بر صلح
یکی از مهم‌ترین نظریه‌های تأثیرگذار در حقوق بین‌الملل، نظریه جنگ عادلانه (Just War Theory) است.
این نظریه تلاش می‌کند مشخص کند که چه زمانی توسل به جنگ ممکن است از لحاظ اخلاقی و حقوقی مشروع تلقی شود.
سنت آگوستین
Augustine of Hippo از نخستین متفکرانی بود که نظریه جنگ عادلانه را مطرح کرد.
وی معتقد بود:
 • جنگ باید آخرین راه‌حل باشد؛
 • هدف آن باید برقراری عدالت باشد؛
 • و خشونت باید محدود و متناسب باشد.
توماس آکویناس
Thomas Aquinas این نظریه را توسعه داد و سه شرط اصلی را مطرح نمود:
اول: مشروعیت مرجع تصمیم‌گیرنده
تنها حکومت مشروع می‌تواند تصمیم به جنگ بگیرد.
دوم: علت عادلانه
جنگ باید برای دفاع یا رفع ظلم باشد.
سوم: نیت صحیح
هدف اصلی باید برقراری عدالت و صلح باشد.
تأثیر بر حقوق بین‌الملل
هرچند نظریه جنگ عادلانه در گذشته بر مشروعیت جنگ تمرکز داشت، اما به تدریج به محدود سازی جنگ و حمایت از صلح منجر شد.
در واقع، هرچه شرایط مشروعیت جنگ محدودتر شد، اهمیت صلح افزایش یافت.
۳-۴. نظریه صلح پایدار ایمانوئل کانت
یکی از مهم‌ترین آثار تاریخ فلسفه سیاسی، کتاب:
Perpetual Peace
نوشته فیلسوف آلمانی Immanuel Kant است.
اهمیت تاریخی کتاب
بسیاری از پژوهشگران، کانت را پدر فکری حقوق بین‌الملل مدرن می‌دانند.
او نخستین متفکری بود که طرحی جامع برای صلح جهانی ارائه کرد.
ایده‌های اصلی کانت
کانت معتقد بود:
دولت‌های قانون‌مدار
کشورهایی که دارای حکومت‌های مبتنی بر قانون هستند، کمتر به جنگ متوسل می‌شوند.
همکاری بین‌المللی
کشورها باید در قالب نهادهای بین‌المللی همکاری کنند.
احترام به انسان
انسان نباید وسیله‌ای برای اهداف سیاسی باشد.
ارتباط با حق بر صلح
بسیاری از اصول مطرح شده توسط کانت بعدها در:
 • منشور سازمان ملل؛
 • حقوق بشر؛
 • و مفهوم حق بر صلح منعکس شدند.
۳-۵. صلح در اندیشه اسلامی
یکی از مهم‌ترین مبانی نظری حق بر صلح، آموزه‌های اسلامی است.
اسلام از همان آغاز، صلح را به عنوان یک ارزش بنیادین معرفی کرده است.
مفهوم صلح در قرآن
واژه‌هایی مانند:
 • سلم
 • سلام
 • اصلاح
 • احسان بارها در قرآن کریم تکرار شده‌اند.
خداوند در قرآن می‌فرماید:
 «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِی السِّلْمِ کَافَّةً»
یعنی:
«ای مؤمنان، همگی در صلح و آشتی وارد شوید.»
اصل منع تجاوز
در قرآن کریم آمده است:
 «وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ»
این اصل شباهت قابل توجهی با اصل منع توسل به زور در منشور سازمان ملل دارد.
صلح به عنوان اصل
در فقه اسلامی:
 • جنگ استثناست؛
 • صلح اصل است.
این موضوع اهمیت فراوانی در تحلیل حق بر صلح از منظر حقوق تطبیقی دارد.
۳-۶. نظریه صلح مثبت و صلح منفی
یکی از مهم‌ترین تحولات معاصر توسط جامعه‌شناس برجسته صلح:
Johan Galtung ارائه شد.
صلح منفی
صلح منفی یعنی:
نبود جنگ و خشونت مستقیم.
این همان تعریفی است که در گذشته رایج بود.
صلح مثبت
صلح مثبت به معنای:
 • عدالت اجتماعی؛
 • برابری؛
 • توسعه؛
 • احترام به حقوق بشر؛
 • و رفع تبعیض است.
اهمیت برای حق بر صلح
اعلامیه حق بر صلح ۲۰۱۶ سازمان ملل بر همین برداشت مبتنی است.
امروزه صلح تنها به معنای خاموش شدن سلاح‌ها نیست.
صلح یعنی فراهم شدن شرایط زندگی شرافتمندانه برای انسان‌ها.
۳-۷. حق بر صلح و نظریه امنیت انسانی
پس از پایان جنگ سرد، مفهوم جدیدی وارد ادبیات بین‌المللی شد:
امنیت انسانی (Human Security)
برخلاف امنیت سنتی که بر دولت‌ها تمرکز داشت، امنیت انسانی بر انسان‌ها تمرکز می‌کند.
ابعاد امنیت انسانی
امنیت انسانی شامل:
 • امنیت اقتصادی؛
 • امنیت غذایی؛
 • امنیت بهداشتی؛
 • امنیت زیست‌محیطی؛
 • امنیت فردی؛
 • امنیت سیاسی؛ است.
ارتباط با حق بر صلح
اگر فردی:
 • از گرسنگی رنج ببرد؛
 • قربانی خشونت باشد؛
 • یا از حقوق خود محروم شود؛
نمی‌توان گفت که از حق بر صلح برخوردار است.
به همین دلیل، امنیت انسانی یکی از ارکان نظری حق بر صلح محسوب می‌شود.
۳-۸. حق بر صلح و کرامت انسانی
تمام نظام حقوق بشر بر اصل کرامت انسانی استوار است.
کرامت انسانی به این معناست که:
هر انسان صرف‌نظر از نژاد، جنسیت، مذهب یا ملیت دارای ارزش ذاتی است.
جنگ و نقض کرامت انسانی
جنگ:
 • جان انسان‌ها را می‌گیرد؛
 • خانواده‌ها را از هم می‌پاشد؛
 • کودکان را قربانی می‌کند؛
 • و انسان را به ابزار خشونت تبدیل می‌کند.
در نتیجه، جنگ با اصل کرامت انسانی در تعارض مستقیم قرار دارد.
صلح و تحقق کرامت
برعکس، صلح شرایطی را فراهم می‌کند که در آن:
 • آزادی‌ها شکوفا شوند؛
 • استعدادها رشد کنند؛
 • و انسان بتواند زندگی شایسته‌ای داشته باشد.
بنابراین، حق بر صلح را می‌توان امتداد منطقی اصل کرامت انسانی دانست.
۳-۹. جهانی‌شدن و ضرورت حق بر صلح
در عصر جهانی‌شدن، جنگ دیگر یک مسئله داخلی یا منطقه‌ای نیست.
یک جنگ می‌تواند:
 • اقتصاد جهانی را مختل کند؛
 • امنیت غذایی را تهدید کند؛
 • مهاجرت‌های گسترده ایجاد کند؛
 • و حتی محیط زیست جهانی را نابود سازد.
به همین دلیل، صلح به یک منفعت مشترک جهانی تبدیل شده است.
جمع‌بندی فصل سوم:
مطالعه مبانی فلسفی، اخلاقی و نظری حق بر صلح نشان می‌دهد که این حق صرفاً یک مفهوم حقوقی جدید نیست، بلکه ریشه در عمیق‌ترین سنت‌های فکری، دینی و انسانی دارد. از افلاطون و ارسطو تا کانت، از آموزه‌های اسلامی تا نظریه‌های معاصر امنیت انسانی، همگی بر این حقیقت تأکید دارند که صلح شرط لازم برای شکوفایی انسان و تحقق عدالت است. به همین دلیل، حق بر صلح را می‌توان یکی از طبیعی‌ترین و بنیادین‌ترین حقوق بشر در عصر حاضر دانست.
 
 
فصل چهارم:
حق بر صلح در نظام حقوق بشر بین‌المللی
 
جایگاه، ابعاد و ارتباط آن با سایر حقوق بنیادین بشر
۴-۱. مقدمه
یکی از مهم‌ترین تحولات حقوق بین‌الملل پس از جنگ جهانی دوم، شکل‌گیری نظام بین‌المللی حقوق بشر بود. تجربه تلخ دو جنگ جهانی نشان داد که صلح، امنیت و حقوق بشر سه مفهوم جدا از هم نیستند، بلکه به صورت زنجیره‌ای و متقابل به یکدیگر وابسته‌اند.
امروزه کمتر حقوقدانی تردید دارد که بدون صلح، بهره‌مندی واقعی از حقوق بشر امکان‌پذیر نیست. همان‌گونه که نقض گسترده حقوق بشر نیز خود می‌تواند زمینه‌ساز جنگ، خشونت و بی‌ثباتی شود. از این رو، حق بر صلح را باید در بستر گسترده‌تر نظام حقوق بشر بین‌المللی تحلیل کرد.
در واقع، حق بر صلح نه یک حق منفرد و جداگانه، بلکه «حقی پیونددهنده» است که تحقق بسیاری از حقوق بنیادین بشر به آن وابسته است.
۴-۲. جایگاه حق بر صلح در معماری حقوق بشر معاصر
یکی از مباحث مهم در ادبیات حقوق بشر این است که حق بر صلح در کدام دسته از حقوق بشر قرار می‌گیرد.
بسیاری از حقوقدانان، حق بر صلح را در زمره «حقوق همبستگی» یا «نسل سوم حقوق بشر» طبقه‌بندی می‌کنند.
اما اهمیت این حق فراتر از یک طبقه‌بندی ساده است.
زیرا برخلاف بسیاری از حقوق دیگر، صلح هم پیش‌شرط بهره‌مندی از حقوق بشر است و هم نتیجه احترام به حقوق بشر.
به بیان دیگر:
 • صلح، زمینه اجرای حقوق بشر است.
 • حقوق بشر، زمینه پایداری صلح است.
این رابطه دوطرفه یکی از ویژگی‌های منحصر به فرد حق بر صلح محسوب می‌شود.
۴-۳. حق بر صلح و حق حیات
حق حیات؛ مادر تمامی حقوق بشر
در نظام حقوق بشر بین‌المللی، حق حیات بنیادی‌ترین حق بشری محسوب می‌شود.
ماده ۳ اعلامیه جهانی حقوق بشر و ماده ۶ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی بر حمایت از حق حیات تأکید دارند.
بدیهی است که بزرگ‌ترین تهدید علیه حق حیات، جنگ است.
جنگ و نقض گسترده حق حیات
در طول قرن بیستم بیش از صد میلیون انسان در جنگ‌ها جان خود را از دست داده‌اند.
جنگ‌های جهانی، نسل‌کشی‌ها، پاکسازی‌های قومی و مخاصمات داخلی نشان داده‌اند که جنگ مهم‌ترین دشمن حق حیات است.
نمونه‌های معاصر نیز این واقعیت را تأیید می‌کنند:
 • جنگ در Ukraine؛
 • بحران انسانی در Gaza Strip؛
 • جنگ‌های داخلی در بخش‌هایی از آفریقا؛
 • و منازعات مسلحانه در مناطق مختلف جهان. همگی آثار مستقیم بر حق حیات دارند.
صلح؛ شرط اجرای حق حیات
اگر حق حیات را بنیادی‌ترین حق بشر بدانیم، باید بپذیریم که صلح مهم‌ترین تضمین‌کننده آن است.
در واقع، حق بر صلح را می‌توان یکی از ابزارهای حفاظتی حق حیات تلقی کرد.
۴-۴. حق بر صلح و حق کرامت انسانی
اساس حقوق بشر بر اصل کرامت انسانی استوار است.
کرامت انسانی یعنی اینکه هر انسان صرفاً به دلیل انسان بودن دارای ارزش ذاتی است.
جنگ و تحقیر کرامت انسانی
جنگ تنها موجب مرگ انسان‌ها نمی‌شود.
بلکه:
 • موجب آوارگی می‌شود؛
 • خانواده‌ها را از هم می‌پاشد؛
 • کودکان را بی‌سرپرست می‌کند؛
 • زنان را در معرض خشونت قرار می‌دهد؛
 • و انسان را از جایگاه شایسته خود خارج می‌سازد.
در بسیاری از جنگ‌ها، انسان نه به عنوان یک موجود دارای کرامت، بلکه به عنوان یک ابزار نظامی دیده می‌شود.
صلح و شکوفایی کرامت
در مقابل، صلح شرایطی را فراهم می‌کند که انسان بتواند:
 • آزادانه زندگی کند؛
 • آموزش ببیند؛
 • مشارکت سیاسی داشته باشد؛
 • و استعدادهای خود را شکوفا سازد.
بنابراین، حق بر صلح ارتباطی مستقیم با اصل کرامت انسانی دارد.
۴-۵. حق بر صلح و حق توسعه
یکی از مهم‌ترین تحولات حقوق بین‌الملل معاصر، شناسایی «حق توسعه» است.
اعلامیه حق توسعه مصوب ۱۹۸۶ مجمع عمومی سازمان ملل توسعه را یک حق بنیادین بشری معرفی می‌کند.
رابطه میان جنگ و عقب‌ماندگی
جنگ معمولاً موجب:
 • نابودی زیرساخت‌ها؛
 • کاهش سرمایه‌گذاری؛
 • افزایش فقر؛
 • تخریب نظام آموزشی؛
 • و تضعیف نظام سلامت می‌شود. بنابراین، توسعه و جنگ با یکدیگر ناسازگار هستند.
صلح؛ بستر توسعه
کشورهایی که از صلح پایدار برخوردارند معمولاً:
 • رشد اقتصادی بیشتری دارند؛
 • سطح رفاه بالاتری دارند؛
 • و شاخص‌های انسانی مطلوب‌تری را تجربه می‌کنند.
به همین دلیل، بسیاری از اسناد سازمان ملل توسعه و صلح را دو روی یک سکه می‌دانند.
۴-۶. حق بر صلح و حقوق کودکان
کودکان از آسیب‌پذیرترین قربانیان جنگ هستند.
بر اساس گزارش‌های بین‌المللی، میلیون‌ها کودک در سراسر جهان تحت تأثیر مخاصمات مسلحانه قرار دارند.
آثار جنگ بر کودکان
جنگ می‌تواند موجب:
 • مرگ کودکان؛
 • سوءتغذیه؛
 • ترک تحصیل؛
 • آوارگی؛
 • آسیب‌های روانی؛
 • و حتی به‌کارگیری کودکان در مخاصمات شود.
کنوانسیون حقوق کودک
UNICEF و جامعه بین‌المللی همواره بر حمایت ویژه از کودکان تأکید کرده‌اند.
مطابق Convention on the Rights of the Child، کودکان حق دارند در محیطی امن، آرام و عاری از خشونت رشد کنند.
تحقق این حق بدون صلح امکان‌پذیر نیست.
۴-۷. حق بر صلح و حقوق زنان
تجربه جنگ‌های معاصر نشان داده است که زنان از مهم‌ترین قربانیان مخاصمات مسلحانه هستند.
پیامدهای جنگ برای زنان
جنگ موجب:
 • افزایش خشونت جنسی؛
 • ازدواج اجباری؛
 • بی‌سرپرستی خانوارها؛
 • فقر گسترده؛
 • و آسیب‌های روانی می‌شود.
قطعنامه ۱۳۲۵ شورای امنیت
United Nations Security Council با تصویب قطعنامه ۱۳۲۵ درباره زنان، صلح و امنیت، نقش زنان را در فرآیندهای صلح به رسمیت شناخت.
این قطعنامه نقطه عطفی در ارتباط میان حقوق زنان و صلح محسوب می‌شود.
۴-۸. حق بر صلح و حق بر محیط زیست سالم
در دهه‌های اخیر، ارتباط میان محیط زیست و صلح اهمیت فراوانی یافته است.
جنگ و تخریب محیط زیست
جنگ‌ها می‌توانند:
 • منابع آب را نابود کنند؛
 • خاک را آلوده سازند؛
 • جنگل‌ها را تخریب کنند؛
 • و تنوع زیستی را از بین ببرند.
نمونه‌های تاریخی متعددی وجود دارند که آثار زیست‌محیطی آن‌ها دهه‌ها باقی مانده است.
محیط زیست و امنیت انسانی
امروزه بسیاری از پژوهشگران معتقدند که محیط زیست سالم یکی از عناصر اصلی صلح پایدار است.
زیرا تخریب محیط زیست می‌تواند خود به منبع درگیری‌های آینده تبدیل شود.
۴-۹. حق بر صلح و امنیت انسانی
مفهوم امنیت انسانی یکی از مهم‌ترین تحولات نظری پس از جنگ سرد است.
در این دیدگاه، موضوع اصلی امنیت نه دولت بلکه انسان است.
ابعاد امنیت انسانی
امنیت انسانی شامل:
 • امنیت اقتصادی؛
 • امنیت غذایی؛
 • امنیت بهداشتی؛
 • امنیت فردی؛
 • امنیت اجتماعی؛
 • امنیت سیاسی؛ است.
جایگاه صلح
تمامی ابعاد امنیت انسانی به صلح وابسته‌اند.
اگر جامعه‌ای درگیر جنگ باشد، تقریباً تمامی مؤلفه‌های امنیت انسانی تضعیف می‌شوند.
بنابراین، حق بر صلح را می‌توان یکی از ارکان اساسی امنیت انسانی دانست.
۴-۱۰. حق بر صلح و اهداف توسعه پایدار
در سال ۲۰۱۵، سازمان ملل اهداف هفده‌گانه توسعه پایدار را تصویب کرد.
در میان این اهداف، هدف شانزدهم اهمیت ویژه‌ای دارد.
هدف ۱۶ توسعه پایدار
این هدف بر:
 • صلح؛
 • عدالت؛
 • نهادهای کارآمد؛
 • و حکومت‌داری مطلوب تأکید می‌کند.
اهمیت هدف ۱۶
این هدف نشان می‌دهد که جامعه بین‌المللی صلح را نه صرفاً یک موضوع امنیتی، بلکه بخشی از فرآیند توسعه پایدار می‌داند.
در واقع:
بدون صلح، توسعه پایدار ممکن نیست.
و بدون توسعه پایدار نیز صلح پایدار شکل نخواهد گرفت.
۴-۱۱. حق بر صلح به عنوان «حق مادر»
برخی از اندیشمندان معاصر معتقدند که حق بر صلح را می‌توان «حق مادر» نامید.
زیرا بسیاری از حقوق دیگر در سایه آن معنا پیدا می‌کنند.
اگر جنگ و خشونت حاکم باشد:
 • حق آموزش تضعیف می‌شود؛
 • حق سلامت آسیب می‌بیند؛
 • حق توسعه از بین می‌رود؛
 • و حتی حق حیات تهدید می‌شود. بنابراین، صلح به نوعی بستر تحقق سایر حقوق بشر است.
جمع‌بندی فصل چهارم:
بررسی نظام حقوق بشر بین‌المللی نشان می‌دهد که حق بر صلح دارای پیوندی عمیق و چندلایه با تمامی حقوق بنیادین بشر است. حق حیات، کرامت انسانی، حق توسعه، حقوق کودکان، حقوق زنان، محیط زیست سالم و امنیت انسانی همگی به گونه‌ای مستقیم یا غیرمستقیم به وجود صلح وابسته‌اند. از این رو، حق بر صلح را نمی‌توان صرفاً یک حق سیاسی یا امنیتی دانست؛ بلکه باید آن را یکی از بنیادی‌ترین حقوق بشر معاصر و شرط ضروری تحقق بسیاری از حقوق دیگر تلقی کرد.
 
 
فصل پنجم:
نقش سازمان‌های بین‌المللی، دولت‌ها و نهادهای جهانی در تحقق حق بر صلح
 
از مسئولیت جمعی جامعه بین‌المللی تا تعهد دولت‌ها در تضمین صلح پایدار
۵-۱. مقدمه
حق بر صلح، برخلاف بسیاری از حقوق فردی، صرفاً با اقدام یک دولت یا یک نهاد قابل تحقق نیست. ماهیت این حق به گونه‌ای است که اجرای آن نیازمند همکاری مستمر دولت‌ها، سازمان‌های بین‌المللی، نهادهای منطقه‌ای، جامعه مدنی، دانشگاه‌ها، رسانه‌ها و حتی شهروندان عادی است.
یکی از ویژگی‌های مهم حق بر صلح آن است که این حق در زمره «حقوق همبستگی» قرار می‌گیرد؛ یعنی حقوقی که تحقق آن‌ها نیازمند مشارکت جمعی جامعه جهانی است. همان‌گونه که حفظ محیط زیست جهانی یا مقابله با تغییرات اقلیمی به همکاری همگانی نیاز دارد، صلح نیز بدون همکاری و مسئولیت‌پذیری مشترک قابل تحقق نیست.
در واقع، صلح یک مسئولیت مشترک بشری است.
۵-۲. سازمان ملل متحد؛ مهم‌ترین نهاد جهانی حمایت از صلح
بدون تردید مهم‌ترین بازیگر بین‌المللی در حوزه صلح، United Nations است.
اساساً فلسفه تاسیس سازمان ملل متحد پس از جنگ جهانی دوم بر جلوگیری از وقوع جنگ‌های جدید استوار بود.
اهداف منشور ملل متحد
مطابق ماده ۱ منشور، مهم‌ترین هدف سازمان عبارت است از:
 حفظ صلح و امنیت بین‌المللی.
این هدف از طریق ابزارهای مختلف دنبال می‌شود:
 • پیشگیری از مخاصمات؛
 • میانجی‌گری؛
 • حل و فصل مسالمت‌آمیز اختلافات؛
 • اعزام نیروهای حافظ صلح؛
 • اعمال تحریم‌ها؛
 • و در موارد خاص اقدامات اجرایی.
سازمان ملل و هنجارسازی حق بر صلح
سازمان ملل تنها یک نهاد امنیتی نیست.
این سازمان نقش مهمی در توسعه تدریجی مفهوم حق بر صلح نیز داشته است.
از جمله:
 • اعلامیه حق ملت‌ها به صلح (۱۹۸۴)
 • اعلامیه حق بر صلح (۲۰۱۶)
 • برنامه فرهنگ صلح
 • اهداف توسعه پایدار همگی در چارچوب فعالیت‌های سازمان ملل شکل گرفته‌اند.
۵-۳. مجمع عمومی و توسعه مفهوم حق بر صلح
اگرچه تصمیمات مجمع عمومی معمولاً الزام‌آور نیستند، اما نقش بسیار مهمی در توسعه حقوق بین‌الملل دارند.
نقش هنجارساز مجمع عمومی
بسیاری از قواعد مهم حقوق بین‌الملل ابتدا در قالب اعلامیه‌های مجمع عمومی مطرح شده‌اند.
نمونه‌ها:
 • اعلامیه جهانی حقوق بشر (۱۹۴۸)
 • اعلامیه حق توسعه (۱۹۸۶)
 • اعلامیه حق بر صلح (۲۰۱۶)
اعلامیه ۲۰۱۶ و اهمیت آن
تصویب اعلامیه حق بر صلح در سال ۲۰۱۶ نشان داد که جامعه بین‌المللی به تدریج در حال پذیرش صلح به عنوان یک حق بشری است.
این سند هرچند الزام‌آور نیست، اما ارزش هنجاری و اخلاقی بسیار بالایی دارد.
۵-۴. شورای امنیت و مسئولیت حفظ صلح
مطابق منشور، مسئولیت اصلی حفظ صلح و امنیت بین‌المللی بر عهده:
United Nations Security Council قرار گرفته است.
اختیارات شورای امنیت
شورای امنیت می‌تواند:
 • تهدید علیه صلح را شناسایی کند؛
 • تحریم‌های اقتصادی وضع کند؛
 • عملیات حافظ صلح را تصویب نماید؛
 • و در شرایط خاص استفاده از زور را مجاز اعلام کند.
نقاط قوت
مهم‌ترین مزیت شورای امنیت آن است که تصمیمات آن برای دولت‌ها الزام‌آور است.
چالش‌های موجود
با وجود این، شورا با انتقادهای جدی مواجه است.
از جمله:
حق وتو
حق وتوی اعضای دائم باعث شده است که در برخی بحران‌ها شورا نتواند اقدام مؤثری انجام دهد.
برخوردهای سیاسی
گاهی منافع قدرت‌های بزرگ بر تصمیمات شورا تأثیر می‌گذارد.
این مسئله یکی از موانع تحقق کامل حق بر صلح محسوب می‌شود.
۵-۵. شورای حقوق بشر و حق بر صلح
یکی از مهم‌ترین نهادهای مرتبط با موضوع این پژوهش:
United Nations Human Rights Council است.
نقش شورای حقوق بشر
این شورا تلاش کرده است رابطه میان:
 • حقوق بشر؛
 • توسعه؛
 • و صلح را برجسته سازد.
تدوین اعلامیه حق بر صلح
فرآیند تدوین اعلامیه ۲۰۱۶ تا حد زیادی در چارچوب فعالیت‌های شورای حقوق بشر انجام شد.
این شورا نقش مهمی در توسعه گفتمان حق بر صلح ایفا کرده است.
۵-۶. دیوان بین‌المللی دادگستری و تحکیم صلح
International Court of Justice مهم‌ترین رکن قضایی سازمان ملل متحد است.
نقش قضایی در صلح
دیوان از طریق:
 • حل اختلافات میان دولت‌ها؛
 • ارائه نظریات مشورتی؛
 • تفسیر قواعد حقوق بین‌الملل؛ به حفظ صلح کمک می‌کند.
اهمیت حل و فصل قضایی اختلافات
هر اختلافی که از طریق حقوق حل شود، احتمال تبدیل شدن آن به جنگ کاهش می‌یابد.
بنابراین، دیوان بین‌المللی دادگستری یکی از ابزارهای غیرمستقیم تحقق حق بر صلح است.
۵-۷. نیروهای حافظ صلح سازمان ملل
یکی از شناخته‌شده‌ترین فعالیت‌های سازمان ملل، عملیات حفظ صلح است.
فلسفه عملیات حافظ صلح
نیروهای حافظ صلح معمولاً در مناطقی مستقر می‌شوند که:
 • جنگ پایان یافته؛
 • آتش‌بس برقرار شده؛
 • یا روند صلح آغاز شده است.
وظایف نیروهای حافظ صلح
این نیروها معمولاً:
 • از غیرنظامیان حمایت می‌کنند؛
• اجرای آتش‌بس را نظارت می‌کنند؛
 • از برگزاری انتخابات حمایت می‌کنند؛
 • و به بازسازی نهادهای دولتی کمک می‌نمایند.
اهمیت برای حق بر صلح
نیروهای حافظ صلح یکی از مهم‌ترین ابزارهای عملی سازمان ملل برای تحقق صلح پایدار محسوب می‌شوند.
۵-۸. نقش سازمان‌های منطقه‌ای
علاوه بر سازمان ملل متحد ،  سازمان‌های منطقه‌ای نیز نقش مهمی در حمایت از صلح دارند.
اتحادیه آفریقا
African Union در سال‌های اخیر نقش مهمی در مدیریت بحران‌های آفریقایی ایفا کرده است.
اتحادیه اروپا
European Union یکی از موفق‌ترین نمونه‌های همکاری منطقه‌ای برای جلوگیری از جنگ محسوب می‌شود.
کشورهایی که قرن‌ها با یکدیگر جنگیده بودند، امروزه در قالب یک ساختار مشترک همکاری می‌کنند.
سازمان کشورهای آمریکایی
Organization of American States نیز در حوزه پیشگیری از منازعات و تقویت دموکراسی فعالیت دارد.
۵-۹. مسئولیت دولت‌ها در تحقق حق بر صلح
اگرچه سازمان‌های بین‌المللی اهمیت فراوانی دارند، اما مسئولیت اصلی همچنان بر عهده دولت‌ها است.
تعهد به حل مسالمت‌آمیز اختلافات
مطابق منشور سازمان ملل، دولت‌ها موظف‌اند اختلافات خود را از راه‌های مسالمت‌آمیز حل کنند.
احترام به حقوق بشر
یکی از مهم‌ترین راه‌های حفظ صلح، احترام به حقوق بشر است.
زیرا نقض گسترده حقوق بشر می‌تواند زمینه‌ساز بی‌ثباتی و خشونت شود.
توسعه اقتصادی و اجتماعی
دولت‌ها باید:
 • فقر را کاهش دهند؛
 • فرصت‌های برابر ایجاد کنند؛
 • عدالت اجتماعی را تقویت نمایند. این اقدامات از عوامل مهم صلح پایدار هستند.
۵-۱۰. نقش جامعه مدنی و دانشگاه‌ها
صلح تنها از طریق دولت‌ها محقق نمی‌شود.
جامعه مدنی نیز نقش تعیین‌کننده‌ای دارد.
سازمان‌های مردم‌نهاد
سازمان‌های غیردولتی می‌توانند:
 • فرهنگ صلح را ترویج کنند؛
 • آموزش حقوق بشر ارائه دهند؛
 • و میان گروه‌های مختلف گفت‌وگو ایجاد کنند.
دانشگاه‌ها
دانشگاه‌ها نیز مسئولیت بزرگی دارند.
زیرا:
 • پژوهش‌های علمی؛
 • آموزش حقوق بشر؛
 • توسعه مطالعات صلح؛
همگی می‌توانند به شکل‌گیری فرهنگ صلح کمک کنند.
۵-۱۱. رسانه‌ها و حق بر صلح
در عصر ارتباطات، رسانه‌ها تأثیر عمیقی بر صلح و جنگ دارند.
نقش مثبت رسانه‌ها
رسانه‌ها می‌توانند:
 • آگاهی عمومی را افزایش دهند؛
 • گفت‌وگو را تقویت کنند؛
 • و از نفرت‌پراکنی جلوگیری نمایند.
خطر رسانه‌های مخرب
در مقابل، رسانه‌هایی که:
 • خشونت را ترویج می‌کنند؛
 • اخبار جعلی منتشر می‌کنند؛
 • یا نفرت قومی و مذهبی را گسترش می‌دهند؛ می‌توانند به تهدیدی برای صلح تبدیل شوند.
۵-۱۲. مسئولیت فردی شهروندان در تحقق صلح
یکی از تحولات مهم معاصر آن است که صلح دیگر صرفاً وظیفه دولت‌ها تلقی نمی‌شود.
هر شهروند نیز در برابر صلح مسئولیت دارد.
جلوه‌های مسئولیت فردی
شهروندان می‌توانند:
 • به حقوق دیگران احترام بگذارند؛
 • فرهنگ مدارا را ترویج کنند؛
 • از خشونت پرهیز نمایند؛
 • و در فعالیت‌های صلح‌طلبانه مشارکت داشته باشند.
صلح از خانواده آغاز می‌شود
صلح جهانی بدون صلح در:
 • خانواده؛
 • مدرسه؛
 • جامعه محلی؛ قابل تحقق نیست.
به همین دلیل بسیاری از پژوهشگران از مفهوم «فرهنگ صلح» سخن می‌گویند.
جمع‌بندی فصل پنجم
حق بر صلح یکی از حقوقی است که تحقق آن مستلزم همکاری چندسطحی و چندبازیگری است. سازمان ملل متحد، شورای امنیت، شورای حقوق بشر، دیوان بین‌المللی دادگستری، سازمان‌های منطقه‌ای، دولت‌ها، جامعه مدنی، دانشگاه‌ها، رسانه‌ها و شهروندان همگی در این مسیر نقش دارند. تجربه تاریخی نشان داده است که صلح پایدار نه از طریق قدرت نظامی، بلکه از طریق همکاری، عدالت، گفت‌وگو، توسعه و احترام به کرامت انسانی حاصل می‌شود.
 
 
فصل ششم:
چالش‌ها و موانع تحقق حق بر صلح در قرن بیست و یکم
 
بررسی تهدیدهای سنتی و نوظهور علیه صلح و امنیت انسانی
۶-۱. مقدمه
اگرچه جامعه بین‌المللی پس از جنگ جهانی دوم موفق شد قواعد و نهادهای مهمی برای حفظ صلح ایجاد کند، اما واقعیت‌های قرن بیست و یکم نشان می‌دهد که تحقق حق بر صلح همچنان با موانع جدی مواجه است.
امروزه جهان در شرایطی متناقض قرار دارد. از یک سو، پیشرفت‌های علمی، فناوری، حقوقی و اقتصادی بی‌سابقه‌ای حاصل شده است و از سوی دیگر، جنگ‌ها، بحران‌های انسانی، رقابت‌های ژئوپلیتیکی، تروریسم، نابرابری‌های اقتصادی و تهدیدهای زیست‌محیطی همچنان امنیت و صلح جهانی را تهدید می‌کنند.
به همین دلیل، بررسی چالش‌های معاصر حق بر صلح یکی از ضروری‌ترین مباحث حقوق بین‌الملل و حقوق بشر است.
۶-۲. جنگ‌های مسلحانه؛ مهم‌ترین تهدید علیه حق بر صلح
مهم‌ترین دشمن حق بر صلح همچنان جنگ است.
اگرچه منشور سازمان ملل استفاده از زور را ممنوع کرده است، اما جهان هنوز شاهد وقوع جنگ‌های متعدد است.
جنگ‌های بین‌المللی
در برخی موارد، دولت‌ها همچنان از زور نظامی برای حل اختلافات استفاده می‌کنند.
این جنگ‌ها نه تنها جان هزاران انسان را تهدید می‌کنند، بلکه آثار آن‌ها گاه دهه‌ها باقی می‌ماند.
جنگ‌های داخلی
بسیاری از مخاصمات معاصر ماهیت داخلی دارند.
در این نوع جنگ‌ها:
 • زیرساخت‌ها نابود می‌شوند؛
 • دولت‌ها تضعیف می‌شوند؛
 • و جمعیت‌های غیرنظامی بیشترین آسیب را متحمل می‌شوند.
پیامدهای حقوق بشری جنگ
جنگ معمولاً منجر به:
 • نقض حق حیات؛
 • آوارگی گسترده؛
 • نقض حقوق کودکان؛
 • خشونت علیه زنان؛
 • و بحران‌های انسانی می‌شود.
بنابراین، جنگ همچنان بزرگ‌ترین مانع تحقق حق بر صلح است.
۶-۳. رقابت قدرت‌های بزرگ و بحران‌های ژئوپلیتیکی
یکی از ویژگی‌های نظام بین‌المللی معاصر، رقابت فزاینده میان قدرت‌های بزرگ است.
بازگشت سیاست قدرت
برخی تحلیلگران معتقدند جهان بار دیگر به سمت نوعی رقابت قدرت‌محور حرکت می‌کند.
این رقابت‌ها می‌توانند:
 • تنش‌های منطقه‌ای را تشدید کنند؛
 • مسابقات تسلیحاتی را افزایش دهند؛
 • و خطر درگیری‌های گسترده‌تر را به وجود آورند.
تأثیر بر حق بر صلح
زمانی که منافع ژئوپلیتیکی بر همکاری بین‌المللی غلبه کند، تحقق حق بر صلح دشوارتر خواهد شد.
زیرا تصمیمات بین‌المللی ممکن است تحت تأثیر ملاحظات سیاسی قرار گیرند.
۶-۴. سلاح‌های هسته‌ای؛ تهدیدی علیه موجودیت بشریت
هیچ موضوعی به اندازه سلاح‌های هسته‌ای با مفهوم حق بر صلح ارتباط ندارد.
ابعاد خطر
برخلاف سلاح‌های متعارف، سلاح‌های هسته‌ای قادرند:
 • میلیون‌ها نفر را در مدت کوتاهی نابود کنند؛
 • محیط زیست را برای نسل‌ها آلوده سازند؛
 • و حتی بقای بشریت را تهدید کنند.
ناسازگاری با حقوق بشر
بسیاری از حقوقدانان معتقدند که استفاده از سلاح هسته‌ای با:
 • حق حیات؛
 • اصل تناسب؛
 • اصل تفکیک میان نظامیان و غیرنظامیان؛ سازگار نیست.
خلع سلاح و حق بر صلح
بدون پیشرفت واقعی در حوزه خلع سلاح، تحقق کامل حق بر صلح دشوار خواهد بود.
به همین دلیل، خلع سلاح هسته‌ای یکی از مطالبات اصلی جنبش‌های صلح جهانی است.
۶-۵. تروریسم و افراط‌گرایی خشونت‌آمیز
یکی دیگر از تهدیدهای مهم علیه صلح، تروریسم است.
آثار تروریسم
تروریسم:
 • امنیت عمومی را مختل می‌کند؛
 • ترس اجتماعی ایجاد می‌کند؛
 • توسعه را متوقف می‌سازد؛
 • و روابط میان جوامع را تضعیف می‌کند.
چالش حقوقی
مبارزه با تروریسم باید به گونه‌ای انجام شود که خود موجب نقض حقوق بشر نشود.
این یکی از پیچیده‌ترین چالش‌های حقوق بین‌الملل معاصر است.
۶-۶. فقر و نابرابری؛ دشمنان خاموش صلح
بسیاری از منازعات ریشه در مشکلات اقتصادی دارند.
فقر ساختاری
زمانی که میلیون‌ها انسان:
 • به غذا دسترسی نداشته باشند؛
 • از آموزش محروم باشند؛
 • یا در فقر شدید زندگی کنند؛ زمینه‌های بی‌ثباتی اجتماعی افزایش می‌یابد.
نابرابری و خشونت
نابرابری شدید می‌تواند:
 • احساس بی‌عدالتی ایجاد کند؛
 • اعتماد اجتماعی را کاهش دهد؛
 • و زمینه‌ساز درگیری شود.
عدالت اجتماعی و صلح
به همین دلیل، بسیاری از نظریه‌پردازان معتقدند:
 صلح بدون عدالت اجتماعی پایدار نخواهد بود.
۶-۷. تغییرات اقلیمی و حق بر صلح
یکی از مهم‌ترین تهدیدهای نوظهور علیه صلح، بحران تغییرات اقلیمی است.
کمبود منابع طبیعی
گرمایش زمین می‌تواند موجب:
 • کمبود آب؛
 • کاهش تولید غذا؛
 • مهاجرت‌های گسترده؛
 • و رقابت بر سر منابع شود.
درگیری‌های زیست‌محیطی
برخی پژوهش‌ها نشان می‌دهد که در آینده، بسیاری از منازعات ممکن است بر سر:
 • آب؛
 • زمین؛
 • یا منابع طبیعی رخ دهند.
محیط زیست و صلح
به همین دلیل، حفاظت از محیط زیست امروزه بخشی از راهبردهای صلح جهانی محسوب می‌شود.
۶-۸. مهاجرت‌های اجباری و بحران‌های انسانی
جنگ، فقر و تغییرات اقلیمی موجب افزایش مهاجرت‌های اجباری شده‌اند.
پیامدهای انسانی
آوارگان و پناهندگان معمولاً با:
 • فقر؛
 • تبعیض؛
 • مشکلات بهداشتی؛
 • و ناامنی مواجه می‌شوند.
تأثیر بر صلح
اگر مدیریت مناسبی وجود نداشته باشد، بحران‌های مهاجرتی می‌توانند تنش‌های اجتماعی و سیاسی را افزایش دهند.
۶-۹. فضای سایبری و تهدیدهای نوین علیه صلح
تحولات فناوری، ابعاد جدیدی به مفهوم امنیت داده است.
جنگ سایبری
امروزه حملات سایبری می‌توانند:
 • زیرساخت‌های حیاتی را مختل کنند؛
 • خدمات عمومی را متوقف سازند؛
 • و خسارات گسترده اقتصادی ایجاد نمایند.
خلأهای حقوقی
حقوق بین‌الملل هنوز به طور کامل با چالش‌های فضای سایبری سازگار نشده است.
این موضوع یکی از چالش‌های آینده حق بر صلح خواهد بود.
۶-۱۰. اطلاعات نادرست، نفرت‌پراکنی و رسانه‌های مخرب
در عصر شبکه‌های اجتماعی، اطلاعات به سرعت منتشر می‌شود.
اما این فرصت می‌تواند به تهدید نیز تبدیل شود.
اخبار جعلی
انتشار اطلاعات نادرست می‌تواند:
 • تنش‌های قومی و مذهبی را تشدید کند؛
 • بی‌اعتمادی اجتماعی ایجاد کند؛
 • و حتی زمینه خشونت را فراهم آورد.
نفرت‌پراکنی
تاریخ نشان داده است که بسیاری از جنایات جمعی پیش از وقوع، با گفتمان نفرت آغاز شده‌اند.
بنابراین، مقابله با نفرت‌پراکنی بخشی از راهبرد حمایت از صلح است.
۶-۱۱. ضعف اجرای حقوق بین‌الملل
یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های حق بر صلح، ضعف ضمانت اجرا در نظام بین‌المللی است.
مشکل اجرای قواعد
برخلاف نظام‌های داخلی، در حقوق بین‌الملل:
 • پلیس جهانی وجود ندارد؛
 • دادگاه‌های بین‌المللی صلاحیت محدود دارند؛
 • و اجرای قواعد تا حد زیادی به اراده دولت‌ها وابسته است.
پیامدها
این وضعیت گاهی موجب می‌شود که نقض صلح و حقوق بشر بدون پاسخ مؤثر باقی بماند.
۶-۱۲. بحران اعتماد به نهادهای بین‌المللی
یکی دیگر از چالش‌های معاصر، کاهش اعتماد برخی دولت‌ها و جوامع به نهادهای بین‌المللی است.
دلایل بحران اعتماد
از جمله:
 • استانداردهای دوگانه؛
 • سیاسی شدن برخی تصمیمات؛
 • ناکارآمدی در مدیریت بعضی بحران‌ها.
ضرورت اصلاح
برای تقویت حق بر صلح، نهادهای بین‌المللی باید:
 • شفاف‌تر باشند؛
 • پاسخگو تر شوند؛
 • و اعتماد عمومی را افزایش دهند.
۶-۱۳. فرهنگ خشونت در جوامع
گاهی تهدید صلح تنها از سطح بین‌المللی ناشی نمی‌شود.
فرهنگ خشونت در سطوح مختلف اجتماعی نیز می‌تواند زمینه‌ساز بی‌ثباتی باشد.
جلوه‌های خشونت
 • خشونت خانوادگی؛
 • خشونت علیه کودکان؛
 • خشونت علیه زنان؛
 • تبعیض؛
 • نفرت قومی و مذهبی.
فرهنگ صلح
در مقابل، ترویج:
 • مدارا؛
 • گفت‌وگو؛
 • احترام متقابل؛
 • و آموزش حقوق بشر از مهم‌ترین ابزارهای تحقق صلح پایدار است.
جمع‌بندی فصل ششم
تحقق حق بر صلح در قرن بیست و یکم با چالش‌های پیچیده و چندلایه‌ای مواجه است. جنگ‌های مسلحانه، رقابت قدرت‌های بزرگ، سلاح‌های هسته‌ای، تروریسم، فقر، نابرابری، تغییرات اقلیمی، مهاجرت‌های اجباری، تهدیدهای سایبری و ضعف اجرای حقوق بین‌الملل همگی موانعی جدی بر سر راه تحقق این حق محسوب می‌شوند. با این حال، شناخت دقیق این چالش‌ها نخستین گام برای طراحی راهکارهای مؤثر و حرکت به سوی نظمی عادلانه‌تر و صلح‌آمیزتر است.
 
 
فصل هفتم:
مطالعات موردی حق بر صلح در نظام بین‌المللی
 
تحلیل تجارب تاریخی و معاصر در پرتو حقوق بین‌الملل و حقوق بشر
۷-۱. مقدمه
هیچ نظریه حقوقی بدون آزمون در عرصه واقعیت، کامل نیست. اگرچه حق بر صلح در اسناد بین‌المللی، قطعنامه‌ها و ادبیات حقوقی جایگاه مهمی یافته است، اما ارزش واقعی آن زمانی آشکار می‌شود که در بستر رخدادهای تاریخی و بحران‌های واقعی مورد بررسی قرار گیرد.
مطالعات موردی نشان می‌دهند که صلح صرفاً یک مفهوم انتزاعی نیست، بلکه مسئله‌ای حیاتی برای بقا، امنیت، توسعه و کرامت انسانی است. همچنین این مطالعات روشن می‌سازند که فقدان صلح چگونه می‌تواند تمامی حقوق بنیادین بشر را در معرض نابودی قرار دهد.
در این فصل، مهم‌ترین نمونه‌های تاریخی و معاصر مرتبط با حق بر صلح بررسی می‌شوند تا ابعاد عملی این حق بهتر تبیین گردد.
۷-۲. جنگ جهانی اول؛ شکست نظام سنتی حفظ صلح
جنگ جهانی اول (۱۹۱۴-۱۹۱۸) یکی از نخستین نشانه‌های ناکارآمدی نظام سنتی روابط بین‌الملل بود.
ابعاد فاجعه
این جنگ موجب:
 • کشته شدن میلیون‌ها نفر؛
 • نابودی گسترده زیرساخت‌ها؛
 • فروپاشی امپراتوری‌های بزرگ؛
 • و بحران‌های اقتصادی و اجتماعی عمیق شد.
پیامدهای حقوقی
پس از پایان جنگ، جامعه بین‌المللی دریافت که صلح نمی‌تواند صرفاً بر توازن قوا استوار باشد.
در نتیجه:
League of Nations برای حفظ صلح جهانی تأسیس شد.
درس برای حق بر صلح
مهم‌ترین درس جنگ جهانی اول این بود که فقدان سازوکارهای مؤثر همکاری بین‌المللی می‌تواند به فاجعه‌ای جهانی منجر شود.
۷-۳. جنگ جهانی دوم و تولد نظام نوین صلح
اگر جنگ جهانی اول یک هشدار بود، جنگ جهانی دوم یک فاجعه بی‌سابقه برای بشریت محسوب می‌شد.
ابعاد انسانی
این جنگ:
 • ده‌ها میلیون کشته بر جای گذاشت؛
 • موجب آوارگی گسترده شد؛
 • و فجایعی همچون هولوکاست را رقم زد.
تولد سازمان ملل متحد
جامعه جهانی پس از این جنگ به این نتیجه رسید که صلح باید به یک اصل بنیادین حقوق بین‌الملل تبدیل شود.
در نتیجه:
United Nations در سال ۱۹۴۵ تأسیس شد.
اهمیت برای حق بر صلح
منشور ملل متحد نخستین گام بزرگ در تبدیل صلح از یک آرمان سیاسی به یک هدف حقوقی جهانی بود.
۷-۴. جنگ سرد؛ صلح در سایه ترس
دوران جنگ سرد یکی از پیچیده‌ترین دوره‌های تاریخ معاصر است.
ویژگی‌های اصلی
در این دوره:
 • دو بلوک قدرت جهانی شکل گرفت؛
 • مسابقه تسلیحات هسته‌ای گسترش یافت؛
 • و جهان بارها در آستانه جنگ هسته‌ای قرار گرفت.
پارادوکس جنگ سرد
اگرچه جنگ جهانی مستقیمی رخ نداد، اما جهان در شرایطی از ترس دائمی زندگی می‌کرد.
این وضعیت نشان داد که نبود جنگ لزوماً به معنای تحقق حق بر صلح نیست.
مفهوم صلح مثبت
همین تجربه باعث شد اندیشمندانی مانند یوهان گالتونگ مفهوم «صلح مثبت» را مطرح کنند.
۷-۵. تجربه آفریقای جنوبی؛ پیروزی گفت‌وگو بر خشونت
یکی از موفق‌ترین نمونه‌های تحقق صلح از طریق عدالت و آشتی، تجربه:
South Africa است.
نظام آپارتاید
سال‌ها تبعیض نژادی موجب:
 • نقض گسترده حقوق بشر؛
 • خشونت؛
 • و بی‌ثباتی اجتماعی شده بود.
نقش رهبری سیاسی
نقش برجسته:
Nelson Mandela
در گذار مسالمت‌آمیز به دموکراسی بسیار مهم بود.
کمیسیون حقیقت و آشتی
به جای انتقام‌جویی گسترده، سازوکاری برای کشف حقیقت و آشتی ملی ایجاد شد.
درس برای حق بر صلح
صلح پایدار زمانی شکل می‌گیرد که عدالت، بخشش، حقیقت و آشتی در کنار یکدیگر قرار گیرند.
۷-۶. روند صلح در ایرلند شمالی
یکی از نمونه‌های موفق حل منازعات طولانی‌مدت، توافق:
Good Friday Agreement است.
زمینه منازعه
دهه‌ها خشونت سیاسی و مذهبی در ایرلند شمالی موجب بی‌ثباتی گسترده شده بود.
راهکار
در نهایت:
 • گفت‌وگو؛
 • میانجی‌گری؛
 • مشارکت گروه‌های مختلف؛ زمینه دستیابی به توافق صلح را فراهم کرد.
اهمیت
این تجربه نشان داد که حتی منازعات پیچیده و ریشه‌دار نیز از طریق مذاکره قابل حل هستند.
۷-۷. نسل‌کشی رواندا؛ شکست جامعه بین‌المللی
یکی از تلخ‌ترین نمونه‌های نقض حق بر صلح، نسل‌کشی:
Rwandan genocide است.
ابعاد فاجعه
در مدت کوتاهی صدها هزار نفر جان خود را از دست دادند.
ناکامی جامعه جهانی
جامعه بین‌المللی نتوانست به موقع از وقوع این فاجعه جلوگیری کند.
پیامد حقوقی
این رویداد بعدها در شکل‌گیری مفهوم:
«مسئولیت حمایت» (Responsibility to Protect) نقش مهمی ایفا کرد.
۷-۸. منازعه فلسطین و اسرائیل؛ آزمون بزرگ حق بر صلح
یکی از طولانی‌ترین بحران‌های معاصر، منازعه میان:
Palestine
و
Israel است.
ابعاد انسانی
این منازعه دهه‌هاست موجب:
 • تلفات انسانی؛
 • آوارگی؛
 • بی‌ثباتی منطقه‌ای؛
 • و نقض حقوق بشر شده است.
چالش‌های حقوقی
موضوعاتی مانند:
 • حق تعیین سرنوشت؛
 • اشغال سرزمینی؛
 • وضعیت پناهندگان؛
 • امنیت غیرنظامیان؛ در این منازعه مطرح هستند.
ارتباط با حق بر صلح
این بحران نشان می‌دهد که بدون اجرای حقوق بین‌الملل و عدالت پایدار، دستیابی به صلح دشوار خواهد بود.
۷-۹. جنگ اوکراین و چالش‌های جدید صلح جهانی
جنگ در:
Ukraine یکی از مهم‌ترین بحران‌های بین‌المللی دهه اخیر محسوب می‌شود.
پیامدهای انسانی
این جنگ موجب:
 • کشته و زخمی شدن هزاران نفر؛
 • جابه‌جایی گسترده جمعیت؛
 • و خسارات عظیم اقتصادی شده است.
پیامدهای جهانی
علاوه بر آثار منطقه‌ای، این جنگ بر:
 • امنیت غذایی؛
 • بازار انرژی؛
 • و ثبات اقتصادی جهانی نیز تاثیر گذاشته است.
درس حقوقی
این بحران نشان می‌دهد که نقض صلح در یک منطقه می‌تواند پیامدهای جهانی داشته باشد.
۷-۱۰. تجربه اتحادیه اروپا؛ صلح از طریق همگرایی
یکی از موفق‌ترین نمونه‌های صلح‌سازی در تاریخ معاصر:
European Union است.
پیشینه تاریخی
کشورهای اروپایی قرن‌ها درگیر جنگ‌های خونین بودند.
تحول بنیادین
پس از جنگ جهانی دوم، همکاری اقتصادی و سیاسی جایگزین رقابت نظامی شد.
اهمیت
اتحادیه اروپا نشان داد که:
 • همکاری اقتصادی؛
 • احترام به حقوق بشر؛
 • و نهادسازی مشترک می‌تواند صلح پایدار ایجاد کند.
۷-۱۱. تجربه سازمان‌های منطقه‌ای در آمریکای لاتین
در آمریکای لاتین نیز روندهای مهمی برای حل اختلافات از طریق گفت‌وگو شکل گرفته است.
ویژگی‌ها
 • توسعه میانجی‌گری؛
 • تقویت دموکراسی؛
 • حل مسالمت‌آمیز اختلافات مرزی.
نتیجه
این تجربیات نشان می‌دهند که سازمان‌های منطقه‌ای می‌توانند مکمل مهمی برای نظام جهانی صلح باشند.
۷-۱۲. همه‌گیری کرونا و مفهوم جدید صلح
یکی از نکات مهم در سال‌های اخیر، گسترش مفهوم صلح فراتر از جنگ‌های نظامی بوده است.
درس‌های همه‌گیری
همه‌گیری جهانی نشان داد که:
 • سلامت جهانی؛
 • همکاری علمی؛
 • و همبستگی انسانی نیز بخشی از امنیت و صلح محسوب می‌شوند.
تحول مفهومی
امروزه صلح صرفاً به معنای نبود جنگ نیست؛ بلکه شامل امنیت انسانی در گسترده‌ترین معنای آن است.
۷-۱۳. جمع‌بندی مطالعات موردی
مطالعات موردی نشان می‌دهند که حق بر صلح یک مفهوم انتزاعی یا صرفاً نظری نیست. جنگ‌های جهانی، نسل‌کشی‌ها، بحران‌های منطقه‌ای و منازعات معاصر آثار ویرانگر فقدان صلح را آشکار ساخته‌اند. در مقابل، تجربه آفریقای جنوبی، ایرلند شمالی، اتحادیه اروپا و سایر نمونه‌های موفق نشان می‌دهد که گفت‌وگو، عدالت، همکاری و احترام به حقوق بشر می‌توانند مسیر دستیابی به صلح پایدار را هموار کنند.
جمع‌بندی فصل هفتم:
تجربه تاریخی بشریت ثابت کرده است که صلح نه یک رؤیای آرمان‌گرایانه بلکه ضرورتی حیاتی برای بقا و پیشرفت جوامع انسانی است. مطالعات موردی نشان می‌دهند که هر جا عدالت، حقوق بشر، گفت‌وگو و همکاری تقویت شده‌اند، صلح نیز پایدارتر بوده است و هر جا تبعیض، خشونت و بی‌عدالتی گسترش یافته‌اند، جنگ و بحران نیز ظهور کرده‌اند. از این رو، حق بر صلح باید به عنوان یکی از ستون‌های اصلی نظم حقوقی بین‌المللی معاصر شناخته شود.
 
 
فصل هشتم:
حق بر صلح در اندیشه اسلامی، حقوق ایران و نظام‌های حقوقی تطبیقی
 
بررسی مبانی قرآنی، فقهی، حقوق اساسی و رویکردهای تطبیقی در حمایت از صلح
۸-۱. مقدمه
یکی از مهم‌ترین ابعاد پژوهش درباره «حق بر صلح»، بررسی ریشه‌های فرهنگی، دینی و حقوقی آن در نظام‌های مختلف حقوقی جهان است. اگرچه مفهوم حق بر صلح در ادبیات جدید حقوق بشر و حقوق بین‌الملل بیشتر پس از جنگ جهانی دوم توسعه یافته است، اما مبانی فکری و ارزشی آن در بسیاری از تمدن‌ها، ادیان و نظام‌های حقوقی سابقه‌ای بسیار طولانی دارد.
در این میان، اندیشه اسلامی جایگاه ویژه‌ای دارد. برخلاف برخی برداشت‌های نادرست که اسلام را صرفاً از منظر جنگ و جهاد تحلیل می‌کنند، مطالعه دقیق قرآن کریم، سنت پیامبر اسلام (ص)، سیره اهل‌بیت (ع) و منابع فقه اسلامی نشان می‌دهد که صلح، عدالت، کرامت انسانی و همزیستی مسالمت‌آمیز از مهم‌ترین ارزش‌های بنیادین اسلام محسوب می‌شوند.
از سوی دیگر، بررسی حقوق ایران و مقایسه آن با نظام‌های حقوقی دیگر می‌تواند ابعاد جدیدی از جایگاه حق بر صلح را آشکار سازد.
۸-۲. مفهوم صلح در قرآن کریم
برای شناخت دیدگاه اسلام درباره صلح، باید پیش از هر چیز به قرآن کریم مراجعه کرد.
نکته قابل توجه آن است که واژه‌های مرتبط با صلح، سلام، اصلاح، آشتی و امنیت ده‌ها بار در قرآن به کار رفته‌اند.
این امر نشان می‌دهد که صلح یکی از ارزش‌های بنیادین در جهان‌بینی اسلامی است.
صلح به عنوان اصل
خداوند در قرآن کریم می‌فرماید:
 «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِی السِّلْمِ کَافَّةً»
(سوره بقره، آیه ۲۰۸)
این آیه مسلمانان را به ورود کامل در مسیر صلح فرا می‌خواند.
بسیاری از مفسران معتقدند که این آیه بیانگر جایگاه والای صلح در نظام ارزشی اسلام است.
ترجیح صلح بر مخاصمه
خداوند در آیه‌ای دیگر می‌فرماید:
 «وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا»
(سوره انفال، آیه ۶۱)
یعنی:
اگر دشمنان به صلح گرایش پیدا کردند، تو نیز صلح را بپذیر.
این آیه یکی از مهم‌ترین مستندات قرآنی در حمایت از حل و فصل مسالمت‌آمیز اختلافات محسوب می‌شود.
۸-۳. کرامت انسانی و حق بر صلح در قرآن
یکی از پایه‌های اصلی حق بر صلح، اصل کرامت انسانی است.
در قرآن آمده است:
 «وَلَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ»
(سوره اسراء، آیه ۷۰)
این آیه بیانگر آن است که تمامی انسان‌ها صرف‌نظر از نژاد، قومیت، زبان یا دین دارای کرامت ذاتی هستند.
ارتباط کرامت انسانی و صلح
وقتی همه انسان‌ها دارای کرامت باشند:
 • جنگ‌های تجاوزکارانه فاقد مشروعیت خواهند بود؛
 • تبعیض نژادی مردود خواهد بود؛
 • خشونت‌های غیرضروری محکوم خواهند شد.
در نتیجه، اصل کرامت انسانی یکی از مبانی مهم حق بر صلح در اندیشه اسلامی است.
۸-۴. منع تجاوز در اسلام و حقوق بین‌الملل
یکی از اصول بنیادین حقوق بین‌الملل معاصر، منع توسل به زور است.
جالب آنکه این اصل در آموزه‌های اسلامی نیز جایگاه برجسته‌ای دارد.
اصل عدم تجاوز
قرآن کریم می‌فرماید:
 «وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْمُعْتَدِینَ»
(سوره بقره، آیه ۱۹۰)
این آیه تجاوز و تعدی را ممنوع می‌داند.
شباهت با منشور ملل متحد
امروزه ماده ۲ بند ۴ منشور سازمان ملل نیز بر ممنوعیت توسل به زور تأکید دارد.
از این منظر می‌توان گفت که میان بسیاری از آموزه‌های اسلامی و اصول بنیادین حقوق بین‌الملل معاصر همگرایی قابل توجهی وجود دارد.
۸-۵. صلح در سیره پیامبر اسلام (ص)
برای شناخت عملی دیدگاه اسلام نسبت به صلح، مطالعه سیره پیامبر اسلام (ص) ضروری است.
پیمان مدینه
یکی از نخستین اسناد سیاسی اسلام:
«میثاق مدینه» بود.
این سند میان مسلمانان، یهودیان و سایر ساکنان مدینه منعقد شد.
اهمیت تاریخی
میثاق مدینه:
 • بر همزیستی مسالمت‌آمیز تأکید داشت؛
 • آزادی‌های دینی را به رسمیت می‌شناخت؛
 • و سازوکاری برای حل اختلافات فراهم می‌کرد.
بسیاری از پژوهشگران این سند را از نخستین نمونه‌های قرارداد اجتماعی و همزیستی مسالمت‌آمیز در تاریخ می‌دانند.
صلح حدیبیه
یکی از مشهورترین نمونه‌های ترجیح صلح بر جنگ، پیمان حدیبیه است.
اگرچه برخی مسلمانان در ابتدا این توافق را ناعادلانه می‌دانستند، اما بعدها مشخص شد که این صلح زمینه‌ساز گسترش اسلام و کاهش خشونت شد.
درس حقوقی
صلح حدیبیه نشان می‌دهد که در اندیشه اسلامی، مذاکره و مصالحه می‌تواند بر تقابل و جنگ ترجیح داشته باشد.
۸-۶. حق بر صلح در فقه اسلامی
فقه اسلامی نیز قواعد متعددی دارد که با مفهوم حق بر صلح ارتباط پیدا می‌کنند.
اصل صلح و مصالحه
در فقه اسلامی:
«الصلح خیر» یکی از اصول شناخته‌شده است.
صلح نه تنها در روابط فردی بلکه در روابط اجتماعی و سیاسی نیز جایگاه مهمی دارد.
قاعده نفی ضرر
بر اساس قاعده:
«لا ضرر و لا ضرار» هیچ فردی نباید موجب زیان ناروا به دیگران شود.
جنگ‌های تجاوزکارانه و خشونت‌های غیرضروری با این اصل ناسازگار هستند.
حفظ جان انسان
فقه اسلامی اهمیت ویژه‌ای برای حفظ جان انسان قائل است.
قرآن کریم می‌فرماید:
 «هر کس انسانی را نجات دهد، گویی همه بشریت را نجات داده است.»
این نگرش ارتباط نزدیکی با فلسفه حق بر صلح دارد.
۸-۷. حق بر صلح در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز اصول متعددی دارد که با صلح و روابط مسالمت‌آمیز بین‌المللی مرتبط هستند.
اصل ۱۵۲
این اصل بر:
 • نفی سلطه‌گری؛
 • نفی سلطه‌پذیری؛
 • حفظ استقلال؛
 • و روابط صلح‌آمیز با دولت‌های غیرمحارب تأکید می‌کند.
اصل ۱۵۴
بر اساس این اصل:
جمهوری اسلامی ایران از مبارزه حق‌طلبانه مستضعفان حمایت می‌کند اما در امور داخلی ملت‌ها دخالت نمی‌کند.
اهمیت حقوقی
این اصول نشان می‌دهند که قانون اساسی ایران بر همزیستی مسالمت‌آمیز، استقلال و احترام به حقوق ملت‌ها تأکید دارد.
۸-۸. حق بر صلح در نظام حقوقی اروپا
در بسیاری از کشورهای اروپایی، صلح به عنوان یکی از ارزش‌های بنیادین نظام سیاسی شناخته می‌شود.
تجربه پس از جنگ جهانی دوم
پس از دو جنگ جهانی، کشورهای اروپایی به این نتیجه رسیدند که همکاری و همگرایی بهترین راه جلوگیری از جنگ است.
نقش اتحادیه اروپا
European Union نمونه موفقی از نهادسازی منطقه‌ای برای حفظ صلح محسوب می‌شود.
۸-۹. حق بر صلح در نظام حقوقی آمریکای لاتین
برخی از کشورهای آمریکای لاتین در قوانین اساسی خود به صلح اشاره کرده‌اند.
قانون اساسی کلمبیا
Colombia از جمله کشورهایی است که صلح را به عنوان یک حق و تکلیف عمومی مورد شناسایی قرار داده است.
اهمیت
این رویکرد نشان می‌دهد که مفهوم حق بر صلح به تدریج وارد حقوق داخلی کشورها نیز شده است.
۸-۱۰. حق بر صلح در حقوق آفریقا
در نظام حقوقی آفریقا نیز ارتباط میان توسعه، عدالت و صلح مورد توجه قرار گرفته است.
منشور آفریقایی حقوق بشر و ملت‌ها
African Charter on Human and Peoples’ Rights
بر همکاری، توسعه و احترام متقابل میان ملت‌ها تأکید دارد.
تجربه آفریقایی
بسیاری از کشورهای آفریقایی به دلیل تجربه استعمار، جنگ داخلی و نسل‌کشی، اهمیت ویژه‌ای برای صلح قائل هستند.
۸-۱۱. همگرایی ادیان و تمدن‌ها در حمایت از صلح
یکی از نکات مهم آن است که حمایت از صلح محدود به یک دین یا فرهنگ خاص نیست.
تقریباً تمامی ادیان بزرگ جهان:
 • اسلام؛
 • مسیحیت؛
 • یهودیت؛
 • بودیسم؛
 • هندوئیسم؛ بر ارزش صلح و احترام به انسان تأکید کرده‌اند.
اهمیت گفت‌وگوی بین‌فرهنگی
در جهان معاصر، گفت‌وگوی میان ادیان و تمدن‌ها می‌تواند نقش مهمی در کاهش تنش‌ها و تقویت فرهنگ صلح ایفا کند.
جمع‌بندی فصل هشتم:
بررسی منابع اسلامی، فقهی، قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و نظام‌های حقوقی تطبیقی نشان می‌دهد که حق بر صلح صرفاً محصول حقوق بین‌الملل معاصر نیست، بلکه ریشه‌های عمیقی در فرهنگ‌ها، ادیان و نظام‌های حقوقی مختلف دارد. قرآن کریم، سیره پیامبر اسلام (ص)، قواعد فقهی، اصول قانون اساسی ایران و تجربه‌های حقوقی سایر کشورها همگی بر ارزش صلح، کرامت انسانی، عدالت و حل مسالمت‌آمیز اختلافات تأکید دارند. این همگرایی جهانی و تمدنی می‌تواند پشتوانه‌ای مهم برای تقویت جایگاه حقوقی حق بر صلح در آینده باشد.
 
 
فصل نهم:
راهکارهای حقوقی، سیاسی، فرهنگی و آموزشی برای نهادینه‌سازی حق بر صلح در قرن بیست و یکم
 
از آرمان حقوقی تا تحقق عملی صلح پایدار
۹-۱. مقدمه
یکی از مهم‌ترین پرسش‌های پژوهش حاضر این است که چگونه می‌توان «حق بر صلح» را از سطح یک آرمان اخلاقی و یک هنجار نوظهور حقوقی به یک واقعیت عینی و قابل اجرا در زندگی ملت‌ها تبدیل کرد؟
تجربه تاریخی نشان داده است که صرف تصویب معاهدات و اعلامیه‌های بین‌المللی برای تحقق صلح کافی نیست. جهان امروز دارای پیشرفته‌ترین اسناد حقوقی، گسترده‌ترین نهادهای بین‌المللی و پیچیده‌ترین سازوکارهای همکاری جهانی است؛ با این حال همچنان شاهد جنگ، خشونت، فقر، تروریسم، تبعیض و بحران‌های انسانی هستیم.
این واقعیت نشان می‌دهد که تحقق حق بر صلح نیازمند یک رویکرد جامع، چندبعدی و میان‌رشته‌ای است؛ رویکردی که همزمان ابعاد حقوقی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، آموزشی و اخلاقی را در برگیرد.
۹-۲. اصلاح ساختار نظام بین‌المللی
یکی از نخستین الزامات تحقق حق بر صلح، تقویت و اصلاح نظام بین‌المللی است.
بسیاری از بحران‌های معاصر نشان داده‌اند که برخی از ساختارهای موجود دیگر پاسخگوی پیچیدگی‌های جهان امروز نیستند.
اصلاح شورای امنیت
یکی از مهم‌ترین مباحث حقوق بین‌الملل معاصر، اصلاح ساختار:
United Nations Security Council است.
چالش حق وتو
حق وتو که در سال ۱۹۴۵ طراحی شد، در موارد متعدد مانع واکنش مؤثر جامعه جهانی در برابر بحران‌های انسانی شده است.
بسیاری از صاحب‌نظران پیشنهاد می‌کنند:
 • دامنه استفاده از وتو محدود شود؛
 • در موارد نسل‌کشی و جنایات بین‌المللی استفاده از وتو ممنوع گردد؛
 • و نمایندگی مناطق مختلف جهان در شورا افزایش یابد.
ضرورت مشروعیت بیشتر
هر اندازه ساختار شورای امنیت عادلانه‌تر و نماینده‌تر باشد، توانایی آن برای حمایت از صلح نیز بیشتر خواهد شد.
۹-۳. تقویت حقوق بین‌الملل و ضمانت اجرای آن
یکی از ضعف‌های مهم نظام بین‌المللی، محدود بودن ضمانت اجراها است.
ضرورت احترام به حقوق بین‌الملل
دولت‌ها باید:
 • اصل منع توسل به زور را رعایت کنند؛
 • به تعهدات بین‌المللی پایبند باشند؛
 • و اختلافات خود را از راه‌های مسالمت‌آمیز حل کنند.
توسعه مسئولیت بین‌المللی
جامعه جهانی باید سازوکارهایی ایجاد کند که هزینه نقض صلح افزایش یابد.
هرچه ناقضان قواعد بین‌المللی پاسخگوتر باشند، احتمال وقوع جنگ کاهش می‌یابد.
۹-۴. جهانی‌سازی فرهنگ گفت‌وگو
یکی از مهم‌ترین ابزارهای تحقق صلح، گفت‌وگو است.
گفت‌وگو به جای تقابل
بسیاری از جنگ‌ها نتیجه:
 • سوءتفاهم؛
 • بی‌اعتمادی؛
 • تعصب؛
 • و فقدان ارتباط مؤثر هستند.
دیپلماسی گفت‌وگو
کشورها باید پیش از توسل به هرگونه تنش، تمامی ظرفیت‌های:
 • مذاکره؛
 • میانجی‌گری؛
 • داوری؛
 • سازش؛ را به کار گیرند.
صلح از مسیر ارتباط
هیچ توافق صلح پایداری بدون گفت‌وگوی واقعی میان طرف‌های درگیر حاصل نشده است.
۹-۵. آموزش حقوق بشر و آموزش صلح
یکی از موثرترین راهکارهای بلند مدت برای تحقق حق بر صلح، آموزش است.
چرا آموزش اهمیت دارد؟
بسیاری از رفتارهای خشونت‌آمیز نتیجه:
 • جهل؛
 • تعصب؛
 • کلیشه‌های نادرست؛
 • و فقدان آگاهی هستند.
آموزش صلح در مدارس
نظام‌های آموزشی باید مفاهیمی مانند:
 • مدارا؛
 • احترام متقابل؛
 • حل مسالمت‌آمیز اختلافات؛
 • حقوق بشر؛
 • مسئولیت اجتماعی؛ را به نسل‌های آینده آموزش دهند.
نقش دانشگاه‌ها
دانشگاه‌ها می‌توانند:
 • مطالعات صلح را گسترش دهند؛
 • پژوهش‌های میان‌رشته‌ای انجام دهند؛
 • و نسل جدیدی از متخصصان صلح را تربیت کنند.
۹-۶. توسعه عدالت اجتماعی
یکی از مهم‌ترین یافته‌های مطالعات صلح این است که بی‌عدالتی زمینه‌ساز خشونت است.
رابطه عدالت و صلح
هر جا:
 • تبعیض؛
 • فقر؛
 • فساد؛
 • و نابرابری گسترش یافته است، احتمال بی‌ثباتی نیز افزایش یافته است.
صلح بدون عدالت؟
صلحی که بر بی‌عدالتی بنا شود، معمولاً موقتی است.
صلح پایدار نیازمند:
 • توزیع عادلانه فرصت‌ها؛
 • دسترسی برابر به خدمات عمومی؛
 • و احترام به کرامت انسانی است.
۹-۷. کاهش فقر و تحقق توسعه پایدار
فقر یکی از تهدیدهای خاموش علیه صلح است.
آثار فقر
فقر می‌تواند:
 • احساس محرومیت ایجاد کند؛
 • زمینه افراط‌گرایی را فراهم آورد؛
 • و اعتماد اجتماعی را تضعیف کند.
توسعه به عنوان ابزار صلح
سرمایه‌گذاری در:
 • آموزش؛
 • سلامت؛
 • اشتغال؛
 • زیرساخت‌ها؛ در واقع سرمایه‌گذاری برای صلح است.
اهداف توسعه پایدار
اهداف توسعه پایدار سازمان ملل نشان می‌دهند که مبارزه با فقر بخشی از راهبرد جهانی صلح است.
۹-۸. نقش رسانه‌ها در ترویج فرهنگ صلح
رسانه‌ها امروز یکی از قدرتمندترین بازیگران اجتماعی هستند.
رسانه‌های صلح‌محور
رسانه‌ها می‌توانند:
 • گفت‌وگو را تقویت کنند؛
 • آگاهی عمومی را افزایش دهند؛
 • و از نفرت‌پراکنی جلوگیری نمایند.
مسئولیت اخلاقی رسانه‌ها
رسانه‌ها نباید:
 • خشونت را عادی‌سازی کنند؛
 • کلیشه‌های قومی و مذهبی ایجاد کنند؛
 • یا اخبار نادرست منتشر نمایند.
روزنامه‌نگاری صلح
در سال‌های اخیر مفهوم « روزنامه‌نگاری صلح » به عنوان رویکردی جدید مطرح شده است.
این رویکرد بر حل مسئله، کاهش تنش و تقویت فهم متقابل تأکید دارد.
۹-۹. نقش سازمان‌های مردم‌نهاد
سازمان‌های غیردولتی می‌توانند پلی میان دولت‌ها و مردم باشند.
کارکردهای مهم
این سازمان‌ها می‌توانند:
 • آموزش حقوق بشر ارائه دهند؛
 • میانجی‌گری اجتماعی انجام دهند؛
 • از قربانیان حمایت کنند؛
 • و فرهنگ صلح را ترویج نمایند.
جامعه مدنی و صلح
تجربه بسیاری از کشورها نشان داده است که صلح پایدار بدون مشارکت جامعه مدنی دشوار است.
۹-۱۰. نقش زنان در تحقق حق بر صلح
یکی از مهم‌ترین تحولات معاصر، توجه به نقش زنان در فرآیندهای صلح است.
زنان؛ قربانیان و سازندگان صلح
زنان در بسیاری از جنگ‌ها قربانی خشونت بوده‌اند، اما در عین حال نقش مهمی در بازسازی جوامع و ایجاد آشتی ایفا کرده‌اند.
مشارکت  برابر
افزایش حضور زنان در:
 • مذاکرات صلح؛
 • نهادهای تصمیم‌گیری؛
 • و سیاست‌گذاری عمومی می‌تواند به پایداری بیشتر توافق‌های صلح کمک کند.
۹-۱۱. نقش جوانان در ساختن آینده صلح
جمعیت جوان جهان یکی از مهم‌ترین ظرفیت‌های تحقق صلح است.
سرمایه اجتماعی جوانان
جوانان می‌توانند:
 • مروجان گفت‌وگو باشند؛
 • در فعالیت‌های داوطلبانه مشارکت کنند؛
 • و از فناوری برای ترویج صلح استفاده نمایند.
ضرورت سرمایه‌گذاری بر نسل آینده
هر برنامه صلحی که نسل جوان را نادیده بگیرد، در بلندمدت با شکست مواجه خواهد شد.
۹-۱۲. گفت‌وگوی ادیان و تمدن‌ها
بسیاری از تنش‌های معاصر ناشی از سوءبرداشت‌های فرهنگی و مذهبی است.
اهمیت گفت‌وگوی بین‌فرهنگی
گفت‌وگوی میان ادیان و تمدن‌ها می‌تواند:
 • کلیشه‌های نادرست را کاهش دهد؛
 • اعتماد متقابل ایجاد کند؛
 • و از افراط‌گرایی جلوگیری نماید.
اشتراکات انسانی
تقریباً تمامی ادیان بزرگ جهان بر:
 • کرامت انسان؛
 • عدالت؛
 • محبت؛
 • و صلح تأکید دارند.
۹-۱۳. فناوری و آینده صلح
فناوری می‌تواند هم تهدید و هم فرصت باشد.
فرصت‌ها
فناوری‌های نوین می‌توانند:
 • آموزش صلح را گسترش دهند؛
 • ارتباط میان ملت‌ها را تسهیل کنند؛
 • و شفافیت را افزایش دهند.
تهدیدها
در مقابل:
 • جنگ سایبری؛
 • هوش مصنوعی نظامی؛
 • انتشار اطلاعات نادرست؛ می‌توانند صلح را تهدید کنند.
ضرورت حکمرانی جهانی فناوری
جامعه بین‌المللی باید قواعدی برای استفاده مسئولانه از فناوری ایجاد کند.
۹-۱۴. نهادینه‌ سازی فرهنگ صلح
مهم‌ترین هدف نهایی تمامی راهکارهای فوق، ایجاد «فرهنگ صلح» است.
مفهوم فرهنگ صلح
فرهنگ صلح به معنای جامعه‌ای است که در آن:
 • احترام به انسان؛
 • مدارا؛
 • عدالت؛
 • گفت‌وگو؛
 • همکاری؛ به ارزش‌های عمومی تبدیل شده باشند.
صلح از کجا آغاز می‌شود؟
صلح از:
 • خانواده؛
 • مدرسه؛
 • دانشگاه؛
 • رسانه؛
 • و جامعه محلی آغاز می‌شود و سپس به سطح ملی و بین‌المللی گسترش می‌یابد.
جمع‌بندی فصل نهم
تحقق حق بر صلح نیازمند مجموعه‌ای از اقدامات هماهنگ در سطوح ملی و بین‌المللی است. اصلاح نهادهای جهانی، تقویت حقوق بین‌الملل، گسترش آموزش صلح، توسعه عدالت اجتماعی، کاهش فقر، حمایت از جامعه مدنی، مشارکت زنان و جوانان، گفت‌وگوی میان فرهنگ‌ها و مدیریت مسئولانه فناوری از مهم‌ترین راهکارهای دستیابی به صلح پایدار محسوب می‌شوند. در نهایت، صلح زمانی پایدار خواهد شد که به بخشی از فرهنگ عمومی جوامع تبدیل شود.
 
 
فصل دهم:
نتیجه‌گیری، یافته‌های پژوهش و چشم‌انداز آینده حق بر صلح در حقوق بین‌الملل و حقوق بشر معاصر
۱۰-۱. مقدمه
پژوهش حاضر با هدف تبیین جایگاه «حق بر صلح» در نظام حقوق بین‌الملل و حقوق بشر معاصر انجام شد. بررسی تاریخی، نظری، حقوقی و عملی موضوع نشان داد که صلح دیگر صرفاً یک آرمان اخلاقی، فلسفی یا سیاسی نیست؛ بلکه به تدریج در حال تبدیل شدن به یک حق بنیادین انسانی و یک اصل هنجاری در حقوق بین‌الملل معاصر است.
در گذشته، صلح بیشتر به عنوان نتیجه توافق دولت‌ها تلقی می‌شد، اما تحولات قرن بیستم و بیست و یکم موجب شده است که انسان، کرامت انسانی و امنیت بشری در مرکز مفهوم صلح قرار گیرند. به همین دلیل، امروزه بسیاری از حقوقدانان، اندیشمندان و نهادهای بین‌المللی از «حق بر صلح» به عنوان یکی از حقوق نسل سوم حقوق بشر یاد می‌کنند.
۱۰-۲. مهم‌ترین یافته‌های پژوهش
مطالعه منابع حقوقی، اسناد بین‌المللی، رویه سازمان‌های بین‌المللی و تجارب تاریخی نشان می‌دهد که چند یافته اساسی قابل استخراج است.
یافته نخست:
صلح زیربنای تمامی حقوق بشر است
هیچ حقی بدون صلح به طور کامل قابل تحقق نیست.
حق حیات، حق آموزش، حق سلامت، حق توسعه، حق مشارکت سیاسی و سایر حقوق بنیادین در شرایط جنگ و خشونت به شدت آسیب می‌بینند.
در واقع، صلح بستری است که سایر حقوق بشر در آن شکوفا می‌شوند.
یافته دوم:
حق بر صلح دارای مبانی حقوقی قابل توجهی است
اگرچه هنوز یک معاهده جهانی الزام‌آور و جامع درباره حق بر صلح وجود ندارد، اما اسناد متعددی از آن حمایت می‌کنند.
از جمله:
 • منشور ملل متحد؛
 • اعلامیه جهانی حقوق بشر؛
 • میثاق‌های بین‌المللی حقوق بشر؛
 • اعلامیه حق بر توسعه؛
 • اعلامیه حق ملت‌ها بر صلح؛
 • اعلامیه حق بر صلح مصوب ۲۰۱۶ مجمع عمومی سازمان ملل.
مجموع این اسناد نشان می‌دهد که حق بر صلح دارای پشتوانه حقوقی رو به رشدی است.
یافته سوم:
صلح مفهومی فراتر از نبود جنگ است
یکی از مهم‌ترین تحولات نظری، گذار از مفهوم «صلح منفی» به «صلح مثبت» است.
صلح مثبت شامل:
 • عدالت اجتماعی؛
 • برابری؛
 • توسعه؛
 • احترام به حقوق بشر؛
 • مشارکت سیاسی؛
 • و امنیت انسانی می‌شود.
یافته چهارم:
تهدیدهای نوین، مفهوم صلح را متحول کرده‌اند
امروزه تهدیدهای اصلی علیه صلح فقط جنگ‌های کلاسیک نیستند.
بلکه عواملی مانند:
 • تروریسم؛
 • فقر؛
 • نابرابری؛
 • تغییرات اقلیمی؛
 • جرایم سازمان‌یافته؛
 • حملات سایبری؛
 • اطلاعات نادرست؛ نیز امنیت و صلح جهانی را تهدید می‌کنند.
یافته پنجم:
صلح یک مسئولیت مشترک جهانی است
برخلاف گذشته که حفظ صلح صرفاً وظیفه دولت‌ها تلقی می‌شد، امروزه تمامی بازیگران در قبال آن مسئولیت دارند:
 • دولت‌ها؛
 • سازمان ملل متحد؛
 • سازمان‌های منطقه‌ای؛
 • دانشگاه‌ها؛
 • رسانه‌ها؛
 • نهادهای مذهبی؛
 • سازمان‌های مردم‌نهاد؛
 • و حتی شهروندان عادی.
۱۰-۳. تحلیل نهایی جایگاه حق بر صلح در حقوق بین‌الملل
بررسی تحولات حقوق بین‌الملل نشان می‌دهد که حق بر صلح در حال طی کردن همان مسیری است که بسیاری از حقوق نوظهور قبلاً طی کرده‌اند.
مرحله نخست:
ظهور اخلاقی
ابتدا صلح به عنوان یک ارزش اخلاقی مطرح شد.
مرحله دوم:
شناسایی سیاسی
سپس دولت‌ها و سازمان‌های بین‌المللی اهمیت آن را پذیرفتند.
مرحله سوم:
شناسایی حقوقی
در ادامه، اسناد بین‌المللی متعددی از آن حمایت کردند.
مرحله چهارم:
نهادینه‌سازی حقوقی
مرحله‌ای که هنوز به طور کامل تحقق نیافته و نیازمند تلاش بیشتر جامعه جهانی است.
۱۰-۴. آسیب‌شناسی وضعیت کنونی
علی‌رغم پیشرفت‌های مهم، چالش‌های متعددی همچنان وجود دارند.
ضعف ضمانت اجرا
بسیاری از قواعد مرتبط با صلح فاقد ضمانت اجرای کافی هستند.
استانداردهای دوگانه
در برخی موارد، قواعد حقوق بین‌الملل به صورت یکسان نسبت به همه کشورها اجرا نمی‌شوند.
سیاسی شدن نهادهای بین‌المللی
برخی تصمیمات بین‌المللی تحت تأثیر رقابت‌های سیاسی قرار می‌گیرند.
ناکافی بودن آموزش صلح
در بسیاری از کشورها آموزش رسمی صلح و حقوق بشر هنوز جایگاه مناسبی ندارد.
۱۰-۵. پیشنهادهای حقوقی
برای تقویت حق بر صلح می‌توان اقدامات زیر را پیشنهاد کرد:
۱. تدوین کنوانسیون جهانی حق بر صلح
جامعه جهانی باید به سوی تصویب یک معاهده الزام‌آور درباره حق بر صلح حرکت کند.
۲. توسعه رویه قضایی بین‌المللی
دادگاه‌های بین‌المللی می‌توانند نقش بیشتری در حمایت از حق بر صلح ایفا کنند.
از جمله:
International Court of Justice
و
International Criminal Court
۳. تقویت مسئولیت دولت‌ها
دولت‌هایی که موجب نقض گسترده صلح می‌شوند باید پاسخگو باشند.
۴. اصلاح ساختار شورای امنیت
اصلاح سازوکار وتو و افزایش نمایندگی عادلانه کشورها ضروری است.
۱۰-۶. پیشنهادهای سیاسی
توسعه دیپلماسی پیشگیرانه
بسیاری از جنگ‌ها قبل از وقوع قابل پیشگیری هستند.
سرمایه‌گذاری بر:
 • میانجی‌گری؛
 • مذاکره؛
 • هشدار زودهنگام؛ می‌تواند از وقوع بحران‌ها جلوگیری کند.
تقویت همکاری‌های منطقه‌ای
سازمان‌های منطقه‌ای باید نقش فعال‌تری در مدیریت اختلافات ایفا کنند.
گسترش دیپلماسی عمومی
ارتباط مستقیم ملت‌ها می‌تواند سوءتفاهم‌ها را کاهش دهد.
۱۰-۷. پیشنهادهای فرهنگی و آموزشی
آموزش صلح از دوران کودکی
برنامه‌های درسی مدارس باید شامل:
 • فرهنگ مدارا؛
 • احترام به تفاوت‌ها؛
 • حل مسالمت‌آمیز اختلافات؛ باشد.
توسعه مطالعات صلح در دانشگاه‌ها
ضروری است رشته‌ها و مراکز مطالعات صلح گسترش یابند.
مسئولیت رسانه‌ها
رسانه‌ها باید به جای ترویج نفرت و دوقطبی‌سازی، فرهنگ گفت‌وگو و همبستگی را تقویت کنند.
۱۰-۸. آینده حق بر صلح
یکی از مهم‌ترین پرسش‌های آینده‌پژوهی حقوق بین‌الملل این است که آیا حق بر صلح به یک حق الزام‌آور جهانی تبدیل خواهد شد؟
روندهای امیدوارکننده
نشانه‌های متعددی وجود دارد:
 • گسترش ادبیات حقوقی؛
 • حمایت فزاینده دانشگاهیان؛
 • تصویب اسناد جدید؛
 • افزایش نقش جامعه مدنی؛
 • توجه بیشتر سازمان ملل به امنیت انسانی.
چالش‌های آینده
در مقابل، جهان همچنان با:
 • رقابت قدرت‌های بزرگ؛
 • جنگ‌های منطقه‌ای؛
 • بحران اقلیمی؛
 • و تهدیدهای فناورانه مواجه است.
چشم‌انداز نهایی
به نظر می‌رسد آینده حقوق بین‌الملل بیش از هر زمان دیگری با مفهوم صلح گره خورده باشد.
اگر قرن بیستم قرن «حقوق بشر» بود، شاید قرن بیست و یکم بتواند قرن «حق بر صلح» باشد.
 
نتیجه‌گیری نهایی:
حق بر صلح یکی از مهم‌ترین دستاوردهای فکری و حقوقی بشریت در عصر معاصر است. این حق بیانگر آن است که انسان صرفاً حق زنده ماندن ندارد، بلکه حق دارد در محیطی عاری از جنگ، خشونت، ترس، تبعیض و ناامنی زندگی کند. مطالعه اسناد بین‌المللی، نظریه‌های حقوقی، تجربه‌های تاریخی و آموزه‌های دینی نشان می‌دهد که صلح شرط اساسی تحقق کرامت انسانی و توسعه پایدار است.
امروزه تحقق حق بر صلح نه تنها وظیفه دولت‌ها، بلکه مسئولیت مشترک تمامی اعضای جامعه جهانی است. سازمان‌های بین‌المللی، دانشگاه‌ها، رسانه‌ها، نهادهای مدنی، رهبران مذهبی و شهروندان همگی در ساختن جهانی صلح‌آمیز سهیم هستند. آینده بشریت بیش از هر زمان دیگری به توانایی ما در جایگزین کردن گفت‌وگو به جای خشونت، همکاری به جای تقابل و عدالت به جای تبعیض وابسته است.
در نهایت می‌توان گفت:
حق بر صلح نه یک رؤیای آرمان‌گرایانه، بلکه ضرورتی حقوقی، اخلاقی و انسانی برای بقای تمدن بشری است.

الف) منابع فارسی:
 
کتاب‌ها:
۱ . آقایی، بهرام. (۱۴۰۱). حقوق بین‌الملل عمومی. تهران: انتشارات گنج دانش.
۲.ضیایی بیگدلی، محمدرضا. (۱۴۰۲).حقوق بین‌الملل عمومی. تهران: گنج دانش.
۳.ممتاز، جمشید. (۱۳۹۸). حقوق بین‌الملل معاصر.تهران: نشر میزان.
۴.موسی‌زاده، رضا. (۱۴۰۰). حقوق سازمان‌های بین‌المللی. تهران: میزان.
۵.هاشمی، سیدمحمد. (۱۴۰۰). حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران. تهران: میزان.
۶.قربان‌نیا، ناصر. (۱۳۹۹).حقوق بشر و حقوق بشردوستانه بین‌المللی.تهران: شهر دانش.
۷.صفایی، سید حسین. (۱۳۹۸).حقوق بشر در اسناد بین‌المللی.تهران: سمت.
۸.کاتوزیان، ناصر. (۱۳۹۷).فلسفه حقوق.تهران: شرکت سهامی انتشار.
۹.عمید زنجانی، عباسعلی. (۱۳۹۶).فقه سیاسی اسلام.تهران: امیرکبیر.
۱۰.جعفری لنگرودی، محمدجعفر.(۱۳۹۸).ترمینولوژی حقوق.تهران: گنج دانش.
 
مقالات فارسی:
۱۱.ممتاز، جمشید. (۱۳۹۹).«صلح و امنیت بین‌المللی در پرتو تحولات جدید نظام جهانی»فصلنامه مطالعات حقوقی بین‌المللی.
۱۲.قربان‌نیا، ناصر. (۱۴۰۰). «حق بر صلح و جایگاه آن در حقوق بشر معاصر» مجله حقوقی دادگستر.
۱۳.محمدی، علی. (۱۴۰۱). «تحلیل اعلامیه حق بر صلح سازمان ملل متحد» فصلنامه پژوهش‌های حقوق بین‌الملل.
۱۴.میرمحمد صادقی، حسین. (۱۴۰۰). «جایگاه امنیت انسانی در حقوق بین‌الملل» مجله مطالعات حقوق عمومی.
۱۵.سلیمی، محمد. (۱۳۹۹). «نقش سازمان ملل متحد در تحقق صلح جهانی» فصلنامه روابط بین‌الملل.
 
منابع اسلامی و فقهی:
۱.قرآن کریم.
۲.نهج‌البلاغه.
۳.علامه طباطبایی. (۱۳۹۵).تفسیر المیزان.قم: دفتر انتشارات اسلامی.
۴.مکارم شیرازی، ناصر. (۱۴۰۱).تفسیر نمونه.تهران: دارالکتب الاسلامیه.
۵.امام خمینی (ره). (۱۴۰۰).تحریرالوسیله.قم: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.
۶.شهید مطهری، مرتضی. (۱۳۹۸).اسلام و مقتضیات زمان. تهران: صدرا.
 
 
ب) منابع انگلیسی
 
Books:
 
1.Brownlie, Ian. (2019).Principles of Public International Law. Oxford University Press. 
 
2.Shaw, Malcolm N. (2021).International Law. Cambridge University Press.
 
3.Cassese, Antonio. (2005).International Law. Oxford University Press.
 
4.Henkin, Louis. (1995).International Law: Politics and Values. Martinus Nijhoff Publishers.
 
5.Tomuschat, Christian. (2008).Human Rights: Between Idealism and Realism.Oxford University Press.
 
6.Alston, Philip & Goodman, Ryan. (2013).International Human Rights.Oxford University Press.
 
7.Steiner, Henry J., Alston, Philip & Goodman, Ryan. (2020).International Human Rights in Context.Oxford University Press.
 
8.Bassiouni, M. Cherif. (2011).Introduction to International Criminal Law.Martinus Nijhoff.
 
9.Dinstein, Yoram. (2022).War, Aggression and Self-Defence.Cambridge University Press.
 
10.Gray, Christine. (2024).International Law and the Use of Force.Oxford University Press.
 
11.Orend, Brian. (2013).The Morality of War. Broadview Press.
 
12.Galtung, Johan. (1996).Peace by Peaceful Means: Peace and Conflict, Development and Civilization.Sage Publications.
 
13.Richmond, Oliver. (2014).Peace: A Very Short Introduction.Oxford University Press.
 
14.Mac Ginty, Roger. (2021).Everyday Peace. Oxford University Press.
 
15.Ramsbotham, Oliver; Woodhouse, Tom; Miall, Hugh. (2022).Contemporary Conflict Resolution. Polity Press.
 
مقالات انگلیسی:
 
16.Alston, Philip. (1980).“Peoples’ Rights: Their Rise and Fall.” Human Rights Quarterly.
 
17.Galtung, Johan. (1969).“Violence, Peace and Peace Research.”Journal of Peace Research.
 
18.Reardon, Betty. (2015).“Human Rights and Human Security as a Basis for Peace Education.” Peace Review.
 
19.Fernández, David. (2018).“The Human Right to Peace.”Peace Human Rights Governance.
 
20.Dupuy, Pierre-Marie. (2016).“International Law and Peace.”European Journal of International Law.
 
ج) اسناد و معاهدات بین‌المللی
۱.United Nations. (1945).Charter of the United Nations.San Francisco.
 
۲.United Nations General Assembly. (1948). Universal Declaration of Human Rights.
 
۳.United Nations General Assembly. (1966). International Covenant on Civil and Political Rights (ICCPR).
 
۴. United Nations General Assembly. (1966). International Covenant on Economic, Social and Cultural Rights (ICESCR).
 
۵.United Nations General Assembly. (1984). Declaration on the Right of Peoples to Peace. Resolution 39/11.
 
۶.United Nations General Assembly. (1999). Declaration and Programme of Action on a Culture of Peace.Resolution 53/243.
 
۷.United Nations General Assembly. (1986). Declaration on the Right to Development.
 
۸.United Nations General Assembly. (2016). Declaration on the Right to Peace. Resolution 71/189.
 
۹.United Nations Educational, Scientific and Cultural Organization. (1945). Constitution of UNESCO.
 
۱۰.International Labour Organization. (1919). Constitution of the International Labour Organization.
 
د) آرای قضایی و رویه‌های بین‌المللی
 
۱.International Court of Justice. Corfu Channel Case (United Kingdom v. Albania), 1949.
 
۲.International Court of Justice. Military and Paramilitary Activities in and against Nicaragua (Nicaragua v. United States), 1986.
 
۳.International Court of Justice.Advisory Opinion on the Legality of the Threat or Use of Nuclear Weapons, 1996.
 
۴.International Court of Justice. Armed Activities on the Territory of the Congo, 2005.
 
۵.International Criminal Court. Rome Statute of the International Criminal Court, 1998.